انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

شرحى پیرامون دعاى امام عصر (عج)

پوستر امام زمان علیه السلام

از ناحیه مقدّسه امام عصر، حضرت مهدى (عج) دعاهاى مختلفى نقل شده که یکى از دعاهاى معروف آن، دعایى است که با فراز: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة» آغاز مى‏گردد، این دعا از محتوایى بسیار عمیق و عالى برخوردار است که گویى درس‏هاى فرهنگى و اخلاقى بسیار مفیدى است که آن بزرگوار در لباس دعا، به پیروانش و به همه حق پرستان آموخته است، درس‏هاى سازنده و آموزنده در بیست و شش فراز، که در حقیقت 26 درس مهم براى انسان‏هایى است که در میان خصال اخلاقى، هر فرازى از آنها مناسب حال آنها با صفات مخصوص به خود است.

این دعا را که در مفاتیح الجنان محدّث قمى(ره) ذکر شده، علما و محدثین بزرگ و مورد اعتمادى از پیشینیان نقل نموده‏اند از جمله آنها: 1ـ محدّث و عالم برجسته قرن نهم هجرى قمرى شیخ تقى الدین کفعمى صاحب کتاب المصباح، و کتاب بلدالامین است.4 2ـ و نیز عالم و محدث بزرگ سید بن طاووس (م664 هـ.ق) این دعا را در کتاب مهج الدعوات نقل نموده است، و هر دو نفر از این دو محقق بزرگ، این دعا را نسبت به امام عصر حضرت مهدى(عج) داده، و از ناحیه مقدسه آن بزرگوار نقل نموده‏اند، و سپس علماى متأخّر مانند علّامه مجلسى در زادالمعاد، و محدّث قمى در مفاتیح، و محقق کاشانى در مصابیح الجنان، این دعا را از دو عالم نامبرده نقل نموده‏اند.

 

دو نکته پیرامون رزق و توفیق

جالب این که در آغاز این دعا، سخن از «رزق و روزى و توفیق» به میان آمده این گونه که مى‏گوییم: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة»؛ خدایا! توفیق اطاعت را رزق و روزى ما گردان.» که بیان گر آن است که خصال نیک، و ارزش‏ها از روزى‏هاى معنوى است که همچون رزق و روزى مادى، همواره مورد نیاز است، همان گونه که اگر رزق مادى به انسان نرسد، او قحطى زده شده و در پرتگاه نابودى قرار مى‏گیرد، نرسیدن به رزق معنوى نیز باعث سقوط و هلاکت است، و همان گونه که رزق و روزى مادى، هر روزه و در همه اوقات باید به انسان برسد تا او ادامه حیات بدهد، رزق و روزى معنوى نیز باید همیشگى باشد تا موجب ادامه حیات معنوى گردد.

به عبارت روشن‏تر، رزق و روزى به معنى عطا و بخشش مستمر و بهره‏اى از خیر و برکت الهى به طور مداوم است که هم شامل غذاى جسم و خوراک روزانه و هرگونه روزى مادى مانند لباس و خانه و مرکب و باغ و...مى‏شود، شامل روزى‏هاى معنوى مانند ارزش‏ها و صفات نیک نیز مى‏شود.

و معنى وسیعى دارد، بلکه رزق و روزى اصلى همین روزى معنوى است، و در دعاها تعبیر به رزق در مورد روزى‏هاى معنوى بسیار به کار رفته است، و در قرآن نیز، رزق به معنى عام و جامع است، و شامل امور مادى و معنوى خواهد شد، مثلاً در قرآن مى‏خوانیم: «فالّذین آمنوا و عملوا الصّالحات لهم مغفرةٌ و رزقٌ کریمٌ؛5 آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آمرزش و روزى ارزشمندى براى آنها است.» با توجه به این که واژه کریم به معنى هر موجود شریف و پر ارزش است، بنابراین رزق کریم، شامل هر روزى ارزشمند از مادى و معنوى مى‏شود، و داراى مفهوم و معنى گسترده‏اى است که فراگیرنده هرگونه نعمت‏هاى عالى از مادى و معنوى است، چنان که راغب لغت شناس معروف قرآن، رزق کریم را، شامل عموم روزى‏هاى شایسته از مادى و معنوى گرفته است.6

و در میان ده‏ها بلکه صدها دعا که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیه‌السلام) نقل شده، واژه رزق در مورد امور معنوى به کار رفته است، به عنوان نمونه نظر شما را به چند مورد جلب مى‏کنیم:

در فرازى از یکى از دعاهاى امام سجاد(علیه‌السلام) آمده: «اللّهمّ ارزقنى صلة قرابتى...؛7 خدایا رابطه نیک با خویشاوندانم، و حج قبول شده، و عمل نیک مورد پسندت را به من روزى گردان.» و در دعاى دیگر آن حضرت آمده: «خدایا! قلب خاشع و خاضع و هراسانى از خوف خدا، و بدن صابر، و زبان ذاکر و حمد کننده، و یقین راستین، و روزى گسترده و علم مفید به من روزى گردان.»8

از ناحیه مقدّسه امام عصر، حضرت مهدى (عج) دعاهاى مختلفى نقل شده که یکى از دعاهاى معروف آن، دعایى است که با فراز: «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة» آغاز مى‏گردد، این دعا از محتوایى بسیار عمیق و عالى برخوردار است که گویى درس‏هاى فرهنگى و اخلاقى بسیار مفیدى است که آن بزرگوار در لباس دعا، به پیروانش و به همه حق پرستان آموخته است

و در فراز دیگر آمده: «اللّهم ارزقنى قلباً تقیّاً نقیّاً؛9 خدایا! دل پاک و پاکیزه به من روزى کن.»

