انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

تکالیف شب قدر

تکالیف شب قدر

شب قدر

1- غسل

غسل در شبهای 19و21و23 در همان اول شب، مقارن طلوع آفتاب سفارش شده وهدف ازآن تطهیرجسمانی برای آمادگی روحی و پاک شدن از تمامی زشتیها وپلیدیهای روحی است وتا جان از آلودگیها پاک نشود روح نیزپاک نخواهد شد. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده؛ «انجام دادن چنین غسلی انسان را از گناهان پاک می گرداند، ومانند روزی می شود که از مادر متولد گردیده است».1

 

2- احیاء (شب زنده داری)

برای انسان مومن، سزاوار نیست تا در شبی که آسمانیان میهمان او شده اند، حجاب غفلت به روی خویش اندازد و خود را از همنشینی با آنها محروم سازد، لذا مستحب است، آن شب را زنده نگهدارد و تا صبحگاهان شب زنده داری نماید و این خود نوعی مبارزه با خمودگی و سستی و خواب سنگینی است که انسان را از هدف های عالی اش باز می دارد.

 

3- تلاوت قرآن

در روایتی آمده هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است. وهمچنین تلاوت سوره های یس، عنکبوت، روم ،دخان و...وارد شده است. همچنین تلاوت سوره« قدر» نیز در شب قدر تأکید شده است بطوریکه در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده است: «کسی که سوره قدر را بخواند، اجرش چون اجر کسی است که ماه رمضان را روزه داشته و شب قدر را احیاء داشته است.» 2

 

4- توبه و استغفار

 

5- خواندن دعا

خواندن دعای جوشن کبیر و دیگر ادعیه مأثوره (جوشن صغیر، دعای توسل، دعای مجیر، دعای اللهم انی امسیت... و خواندن دعای فرج)

 

6- توسل به ولایت ائمه هدی

در شب قدر وسیله ای مطمئن تر از ائمه هدی (علیه السلام) برای انسان وجود ندارد، پس باید به ایشان توسل جست، مخصوصا به مولی الموحدین، علی ابن ابیطالب که «لیالی قدر» مصادف با شهادت مظلومانه آن امام متقین است ونیز با تمسک به زیارت ابا عبد الله الحسین به در گاه حضرت احدیت به استغاثه پرداخت.

 

7- نماز

نماز که سر لوحه همه عبادات است در ردیف اعمال و وظایف لیالی قدر، به طرق مختلفی وارد شده است:

- خواندن نمازهای قضا شده در گذشته به خصوص نمازهای سال اخیر.

- خواندن نمازهای مستحبی برای کسب ثواب بیشتر. از جمله نمازهای مستحبی خواندن دو رکعت نماز با یک سلام، همچون نماز صبح با این تفاوت که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره توحید بخواند و بعد از سلام هفتاد مرتبه «استغفرالله و اتوب الیه» بگوید بطوریکه در روایت نبوی آمده است از جای خود بر نخیزد تا حق تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد.3

- خواندن صد رکعت نماز، همچون نماز صبح به صورت دو رکعتی و نیز مجاز است به جای این صد رکعت، شش روز از نمازهای قضا شده خود را بجا آورد، بگونه ای که از ظهر روز اول شروع کرده و در عشاء روز ششم ختم نماید.

در روایتی آمده هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه های دیگر ختم قرآن کرده است

8- قرآن بر سر گذاشتن

ازامام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «قرآن را در سه شب از ماه رمضان بردار و بگشا و جلوی روی خود قرار می دهی و در ادامه فرمود،چنین بگویید: اللهم انی اسئلک بکتابک المنزل، وما فیه وفیه اسمک الاکبر، واسمائک الحسنی، و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائک من النار.4
شب قدر

 

9- تجدید عهد با امام زمان (عج) و خواندن دعای فرج

در شب 19 ماه مبارک رمضان، یکی از شب های احتمالی قدر، امام علی (علیه السلام) در مسجد کوفه به دست ابن ملجم مرادی با شمشیری زهر آلود ضربت خوردند و در بستر بیماری قرار گرفتند و در شب 23 ماه مبارک رمضان -یکی دیگر از شبهای احتمالی قدر- به شهادت رسیدند. لذا یکی از اعمال شب 19 ماه مبارک رمضان، گفتن صد مرتبه «اللهم العن قتله امیرالمومنین» می باشد.