روایت شده روزى یکى از اصحاب بسیار نیک پیامبر(صلی الله علیه و آله) به نام حارثة بن سراقه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) عرض کرد: از خدا بخواه مقام شهادت را نصیبم گرداند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنین دعا کرد: «اللّهم ارزق حارثة الشّهادة؛ خداوندا! مقام شهادت را به حارثه روزى گردان.» طولى نکشید که جنگ احد رخ داد، او در این نبرد به شهادت رسید.10

امام زمان

نتیجه این که رزق و روزى معنى گسترده‏اى دارد و شامل مواهب معنوى نیز مى‏شود، بنابراین اگر ما خدا را با عنوان یا رزّاق، و یا رازق خواندیم، روزى‏هاى معنوى را نیز در نظر بگیریم، بلکه بیشتر به این نوع روزى‏ها توجه کنیم. چرا که غذاى روح، بسیار مهم‏تر از غذاى جسم است. و از امیرمؤمنان على (علیه‌السلام) روایت شده فرمود: «در شگفتم از کسانى که در مورد غذاى جسم اهتمام مى‏ورزند و از آن پرهیز مى‏کنند که زیانبخش نباشد ولى در مورد کیفر غذاى زیانبخش روح یعنى گناهان، که آتش دورخ است، بى توجه و غافل هستند.»11 این تعبیرات بیانگر روزى‏هاى معنوى است که ما باید به آن توجه عمیق داشته باشیم.

و در مورد توفیق ـ که در آغاز دعاى مذکور آمده ـ نیز باید توجه داشت که عامل اصلى، و کلید گشاینده همه ارزش‏ها و ترک گناهان است، توضیح این که واژه توفیق از ماده وفاق و توافق است و منظور از آن این است که کارهاى انسان، موافق فرمان خدا و بر وفق مراد، و هماهنگ با اهداف و مقصود، سهل و آسان گردد، و اسباب کار، فراهم شود و به اصطلاح مقتضى موجود، و هرگونه مانع، مفقود باشد تا انسان با اشتیاق و با کمال راحتى و روانى، به انجام کار همّت نماید.

به عبارت روشن‏تر توفیق، یارى و عنایت خاص الهى است که به بندگان شایسته‏اش مى‏دهد، در مقابل خذلان، که به معنى آن است که خدا او را به خودش واگذارد. خداوند در قرآن مى‏فرماید: «ان ینصرکم اللّه فلا غالب لکم و ان یخذلکم فمن ذاالّذى ینصرکم من بعده...؛12 اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر دست از یارى شما بردارد، کیست که بعد از او شما را یارى کند؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند.»

البته باید توجه داشت که یارى و عنایت الهى به بنده‏اش، بستگى به آمادگى و لیاقت بنده دارد، او باید با شناسایى عوامل و زمینه سازى در این راستا به استقبال توفیق الهى برود، و گرنه در وادى خذلان الهى سقوط مى‏کند، چنان که گفته‏اند:

 

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست             در باغ لاله روید و در شور زار خس

در بــاغ لاله رویـــد و در شــورزار خـــس             در باغ لاله روید و در شور زار خس

 

با توجه به این که امیرمؤمنان على(علیه‌السلام) در گفتار گوناگونى فرمود: «توفیق عنایت الهى است، توفیق نخستین نعمت است، توفیق سرلوحه سعادت و رستگارى، و سر سلسله اصلاح و برترین عمل است، و هیچ رهبر و راهنمایى برتر از توفیق نیست و هیچ نعمتى ارجمندتر از نعمت توفیق نیست.»13

امام صادق(علیه‌السلام) در معنى توفیق فرمود: «هرگاه بنده‏اى فرمان خداوند را بجا آورد، کار او موافق و هماهنگ با فرمان خدا است، و چنین بنده‏اى به عنوان بنده موفّق نامیده مى‏شود، و هرگاه بنده‏اى اراده گناه کند، ولى یارى خداوند بین او و گناه جدایى بیندازد، و در نتیجه او از گناه پرهیز کند، چنین بنده‏اى به توفیق الهى نایل شده است و اگر خداوند بین او و گناه مانع نشود، نشانه آن است که او را به خودش واگذارده و در نتیجه او را از توفیق محروم ساخته است.»14

امیر مؤمنان على(علیه‌السلام) در سرآغاز فرازى از خطبه‏اش مى‏فرماید: «نحمده على ما وفّق له من الطّاعة، وزاد عنه عن المعصیة؛ خداى را سپاس گوییم که ما را توفیق اطاعتش و ترک گناهانش بخشیده است.»

بنابراین توفیق، با ارزشت‏ترین موهبت الهى است، و به اصطلاح رفیقى است که به هر کس ندهندش، چنان که پر زیباى طاووس را به کرکس نخواهند داد، نتیجه این که اگر بخواهیم به سعادت همه جانبه برسیم و براى انجام وظیفه آماده

امام زمان

 شویم، و خشنودى و یارى الهى را کسب کنیم باید به ایجاد عوامل توفیق همّت کنیم، عواملى مانند: سلامتى روح و جسم، وراثت نیک، محیط سالم، غذاى پاک، همنشین شایسته، اعتماد به نفس، توکل به خدا، اراده نیرومند، ریاضت و زحمت، صبر و حوصله، برقرار نمودن رابطه تنگاتنگ با خدا و به طور کلى دین مدارى، و نیز باید از عوامل ضد توفیق پرهیز کنیم. که همان عوامل ضد عوامل مثبت است، که همچون آفتى ویرانگر موجب نابودى توفیقات خواهد شد.

مسأله توفیق به قدرى مهم است که در بسیارى از گفتار و دعاهاى پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیه‌السلام) آمده، بلکه در بسیارى از آنها در سرلوحه نیایش آنها قرار گرفته است. به عنوان نمونه نظر شما را به چند فراز جلب مى‏کنیم:

1ـ امیر مؤمنان على(علیه‌السلام) در سرآغاز فرازى از خطبه‏اش مى‏فرماید: «نحمده على ما وفّق له من الطّاعة، وزاد عنه عن المعصیة؛15 خداى را سپاس گوییم که ما را توفیق اطاعتش و ترک گناهانش بخشیده است.»

2ـ امام سجاد(علیه‌السلام) در فرازى از دعایش به خدا عرض مى‏کند: «و وفّقنى للّتى هى ازکى؛16 خدایا مرا به آنچه که پاک‏ترین است موفق کن.» و در فراز دیگر عرض مى‏کند: «خدایا! در ماه رمضان مرا براى درک شب قدر توفیق بده، به گونه‏اى که در صف محبوب‏ترین و پسندیده‏ترین بندگان درگاهت قرار گیرم.»17

3ـ و در قسمت آخر عهدنامه مالک اشتر، حضرت على(علیه‌السلام) آن را با این فراز به پایان مى‏رساند: «و از خدا مى‏خواهم که با رحمت گسترده و نیروى بى کران که در برآوردن هر حاجتى دارد، مرا و تو را در هرچه رضاى او است توفیق دهد.»18

و در نامه به قثم بن عباس مى‏نویسد: «وفّقنا الله و ایّاکم لمحابّة؛19 خداوند ما و شما را بر آنچه دوست دارد موفّق کند.»

نتیجه این که توفیق از امور بسیار پراهمیتى است که همواره مورد نظر پیامبران و امامان و اولیاء خدا بوده، و مانیز براى تحصیل امتیازات عالى انسانى، باید با مرکب توفیق به پیش رویم، و از به دست آوردن آن در همه ابعاد، با ایجاد زمینه هایش غافل نمانیم، که سنگ زیرین کاخ ترقى و تعالى است، چنان که امام على (علیه‌السلام) فرمود: «لاینفع اجتهادٌ بغیر توفیقٍ؛ هیچ کوششى بدون توفیق به ثمر نمى‏رسد.»20 و نیز فرمود: «مشتاقانه به استقبال توفیق روانه شوید که توفیق اُسّ وثیق (اساس مطمئن) است.»21

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


1. نامه اخلاقى عرفانى امام خمینى (که به نوه‏اش آقاى سید على خمینى اهدا شده) مجموعه آثار، شماره یک، نشر کنگره اندیشه‏هاى اخلاقى ـ عرفانى امام خمینى، ص 168.

2. محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج 5، ص 167؛ بحار، ج 93، ص 300.

3. شیخ تقى الدین کفعمى، مصباح کفعمى، ص 305 ؛ سید بن طاووس مهج الدّعوات، ص 294.

4. محدث قمى، الکنى و الالقاب، ج 3، ص 116؛ فوائد الرضویه، ص 7 و 8.

5. سوره حج، آیه 50.

6. مفردات راغب، ج 14، ص 135، و ج 18، ص 16.

7. بحارالانوار، ج 98، ص 247.

8. همان، ج 95، ص 258.

9. همان، ج 97، ص 89، براى اطلاع بیشتر به این موارد به المعجم المفهرس بحار الانوار، ج 12، ص 8436 تا 8438 مراجعه گردد.

10. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 3، ص 507.

11. بحارالانوار، ج 78، ص 41.

12. سوره آل عمران، ص 160.

13. غررالحکم، میزان الحکمة، ج 10، ص 590 و 591.

14. توحید صدوق، ص 242.

15. نهج البلاغه بنیاد، خطبه 185، صبحى صالح، خطبه 194.

16. صحیفه سجادیه، دعاى 20.

17. بحارالانوار، ج 98، ص 102.

18. نهج البلاغه، نامه 53.

19. همان، نامه 67.

20. غررالحکم.

21. همان.

ظهور نزدیک است

ظهور المهدی علیه السلام

آنچه در این مطلب مورد توجه است، باور نزدیک بودن تحقق وعده ظهور مهدى موعود (عج)، در بین اکثریت شیعیان و محبین خاندان عترت (علیهم السلام) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر این امر دارند که این مسئله از حد یک آرزو و امید صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدى در حال فرا رسیدن و محقق شدن است. ان‏شاءاللّه‏.

به نظر مى‏رسد براى اثبات این مدعا ذکر نکاتى که در زیر مى‏آید کفایت کند:

 

سخنرانى‏ آیة‏الله‏ ناصرى در مدینة‏النبى

اول، آیة‏الله‏ ناصرى در سخنرانى‏اى در مدینة‏النبى که در رجب سال گذشته صورت گرفته مطالبى را در زمینه بشارت به نزدیکى ظهور حضرت بقیة‏الله‏ الاعظم (عج) بیان کرده‏اند.

ایشان در این سخنرانى ابتدا مطلبى را به نقل از حضرت آیة‏الله‏ العظمى بهجت بیان مى‏کند و سپس خطاب به مخاطبان مى‏گوید: خدا مى‏داند زمان ظهور نزدیک است.2

دوم، حضرت آیة‏الله‏ العظمى مکارم شیرازى فرموده‏اند:

همانطور که براى حضرت مهدى (عج) یک غیبت صغرا و یک غیبت کبرا است؛ یعنى درست مانند آفتاب [که] وقتى مى‏خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشید پشت افق پنهان مى‏شود ولى هوا نیمه روشن است و کم‏کم این روشنایى برچیده و تاریک مى‏شود، براى ظهورش هم یک ظهور کبرا و یک ظهور صغرا است؛ مانند موقعى که آفتاب مى‏خواهد طلوع کند قرص خورشید هنوز پیدا نشده اما هوا نیمه روشن است و بعد خورشید دیده مى‏شود. مرحله غیبت ایشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ایشان هم ظهور صغرا و هم ظهور کبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان(عج) زیاد مى‏شود و همه جا صحبت از امام زمان (عج) است و جلسات امام زمان (عج) پر شور مى‏شود و بحثهاى امام زمان(عج) همه جا را مى‏گیرد. وضع طورى مى‏شود که مردم تشنه و آماده مى‏شوند. ما تصور مى‏کنیم که در این عصر و زمان؛ ما ان‏شاءاللّه‏ در بین‏الطوعین ظهور حضرت مهدى (عج) قرار داریم. من فراموش نمى‏کنم پنجاه سال قبل مؤسساتى که به نام حضرت مهدى(عج) بود خیلى کم بود و کتابهایى که درباره حضرت مهدى (عج) نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن از امام مهدى (عج) به این گستردگى نبود، اگر کسى چهل یا پنجاه سال قبل مسجد جمکران مى‏رفت در بهترین شبها ده یا بیست نفر بودند اما الان صدها نفر در بعضى از شبهاى حساس هستند. ما به سوى طلوع کبرا پیش مى‏رویم.3

مرحله غیبت ایشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ایشان هم ظهور صغرا و هم ظهور کبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان(عج) زیاد مى‏شود و همه جا صحبت از امام زمان (عج) است و جلسات امام زمان (عج) پر شور مى‏شود و بحثهاى امام زمان(عج) همه جا را مى‏گیرد. وضع طورى مى‏شود که مردم تشنه و آماده مى‏شوند

سخنان فوق از بزرگانى است که ما به راستگویى و تقواى آنها اعتماد کامل داریم و ضمنا این مطالب در لفافه و ابهام بیان نگردیده بلکه صراحتا نوید نزدیک بودن زمان ظهور را مى‏دهد.