 

چرا شب قدر را احیا می کنیم؟

لیلة القدر شب نزول کاملترین کتاب آسمانی یعنی قرآن است پس باید آن شب را احیاء نمود تا از فیض و برکات معنوی و بی حد و حصر نزول کلام خدا بر آسمان دنیا برخوردار شویم و آن را بر سر نهیم و زیر سایه قرآن با توسل به ائمه (س) از خدا طلب آمرزش و مغفرت نموده و آیات نورانی آن را دائما در اندیشه و فکر خود داشته و در آن شب عزیز با حالت خضوع و خشوع تصمیم بگیریم دستورات عالیه آن را واقعا در زندگانی با تمام روح و روان خود عملا پیاده کنیم.

شب قدر؛ شبی است که گفته شده عبادت در آن شب اگر خالصانه باشد برابر است با بیش از سی هزار شب.

شب قدر؛ شبی است که اگر بیدار بمانیم طاعتی افزون تر از شب های دیگر بنماییم، و در آن هنگام فرشتگان فوج فوج تا صبح بر مومنین و مومنات در حال عبادت سلام و درود و رحمت می فرستند و خود شاهد و ناظر رکوع و سجود متواضعانه اشرف مخلوقات هستند تا بدینوسیله اشرفیت و خلیفه اللهی انسان بر فرشتگان تفسیر گردد و رمز سجده ملائک در برابر آدم را بیابند.

شب قدر؛ شبی است که آدمی راه طولانی سیرالی الله را یکشبه طی می نماید و در این شب آدمی بهتر می تواندبه تهذیب نفس بپردازد چرا که در این شب شیاطین در اسارتند وانسانها از شر وسوسه های او تا صبح در امانند مگر اینکه انسان خود نعوذ با ا لله با اعمال نا شایست درآن شب بند از پای شیطان باز نهد.

شب قدر؛ شبی است که مقدرات یکساله هر انسان و سرنوشت همه موجودات جهان در آن رقم زده می شود.

شب قدر؛ شبی است که حضرت مهدی(عج) مقدرات یکساله هر انسانی را به امضاء می رساند وشب شناخت آن انسان عظیم الشان، «امام عصر» است وشب قدر انسان کامل است.

شب قدر؛ شبی است که لیله الاسراء ومعراج رسول الله در آن واقع شده است.

شب قدر؛ شبی است که اگر نبود ونیامده بود شب تیره، بد بختی انسان به پایان نمی رسید و بامداد، نیک بختی او طلوع نمی کرد، و از بند اسارت اقویا و استعمار گران آزاد نمی گشت.

حال با این تفاضیل آیا شایسته است که انسان مسلمان خود را از برکات و فیوضات چنین شبی محروم سازد! لذا بر هر مسلمان پاس داشت واحیاءاین شب ضروری می نماید.

 



1- وسائل الشیعه، ج7، ص261.

2- مجمع البیان، ج10-9، ص516.

3- مفاتیح الجنان، اعمال شب قدر.

4- بحار الانوار، ج 94، ص 4.