در خصوص توجه خاص به امام مهدى (عج)، ذکر این نکته مناسب است که در دیدارى که حجة‏الاسلام رى‏شهرى نماینده ولى فقیه در امور حج به همراه دست‏اندرکاران حج گذشته، با مقام معظم رهبرى داشتند، آقاى رى‏شهرى یکى از ویژگیهاى حج امسال را توجه ویژه حجاج تمام کشورها به امام زمان (عج) برشمرد.4

اکنون سؤال این است که در این شرایط وظیفه ما به عنوان جامعه شیعى که خود را پیرو و سرباز آن حضرت مى‏دانیم و نیز براساس وعده‏هاى داده شده که اصل سپاه حضرت مهدى (عج) متشکل از ما (یاران سید خراسانى که 200 هزار تا یک میلیون نفر ذکر گردیده است) چیست؟

وظایفى که شیعیان در آستانه ظهور دارند، متعدد و مختلف است و لازم است کارشناسان موضوع به تبیین، معرفى و تبلیغ آن بپردازند. در اینجا بخشى از وظایفى مد نظر است که به گسترش فضاى منجى‏خواهى مى‏انجامد. آیة‏الله‏ مکارم در ادامه مطالب فوق، این بخش از وظایف را برشمرده‏اند. ایشان مى‏فرمایند:

اگر مى‏خواهیم به آن ظهور کمک کنیم، این ظهور صغرا را توسعه دهیم. همین بحثهاى مختلف درباره حضرت را میان جوانان، بزرگسالان، زنان، مردان، مسلمانان و غیر مسلمانان توسعه دهیم و به اینترنت بکشانیم. خلاصه با امواج، نام مهدى (عج) را به همه دنیا برسانیم و این ظهور صغرا را پررنگ کنیم تا نام حضرت مهدى (عج) در همه جلسات حضور پیدا کند. من معتقدم اگر این کار را بکنیم این یک مصداق عملى دعاى تعجیل فرج مى‏شود.5

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


1 . اشاره به فرضیه «پایان تاریخ» نوشته «فرانسیس فوکویاما».

2 . برگرفته از فایل تصویرى سایت تخصصى موعود تحت عنوان «پیرمردتر از شما هم ظهور را درک مى‏کند».

3 . فصلنامه علمى ـ تخصصى انتظار ویژه امام مهدى(ع)، سال دوم، شماره پنجم، پاییز 1381 به نقل از سایت تخصصى موعود.

4 . واحد مرکزى خبر، گزارش دیدار دست‏اندرکاران حج با آیة‏الله‏ خامنه‏اى.

5 . به مأخذ سوم رجوع شود.

فضیلت شب نیمه شعبان

امام زمان عج

نیمه شعبان در اذهان شیعیان و محبّان اهل‌بیت علیهم‏السّلام، به عنوان روز میلاد نجات بخش موعود معنا و مفهوم مى‏یابد. روز میلاد بزرگ مردى که انسانیت، ظهور او را به انتظار نشسته و عدالت براى پاى‏بوس قدمش لحظه‏شمارى مى‏کند.

نیمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجسته‏اى است که در این روز زمین را با قدوم خویش متبرّک ساخته است، اما همه عظمت آن در این خلاصه نشده و در تقویم عبادى اهل ایمان نیز از جایگاه و مرتبه والایى برخوردار است.

در روایاتى که از طریق شیعه و اهل تسنّن نقل شده فضیلت‌هاى بسیارى براى عبادت و راز و نیاز در شب و روز خجسته نیمه شعبان بر شمرده شده است و این خود تمثیل زیبایى است از این موضوع که براى رسیدن به صبح وصال موعود باید شب وصل با خدا را پشت سر گذاشت، و تا زمانى که منتظر، عمر خویش را در طریق کسب صلاح طى نکند نمى‏تواند شاهد ظهور مصلح موعود باشد.

با توجه به اهمیّت فراوانى که روایات به شب نیمه شعبان داده شده و حتّى آن را هم پایه شب قدر شمرده‏اند، در این مجال برخى از روایت‌هایى را که در بیان مقام و منزلت این شب روحانى وارد شده‏اند مورد بررسى قرار مى‏دهیم. باشد تا خداوند ما را به عظمت این شب مقدس واقف گرداند و توفیق بهره‏بردارى از برکات آن را عطا فرماید:

از پیامبر اکرم صلّى ‏الله‏ علیه ‏و آله در این زمینه روایت‌هاى بسیارى نقل شده که یکى از آنها به این شرح است:

شب نیمه شعبان در خواب بودم که جبرییل به بالین من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در این شب خوابیده‏اى؟ پرسیدم: اى جبرییل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز اى محمّد! پس مرا از جایم بلند کرد و به سوى بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند کن! امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت باز مى‏گردند و همه درهاى خوشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نیکى و بخشایش نیز گشوده مى‏شوند. خداوند در این شب به تعداد موها و پشم‌هاى چهارپایان (بندگانش را از آتش جهنم) آزاد مى‏کند. امشب خداوند زمان‌هاى مرگ را ثبت و روزی‌هاى یک سال را تقسیم مى‏کند و همه آنچه را که در طول سال واقع مى‏شود نازل مى‏سازد. اى محمد! هر کس امشب را با منزّه داشتن خداوند (تسبیح)، ذکر یگانگى او (تهلیل)، یاد بزرگى او (تکبیر)، راز و نیاز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحب (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح کند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را که پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام مى‏دهد، خواهد بخشید... .(1)

یکى از همسران پیامبر اکرم صلّى ‏الله ‏علیه ‏و آله حالات ایشان را در شب نیمه شعبان چنین بیان مى‏کند:

در یکى از شب‌ها ناگهان متوجه شدم که پیامبر خدا بستر خود را ترک کرده است، به جستجوى ایشان پرداختم، امّا به ناگاه دیدم که حضرتش مانند جامه‏اى که بر زمین افتاده باشد به سجده رفته و چنین راز و نیاز مى‏کند:

«أصبحت إلیک فقیرا خائفا مستجیرا فلا تبدّل اسمى و لا تغیِّر جسمى و لا تجهد بلائى و اغفرلى»؛

به سوى تو آمدم در حالى که تهیدست، ترسان و پناه جویم، پس نام برمگردان، جسم مرا تغییر مده، گرفتاریم را افزون مساز و از من در گذر.

آنگاه سر خود را بلند کرد و بار دیگر به سجده رفت و در آن حال شنیدم که مى‏فرمود:

«سجد لک سوادى و خیالى و امن بک فؤادى هذه یداى بما جنیت على نفسى یا عظیم ترجى لکلّ عظیم إغفرلى ذنبى العظیم فإنّه لایغفر العظیم إلّا العظیم»؛ سراپاى وجودم براى تو سجده کرده و قلبم به تو ایمان آورده است؛ این دو دست من با همه جنایتى که بر خود روا داشته‏ام، پس از بزرگى که براى هر کار بزرگى امیدها به سوى تو است؛ از گناهان بزرگ من درگذر، چرا که از گناهان بزرگ در نمى‏گذرد مگر پروردگار بزرگ.

بعد از اداى این کلمات سر خود را بلند کرده و براى سومین بار به سجده رفت و این جملات را بر زبان جارى ساخت:

«أعوذ برضاک من سخطک و أعوذ بمعافاتک من عقوبتک و أعوذ بک منک أنت کما اثنیت على نفسک و فوق ما یقول القائلون»؛ از خشم تو به خشنودیت پناه مى‏برم، از کیفر تو به بخشش تو پناهنده مى‏شود و از تو به سوى خودت پناه مى‏جویم، تو همان گونه‏اى که خود توصیف کرده‏اى و بالاتر از آنى که گویندگان مى‏گویند.

لحظاتى دیگر سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت و در حالى که مى‏فرمود:

الّلهمّ إنّى أعوذ بنور وجهک الذى أشرقت له السموات و الأرض و قشّعت به الظلمات و صلح به أمر الأوّلین و الآخرین أن یحلّ علىّ غضبک أو ینزّل علىّ سخطک أعوذ بک من زوال نعمتک و فجاة نقمتک و تحویل عافیتک و جمیع سخطک، لک العتبى فى استطعت و لاحول و لاقوة إلّا بک»؛ خدایا به نور وجه تو که آسمان‌ها و زمین از آن روشن شده، تاریکی‌ها با آن از بین رفته و کار پیشینیان و آیندگان با آن اصلاح شده است پناه مى‏برم، از این که به خشم تو گرفتار شوم و یا دشمنى تو بر من نازل شود. پناه مى‏برم به تو از زوال نعمتت، نزول ناگهانى عذابت، دگرگونى سلامتى‏ات و همه آنچه که خشم تو را در پى دارد. خشنودى نسبت به آنچه من در توان دارم از آن توست و هیچ حرکت و نیروى نیست مگر به سبب تو.

چون این حال را از پیامبر دیدم او را رها کردم و شتابان به طرف خانه حرکت کرد. نفس‏نفس زنان به خانه رسیدم. وقتى پیامبر به خانه برگشتند و حال مرا دیدند گفتند: چه شده است که این چنین به نفس‏نفس افتاده‏اى؟

گفتم: اى رسول خدا من به دنبال شما آمده بودم، پس فرمود:

آیا مى‏دانى امشب چه شبى است؟! امشب شب نیمه سعبان است. در این شب اعمال ثبت مى‏گردند، روزی‌ها قسمت مى‏شوند، زمان‌هاى مرگ نوشته مى‏شوند و خدواند تعالى همه را مى‏بخشد مگر آنکه به خدا شرک ورزیده یا به قمار نشسته است. یا قطع رحم کرده یا بر خوردن شراب مداومت ورزیده یا بر انجام گناه اصرار ورزیده است... .(2)

پرسشى که با مطالعه روایت‌هاى بالا به ذهن خطور مى‏کند این است که چرا با این که در بسیارى از روایات تصریح شده که تعیین زمان مرگ مردمان و تقسیم روزى آنها در شب قدر و در ماه مبارک رمضان صورت مى‏گیرد، در دو روایت یاد شده شب نیمه شعبان به عنوان زمان تقدیر امور مزبور ذکر شده است؟

مرحوم سیّد بن طاووس (م 664 ق.) در پاسخ پرسش یاد شده مى‏گوید:

شاید مراد روایات مزبور این باشد که تعیین زمان مرگ و تقسیم‏روزى به صورتى که احتمال محو و اثبات آن وجود دارد، در شب نیمه شعبان صورت مى‏گیرد، اما تعیین حتمى زمان مرگ و یا تقسیم حتمى روزی‌ها در شب قدر انجام مى‏شود. و شاید مراد آنها این باشد که در شب نیمه شعبان امور مزبور در لوح محفوظ تعیین و تقسیم مى‏شوند، ولى تعیین و تقسیم آنها در میان بندگان در شب قدر واقع مى‏شود. این احتمال هم وجود دارد که تعیین و تقسیم امور یاد شده در شب قدر و شب نیمه شعبان صورت گیرد، به این معنا که در شب نیمه شعبان وعده به تعیین و تقسیم امور مزبور در شب قدر داده مى‏شود. به عبارت دیگر امورى که در شب قدر تعیین و تقسیم مى‏گردند، در شب نیمه شعبان به آنها وعده داده مى‏شود. همچنان که اگر پادشاهى در شب نیمه شعبان به شخصى وعده دهد که در شب قدر مالى را به او مى‏بخشد، در مورد هر دو شب این تعبیر صحیح خواهد بود که بگوییم مال در آن شب از آن حضرت چنین بخشیده شده است.(3)

کمیل بن زیاد از یاران امام على علیه‏السّلام چنین روایت مى‏کند که:

در مسجد بصره در نزد مولایم امیرالمؤمنین نشسته بودم و گروهى از یاران آن حضرت نیز حضور داشتند، در این میان یکى از ایشان پرسید: معناى این سخن خداوند که: «فیها یفرق کل أمر حکیم»(4) ؛ در آن شب هر امرى با حکمت معین و ممتاز مى‏گردد، چیست؟ حضرت فرمودند:

«قسم به کسى که جان على در دست اوست همه امور نیک و بدى که بر بندگان جارى مى‏شود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم مى‏شود. هیچ بنده‏اى نیست که این شب را احیاء دارد و در آن دعاى خصر بخواند، مگر آن که دعاى او اجابت شود.» پس از آن که امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسید: چه شده است اى کمیل؟ گفتم اى امیرمؤمنان آمده‏ام تا دعاى خصر را به من بیاموزى، فرمود:

بنشین اى کمیل! هنگامى که این دعا را حفظ کردى خدا را در هر شب جمعه، یا در هر ماه یک شب، یا یک بار در سال یا حداقل یک بار در طول عمرت، با آن بخوان، که خدا تو را یارى و کفایت مى‏کند و تو را روزى مى‏دهد، و از آمرزش او برخوردار مى‏شوى، اى کمیل! به خاطر زمان طولانى که تو با ما همراه بوده‏اى بر ما لازم است که درخواست تو را به بهترین شکل پاسخ دهیم، آنگاه دعا را چنین انشاء فرمود... (5)

شایان ذکر است که این دعا همان دعایى است که امروزه آن را با نام «دعاى کمیل» مى‏شناسیم.

امیرمؤمنان على علیه‏السّلام، در روایتى دیگر در فضیلت شب نیمه شعبان چنین مى‏گوید:

در شگفتم از کسى که چهار شب از سال را به بیهودگى بگذراند: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نیمه شعبان و اولین شب از ماه رجب... .(6)

از امام صادق علیه‏السّلام روایت شده که پدر بزرگوارشان در پاسخ کسى که از فضیلت شب نیمه شعبان از ایشان پرسیده بود فرمودند:

این شب برترین شب‌ها بعد از شب قدر است، خداوند در این شب فضلش را بر بندگان جارى مى‏سازد و از منّت خویش گناهان آنان را مى‏بخشد، پس تلاش کنید که در این شب به خدا نزدیک شوید. همانا این شب، شبى است که خداوند به وجود خود سوگند یاد کرده که در آن درخواست کننده‏اى را، مادام که درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند. این شب، شبى است که خداوند آن را براى ما خاندان قرار داده است، همچنان که شب قدر را براى پیامبر ما قرار داده است. پس بر دعا و ثناى بر خداوند تعالى بکوشید، که هر کس در این شب صد مرتبه خداوند را تسبیح گوید، صد مرتبه حمدش را بر زبان جارى سازد، صد مرتبه زبان به تکبیرش گشاید و صد مرتبه ذکر یگانگى (لا اله الا اللّه) او را به زبان آورد، خداوند از سر فضل و احسانى که بر بندگانش دارد، همه گناهانى را که او انجام داده بیامرزد و درخواست‌هاى دنیوى و اخروى او را برآورده سازد، چه درخواست‌هایى که بر خداوند اظهار کرده و چه درخواست‌هایى که اظهار نکرده و خداوند با علم خود بر آنها واقف است... .(7)

آنچه ذکر شد بخشى از روایات فراوانى است که در فضیلت شب و روز نیمه شعبان وارد شده‏اند( 8) ، امّا باید دانست شرافت این شب خجسته، علاوه بر همه آنچه که بیان شد، به اعتبار مولود مبارکى است که در این شب قدم به عرصه خاک نهاده است. وجود مقدسى که سالها پیش از تولدش مژده میلاد او به مسلمانان داده شده بود و شاید همه عظمت این شب و تکریم و بزرگداشتى که در کلمات معصومان علیهم‏السّلام از آن شده است به خاطر وجود همین مولود مبارک باشد. چنانکه بزرگانى چون سیّد بن طاووس به این موضوع اشاره کرده و بر همگان لازم دانسته‏اند که در این شب خداى خویش را به سبب منّت بزرگى که با میلاد امام عصر علیه‏السّلام بر آنها نهاده سپاس گویند و تا آنجا که توان دارند شکر این نعمت الهى را به جاى آورند.(9)

در یکى از دعاهایى که در شب نیمه شعبان وارد شده است چنین میخوانیم:

اللّهم بحقّ لیلتنا هذه و مولودها و حجّتک و موعودها الّتى قرنتَ إلى فضلها فضلاً فتمّت کلمتک صدقا و عدلاً لامبدلّ لکلماتک... (10) ؛ بار خدایا تو را مى‏خوانیم به حق این شب و مولود آن، و به حق حجّتت و موعود این شب، که فضیلتى دیگر بر فضیلت آن افزودى و سخن تو از روى راستى و عدالت به حدّ کمال رسیده و هیچ کس را یاراى تبدیل و تغییر سخنان تو نیست.

مطابق روایت‌هاى بسیارى که شیعه و اهل تسنن آنها را نقل کرده‏اند میلاد خجسته امام عصر علیه‏السّلام، در شب نیمه شعبان سال 255 ق. واقع شده و باعث مزید فضیلت این شب مبارک گشته است.(11)

امیدواریم که خداوند به برکت مولود با عظمت شب نیمه شعبان به همه ما توفیق درک فضیلت‏هاى این شب خجسته را عطا فرماید و همه ما را از زمره یاوران و خدمتگزاران مولود این شب قرار دهد.

پى‏نوشت‌ها:

1 . ابن طاووس، على بن موسى، أقبال الأعمال، ص 212/ المجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج98، ص413.

2 . ابن طاووس، على بن موسى، همان، صص217-216.

3 . همان، ص214.

4 . سوره دخان (44) آیه 4. لازم به توضیح است که غالب مفسران آیه یاد شده را ناظر به شب قدر دانسته‏اند. ر.ک: الطباطبایى، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج18، ص130.

5 . ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص220.

6 . المجلسى، محمدباقر، همان، ج94 ص87، ح12.

7 . ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص209/ المجلسى، محمد باقر، همان، ج94، ص85، ح5؛ الصدوق، محمد بن على بن الحسین، همان ج2، ص424، ح1.

8 .براى مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: ابن طاووس، على بن موسى، همان، صص237-207؛ المجلسى، محمد باقر، همان.

9 . ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص218.

10.همان، ص219.