فضیلت شب قدر (لیلة القدر)1

فضیلت شب قدر 1
وَمَآ أَدْرَاکَ مَا لَیلَةُ الْقَدْرِ - شب قدر، پرارجترین و پررمز و رازترین شبها در گردونه زمان است که قلمها در وصفش می شکنند، زبانها از توصیفش قاصرند و عقل در فهم آن مبهوت و متحیر میماند؛ شبی که به فرموده امام صادق علیهالسلام قلب رمضان به شمار میاید.1
بهترین شب سال، شب قدر است که خداوند در قرآن کریم آن را شبی پربرکت دانسته2 و ارزش آن را برتر از هزار ماه بیان کرده است.3 ایا به راستی برکتی بالاتر از این هست که یک شب همتراز هزار ماه یعنی سی هزار شب یا 83 سال و چهار ماه قرار گیرد؟
معنای شب قدر
چرا این شب «شب قدر» نامیده شده است؟ چه اسراری در آن نهفته و چه وقایع و حوادثی در آن رخ داده و میدهد؟ مفسران قرآن کریم با استفاده از قرآن و احادیث پیشوایان معصوم دین درباره علت نامگذاری این شب به «شب قدر» مطالب و دلایل زیادی آوردهاند.4 شب قدر یعنی شب بزرگ و با عظمت؛ زیرا در قرآن کریم «قدر» به معنای منزلت و بزرگی خدا آمده است .5 همه مقدّرات بندگان نیز در طول سال در این شب رقم میخورد 6؛ همچنانکه امام رضا علیهالسلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را که از این سال تا سال بعد پیش خواهد آمد، مقدّر میفرماید از زندگی یا مرگ، از خوب یا بد یا روزی. پس آنچه خداوند در این شب مقرر میکند، به حتم واقع خواهد شد.»7
البته این امر هیچگونه تضادی با آزادی اراده انسان و مسئله اختیار ندارد؛ زیرا تقدیر الهی به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگیها و لیاقتهای افراد و به اندازه ایمان، تقوا، پاکی نیت و اعمال آنهاست. بدون شک مفاهیمی چون: وعده و وعید، انذار و بشارت، کیفر و پاداش، بدون برخورداری انسان از اراده و اختیار بی معناست. حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوههایی از حضور اراده و اختیار انسان است. بزرگترین اشتباه درباره حقیقت مشیت الهی این است که گروهی خود را صاحب همه چیز میدانند و تصور میکنند خداوند به صورت مطلق همه کارها را به بندگان خود واگذار نموده است؛ پس نه ثواب و عقاب در کار است و نه مسئولیت و اخلاق. گروهی دیگر نیز فکر میکنند انسان موجودی مجبور است که هیچ اختیار و آزادی ندارد و همه چیز با قضا و قدر تعیین میشود؛ در حالی که حقیقت امری میان این دو نظر است؛ یعنی نه جبر قضا و قدر و نه واگذاری مطلق به بندگان؛ چراکه بعضی از کارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام میدهیم؛ مثل خوردن، آشامیدن، رفتن، آمدن و ... و در بعضی دیگر از کارها همچون به دنیا آمدن، از دنیا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نیست.8
در شب قدر فرشتگان بسیاری به زمین میایند؛ به طوری که زمین بر آنها تنگ میشود. لذا آن را «شب قدر» نامیدهاند؛ زیرا یکی از معانی «قدر» به معنای ضیق و تنگ است9 و در این شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسیله فرشته صاحب قدر بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله نازل گردید.10
پنهان بودن شب قدر
اینکه شب قدر در ماه مبارک رمضان واقع شده است، مورد قبول همه مسلمانان است و هیچگونه شک و تردیدی در آن وجود ندارد؛ زیرا از سویی خداوند در قرآن میفرماید: «ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است»11 و از سوی دیگر در آیه اول سوره قدر میخوانیم: «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم». با توجه به این دو آیه مبارکه، چنین نتیجه گیری میشود که شب قدر خارج از ماه مبارک رمضان نیست و حتماً در این ماه قرار دارد.