11.ر.ک: الکلینى، محمد بن یعقوب، الکافى، ج1، ص514/ الصدوق، محمد بن على بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص432/ شبراوى، عبدالله بن محمد، الأتّحاف بحبّ الأشراف، ص179/ ابن صبّاغ المالکى، نورالدین على بن محمد، الفصول المهمّة فى معرفة الأئمّة، ص310.

منبع:

مجله موعود، شماره 47 

ویژه جشن میلاد امام زمان علیه السلام

نیمه شعبان

1) برخیز که منجی جهان می آید          آن حجت حق، امید جان می آید

    شد دامن نرگس از گلستان حسن       گلریز، که صاحب الزّمان  می آید

 2) وقتی تو بیایی، چشمانم به پیشواز تو خواهند آمد، و مهربانی را در نگاهت جست و جو خواهم کرد.

وقتی تو بیایی، داستان کهنه و خاک گرفته ی زندگی من زنده خواهد شد و قلبم در پناه دستان تو آرام خواهد گرفت.

 

 

 

مهدی جان! با آمدنت کابوس تیره من نورانی خواهد شد، و زمین دیگر سرد و خاموش نخواهد بود، دیگر کسی غمی نخواهد داشت. آنگاه، آسمان را خواهم شکافت، تا اوج خواهم شتافت و به اوج خواهم رفت، به اوج خورشید که پُر از گرما و نور است که تو مهربانترینی ای منجی عالم!

 

3) مولای عزیزم! ای پدر مهربانم!

بی تو خورشید در افق های غم فرو می رود،بی تو یاس ها شکفتن نمی دانند،بی تو تابوت آرزوها بر شانه ی  لحظه ها سنگینی می کند. بی تو خستگان قدومت می میرند. بی تو گلهای نرگس عطر پریشانی و زمزمه زندانی می دهند.

حال اگر تو بیایی...

از طلوع تا غروب، از شفق تا فلق، دسته دسته آیه های نور خواهند بود. شکوفه و گل و سرور خواهند بود. اگر تو بیایی! تمام واژه ها صبور خواهند بود، نرگس های دشت می رویند، اشک غم بر چهره ماتم می میرد و رنگ شادی می گیرد. اینک سرود شادمانی بخوانید که مولا می آید، آقا می آید، آقا       می آید،

اَلّهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج

4)امشب حدیث عشق خود را فاش می گویم، تا آسمان پولک نشان، چشمک زنان، بر قدسیان بارانی از عطر شقایق ها بریزد. امشب نیمه شعبان، یک تکه از انوار یزدان، یک گوشه از عرش الهی، فرش زمین را پر از نور خدا کرد. از شادیش خندید شبنم، یاس سپید ما زهراسلام الله علیها  این بار از گل نرگس، گل پاکی، گل سرشار از عطر حقیقت، هدیه ای می خواست. نوید شادمانی، بانگ آزادی، خروش عدل، گلبانگ رهایی را طلب می کرد. گل نرگس پذیرا شد  چشم عالم پر از عشق و تمنا شد. بلورین یادگار فاطمه سلام الله علیها  از دامن نرگس، جهانی را گلستان کرد:

بگو با آن که می گوید به یک گل کی بهار آید            گل نرگس، جهانی را گلستان می کند امشب

 5)   دل سراپرده محبت اوست           دیده   آئینه   دار   طلعت     اوست

      بی وجودش مباد گوشه دل         زان که این گوشه جای خلوت اوست

     بوسه باران کنم قدومش را           زان که چشمم به راه مقدم  اوست

 6) آنک ای مسیح موعود خستگان، ای آنکه گفته اند وقتی می آیی، دستی بر مغزها می کشی، مغزهای خشکیده و تاریک، نورانی می شود. دستی بر چشمها می گذاری، از بینایی و بصیرت پر می شود. دستی بر گوشها می کشی، تا شایسته شنیدن سروش الهی و سخن حق شود و دستی بر دلها می کشی تا از بصیرت و عشق الهی مالامال از نور گردد.

 

7) خوشا آن روزگار وصل، خوشا آن لحظه ی موعود، خوشا آن قامت رعنای ایمان، ترجمان وحی، کنار کعبه، خانه ی توحید، بیت ربّ، خوشا هنگام گردش گرد کعبه، همگام تو بودن، به گردت گشتن و با کعبه بودن، و دیدن پرچم پیروز مهدی (عج) را، تک سوار دشت پاکی را، حقیقت را مجسّم در کنار کعبه با بانگ خدا دیدن، خوشا از او شنیدن، چشیدن قطره قطره از زبان او...

 8) مهدی جان! ای پدر مهربانم!

هزار سپیدار در بوستان قلبمان تو را صدا می زنند، و هزار پرنده در آسمان اشتیاق، به کاشانه تو کوچ می کنند. لحظه ای به تبار تو چشم می دوزم: از آدم تا خاتم، چشم به راه تو بوده اند. از اولین امام تا یازدهمین رهبر، به ظهور تو نوید داده اند. رسالت ناتمام انبیا در انتظار توست تا آنها را به اتمام رسانی.

ای یوسف زمان!

بر چکاد البرز، نام تو رقم خورد و بر پیشانی خورشید نشان تو. ای از تبار پاکی، ای خورشید بی غروب، همخوانی انبیا در سرودی متوقف شد:

آینده در انتظار توست، ای مظهر غیب                            جهان در انتظار توست ای مظهر غیب

9) گوهر ما دیر زمانی است که خود منتظر است، در زندان غیبت دیر زمانی است گرفتار شده است. گوهری که در روز خورشید شرمنده اوست و مهتاب در شب، خجل از چهره اوست. این گوهر ما یوسف ثانی است که گرفتار شده است، سلطان زمین و آسمان است که گرفتار شده است. این گوهر ما عصاره پیغامبران است، گنج پنهان خدا روی زمین است، ای خدا نهان نما این گوهر ما، مهدی فاطمه سلام ا... علیها را. ای خدا می دانم رمز گرفتاری او گناه من

و ماست. چه کنم! رمز گرفتاری یارم گشتم. ای خدا! برسان مهدی فاطمه سلام ا... علیها را.

 10) ای مصلح جهانیان، ای جامع همه ی خوبی ها، مهدی جان! ای که ذوالفقار علی در دست داری و عصمت و دعای زهرای مرضیه سلام ا... علیها را، و صبر و بردباری امام حسن علیه السلام ، وشجاعت امام حسین علیه السلام ، و غیرت حضرت عباس علیه السلام ، و عبادت امام سجاد علیه السلام ، و علم امام باقر علیه السلام و صدق امام صادق علیه السلام ، و فرونشانی خشم امام کاظم علیه السلام ، و رضایت امام رضا علیه السلام ، و بخشش و جود علیه السلام امام جواد علیه السلام ، و هدایت و راهنمایی امام هادی علیه السلام ،  و هیبت و شکوه امام عسگری علیه السلام را به همراه داری. 

ای تکواژ دیار عشق! آنچه همه ی خوبان دارند تو تنها داری، بیا و خوبی ها را آکنده ساز و غم هجران را به پایان رسان.

 

11) سلام و درود بر تو ای منتظر به انتظار نشسته. از غربتت چه بگویم، چگونه بگویم که بی معرفتی خودم سبب غریبی توست. از انتظارت چگونه بنالم وقتی که تو در اصلاح من هستی، اما با این همه شرمساری باز می خوانمت، چرا که محبوب دیگری سراغ ندارم. تو همان پدر دلسوز و مهربانی، ما را دریاب! ای آقا و سرور ما، بدان اگرچه گاه از تو غافل می شوم، گرچه تو را گاه فراموش می کنم و گرچه با گناهانم قلب تو را به درد می آورم، به خودت، به کلام شیرینت و به چهره ی دلربایت که تو را دوست می داریم.

12) ای خورشید پنهان رخ بنمای و ای صبح صادق، از آفاق وجود، دمیدن آغاز کن، تلألو ستارگان، شعشعه ای از روی توست، انوار تابناکت را بر عرصه جهانیان بتابان. ای بهار روزگاران، ای دلدار، دل ما خراب است و دیده بی تاب، دور دار از ما خرابی و بی تابی را. ای طبیب، آینه دل به زنگار آلوده شد. کیمیایی کن! که علاج تویی. ای نوید امن و امان و ای آرامش جان، ای طلیعه شکوه و جلالت، ای اسوه ی سادات، ای قصر بلند آفرینش، ای منزلگه انس، ای باران، ببار که باران رحمت تو سوسن و خس نمی شناسد. ای پیک بهروزی، شام مرده ی ما را نسیمی، دل آزرده ی ما را نسیمی.

13) یا صاحب الزّمان

در خزان زندگی مقدم سبز تو را لاله افشان، نقل پاشان کرده ایم. ای مسافر، ای غریب، ای آفتاب، کوچه های شام غیبت، غارهای فصل حیرت گشته اند، جان خفته در ورای قرن ها صد مُهر غفلت خورده است، دست های خالی نسل فراق، پشت درها همچنان وامانده است. دستبند بندگی بر دست هاست، مرگ تدریجی به ما افتاده است. آنک ای آموزگار صبر و عشق، در پگاه روزی از این روزها، پرده را یک سو بزن، روح ها افسرده است، آرمان ها مرده است!

تک سوار دشت بیداری بیا                                              آفتاب صبح پیروزی بیا

14) امام زمان (عج) به ماه کاملی می ماند که زیبایی و روشنایی شبهای مهتابی از اوست. نور درخشانی است که در سرتاسر عالم پراکنده و پرتوافکن است. او چراغ هدایت است برای گمراهان و ناامیدان.

مهدی فاطمه (س) آب گوارایی است که تشنگان وادی دین و دیانت را سیراب می سازد. و ره جویان راه توحید و هدایت را به مقصد و منظور می رساند. نجات بخش انسان ها از مهلکه های نابود کننده است.

دوستی همدم و مهربان است، پدری دلسوز و دوستدار، برادری همراه و همتاست، پناه بی پناهان است. 

نشانه‌های ظهور قائم:

1- هر گاه دیدی حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.
2- هر گاه دیدی که قرآن فرسوده شده و درست معنی نمی‌شود.
3- هر گاه دیدی دین هم‌چون ظرف توخالی و بی‌محتوا شده است.
4- هر گاه دیدی نوجوانان پسر همان کنند که زنان کنند.
5- هر گاه دیدی که شراب را آشکارا می‌آشامند و برای نوشیدن آن کنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند.
6- هر گاه دیدی اهل قرآن و دوستان آن‌ها خوارند.
7- هر گاه دیدی انسان به زبان می‌گوید و عمل نمی‌کند.
8- هر گاه دیدی که مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود.
9- هر گاه دیدی که بدعت و زنا آشکار شود.
10- هر گاه دیدی مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند.
11- هر گاه دیدی راه نیک بسته و راه بد باز است.
12- هر گاه دیدی جرأت بر گناه آشکار شود و دیگر کسی برای انجام آن منتظر تاریکی شب نگردد.
13- هر گاه دیدی که والیان در قضاوت رشوه بگیرند.
14- هر گاه دیدی سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد.
15- هر گاه دیدی که ستم و تجاوز شایع شده است.
16- هر گاه دیدی که نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند.
17- هر گاه دیدی که انسان ثروت زیادی جمع کرده ولی از آغاز آن تا آخر زکاتش را نداده است.
18- هر گاه دیدی خرابی بیشتر از آبادی است.
19- هر گاه دیدی که دل‌های مردم سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدا برایشان گران است.
20- هر گاه دیدی که خونریزی آسان گردد.
21- هر گاه دیدی که حج و جهاد برای خدا نیست.
22- هر گاه دیدی مسجدها طلاکاری شود.
23- هر گاه دیدی که حدود الهی تعطیل شود و طبق هوی.
24- هر گاه دیدی قدرتمندان غذای عمومی مردم را احتکار کنند.
25- هر گاه دیدی شراب‌خوار مست، پیش نماز مردم شود.
26- هر گاه دیدی که برای اذان و نماز مزد می‌گیرند.
27- هر گاه دیدی که سال به سال بدعت و بدی‌ها بیشتر شود.
28- هر گاه دیدی که طالب حلال، مذمّت و سرزنش می‌شود و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد.

منبع: کتاب حضرت مهدی (عج) فروغ تابان ولایت