بنابر روآیات، خداوند اجابت را در میان دعاها پنهان کرده است تا مؤمنان به همه دعاها روی آورند؛ همانگونه که وقت مرگ را پنهان کرده است تا مردم در همه حال پذیرای آن باشند. وقت قیامت و ظهور امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف را نیز مخفی کرده تا اهل معصیت آنها را دستاویزی برای نیل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل، مؤمنان در همه حال مراقبت بیشتری از خود نشان دهند.12 بر همین مبنا شب قدر مخفی است و زمان دقیق آن مشخص نیست. امام علی علیهالسلام دلیل مخفی بودن شب قدر را در این میداند که مؤمنان شبهای بیشتری را قدر بدانند و در آرزوی درک فضیلت آن به کارهای نیک و عبادت بیشتری پرداخته، از معاصی و زشتیها دوری گزینند و در پرستش خداوند تلاش بیشتری نمایند.13
حکمت دیگر مخفی ماندن شب قدر آن است که اگر شب خاصی معین میشد، برخی افراد بر اثر توفیق شبزندهداری و احیای آن به عجب و غرور مبتلا میشدند؛ اما پنهان بودن آن باعث میشود تا ملکات فاضله در مؤمنان راسختر شود و در نتیجه از برکات و فیوضات بیشتری در این شبها بهرهمند گردند. اگر این شب معلوم بود، حرمت و عظمت در خور شأن را نداشت؛ زیرا مردم همواره برای امور پنهان، احترام بیشتری قائلاند.
فضایل شب قدر
عظمت و فضیلت این شب را بر سایر شبها از این امور میتوان به دست آورد:
1. آمرزش گناهان:
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله در تفسیر سوره «قدر» فرمودند: «هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»14
2. قلب رمضان:
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «از کتاب خدا استفاده میشود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است».15
3. بهتر از هزار ماه:
در فرهنگ غنی اسلام، همه چیز را با معیارهای الهی میسنجند و بر همین اساس قرآن در مورد شب قدر میفرماید: «لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْر» در دعای 44 صحیفه سجادیه نیز میخوانیم: «(عبادت و بندگی در) شبی از شبهای آن، آن را برابر با (عبادت در) شبهای هزار ماه قرار داد (چون خیرات و برکات و سودهای دینی و دنیوی در آن است) و آن را شب قدر نامید».
4. نزول قرآن:
طبق روآیات، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است.16 این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله بهصورت الفاظ نازل شده است.
5. نزول ملائکه:
نزول ملائکه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر علیهالسلام فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»17
6. عرضه اعمال بر حجت خدا:
بنا بر روآیات و ظاهر آیت سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله نیست و فرشتگان در شب قدر مقدّرات یک سال را نزد «ولی مطلق زمان» میآورند و بر او عرضه میکنند.18 این واقعیت از روز نخستین وجود داشته است و تا قیامت هم ادامه خواهد یافت. از سویی نیز بنابر روآیات زمین از نخستین روز خلقت تا آخر فنای دنیا بیحجّت نخواهد بود19 چنانکه امام علی علیهالسلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشتها) فرو فرستاده میشود. پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز این شب صاحبانی دارد».20 حجت خدا در زمین در زمان حاضر وجود مقدّس و مبارک حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف است و اوست که حجت خدا و وصی اوصیا و خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله و معصوم از هر گناه و پلیدی است و لذا صاحب شب قدر است.
فرصت را غنیمت شمریم
شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستو شوی آینه دل. آن شب بهترین فرصت است تا خوبیها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین، و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم. در شب قدر که شب زنده داری میکنیم، خداوند نام ما را در گروه نیکبختان ثبت میکند و آتش جهنم را بر ما حرام میسازد. ایا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک شویم؟ دعاهای شبهای رمضان مجموعه ای است بصیرتبخش که با تکرار تلاوت آنها به صورت هدفهایی برای ما در میاید. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدفهای مطرح شده در دعاها گام برداریم.


پی نوشت ها
1. بحارالانوار، ج 58، ص 376.
2. دخان/ 3.
3. قدر/ 3.
4. تفسیر الدرالمنثور، ج 6، ص 371؛ تفسیر نمونه، ج 27، ص 181؛ تفسیر راهنما، ج 20، ص 630؛ تفسیر المیزان، ج 20، ص 559.
5. حج/ 74.
6. دخان/ 4.
7. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 133.
8. تفسیر نمونه، ج 27، ص 187.
9. طلاق/ 7.
10. تفسیر راهنما، ج 20، ص 630.
11. بقره/ 185.
12. بحارالانوار، ج 68، ص 176.
13. همان، ج 94، ص 5.
14. تفسیر منهج الصادقین، ج 10، ص 308.
15. بحارالانوار، ج 58، ص 376 ؛ امالی شیخ صدوق، مجلس، 15، ح 4.
16. اصول کافی، ج 1، ص 362 ؛ امالی، مجلس 15، ح 5.
17. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 133.
18. تفسیر نمونه، ج 27، ص 190؛ اصول کافی، ج 1، ص 352.
19. اصول کافی، ج 1، ص 251.
20. همان، ج 1، ص 363.
پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 14

فضیلت شب قدر (لیلة القدر) 2

فضیلت شب قدر (لیلة القدر) 2
اشاره «شب قدر» شبى است که در آن قرآن بر پیامبر عظیم الشأن اسلام نازل شده است و فضیلت عبادت در این شب از تمام شبها بیشتر است. در این شب مقدرات یک سال انسان معین مى گردد. از با فضیلت ترین اعمال در چنین شبى «احیاء» مى باشد که به معناى پاس داشتن یک شب تا صبح است. پس جا دارد که در چنین شبى انسان از اعمال زشت خود استغفار نماید چرا که شب توبه است و خداوند در آن بندگانش را مورد اکرام خاص خود قرار مى دهد. لسان الغیب سروده است:
چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى ... آن شب قدر که این تازه براتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد ... که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
بر آنیم تا دراین مقاله به بررسى فضیلت این شب بزرگ در آیات، روایات و سیره علما بپردازیم.
شب قدر در آینه آیات قرآن
به جرئت مى توان گفت برجسته ترین آیات قرآن در مورد شب قدر و فضیلت آن که است که خداوند متعال مى فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. و از شب قدر چه آگاهت کرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر کارى که مقرر شده است فرود مى آیند. آن شب تا دم صبح صلح و سلام است».
از جمله دلایل فضیلت شب قدر بلکه والاترین جنبه فضیلت آن نزول قرآن کریم در این شب مى باشد که به صورت یک باره بر قلب مقدس پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله) نازل گردید و در بقیه عمر مبارک ایشان به صورت تدریجى انجام گرفت. قرآن کریم یکى از علل فضیلت ماه رمضان را همین معنا برشمرده و مى فرماید: (شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن هدى للناس و بینات من الهدى و الفرقان)؛ «ماه رمضانى که قرآن را در آن فرو فرستادیم؛ کتابى که مردم را راهبر و متضمن دلایل آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است».
قرآن کریم علت دیگر فضیلت این شب بزرگ را تعیین مقدرات انسان قلمداد نموده و مى فرماید: (انّا انزلناه فى لیلة مبارکة انّا کنّا منذرین - فیها یفرق کل امر حکیم)؛ «ما قرآن را در شبى فرخنده نازل کردیم؛ زیرا که هشدار دهنده بودیم. پس در آن شب هر کارى محکم و استوار مى شود».
شب قدر در آینه روایات معصومین
وجه تسمیه شب قدر
نوعاً در ادبیات دینى ما هر یک از آموزه هاى اسلامى داراى وجهى براى نام گذارى است و تسمیه آن برخاسته از یک ویژگى یا یک علقه معنایى است که بین اسم و معناى آن وجود دارد. به عنوان نمونه احادیث نسبتاً زیادى در مورد وجه تسمیه «رمضان» وجود دارد. پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله) در حدیثى فرمود: (انما سمى الرمضان لانّه یرمض الذنوب)؛ «رمضان رمضان نامیده شد که گناهان را از بین مى برد». نیز در جایى دگر فرمود: (سمّى الرمضان لشدة الحرّ)؛ «از آن رو رمضان به خاطر شدت گرما رمضان نامیده شد.». در مورد نام گذارى شب قدر نیز امام رضا (علیه السلام) فرموده است: «ماه رمضان ماهى است که در آن قرآن نازل گشته است و در این ماه به پیامبر(صلى الله علیه و آله) وحى شده و در آن شب قدر است؛ شبى که از هزار ماه بالاتر است. در آن شب هر کارى محکم و برقرار مى شود و مسائلى که در طول سال از نیکى و بدى، سود و زیان، روزى و زندگى و مرگ وجود دارد رقم زده مى شود و به همین جهت است که «قدر» نامیده شده است».
برترى بر هزار ماه
آن گونه که به نحو اشاره گذشت و در آیات قرآن نیز بدان اذعان شده است شب قدر از هزار ماه برتر مى باشد. پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله) دراین زمینه مى فرماید: (قد جاءکم شهر رمضان مبارک شهر فرض اللّه علیکم صیامه تفتح فیه ابواب الجنان و تُغَلُّ فیه الشیاطین فیه لیلة القدر التى خیر من الف شهر من حُرمها فقد حُرم)؛ «ماه رمضان فرا رسیده ماهى با برکت که خدا روزه اش را بر شما واجب گردانید. درهاى بهشت در این ماه باز مى شود و شیاطین در غل و زنجیرند در این ماه شب قدر است که فضیلت آن از هزار ماه بیشتر است. در حقیقت محروم کسى است که از برکات آن شب محروم باشد».
آثار شب قدر
شب قدر بهترین فرصت براى طلب بخشش و آمرزش گناهان از خداوند است و پروزدگار در این شب عنایت ویژه اى به بندگان خود دارد و در واقع آن را بهانه اى جهت آمرزش بندگان خود قرار داده است. پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله) در روایتى وجود شب قدر را غایت لطف خدا به امت خویش برشمرده، مى فرماید:
«به امت من در ماه رمضان پنج چیز داده شده که به امت هیچ پیغمبرى پیش از من داده نشده است. اما عطاى اول: هر گاه شب اول ماه رمضان فرا رسد خداوند به سوى بندگان نظر مى کند و کسى که خدا به او نظر کرده تا ابد عذاب نمى شود. دوم: بوى بد دهان آنان که در نزد خدا شب زنده دارى مى کنند خوشبوتر از بوى مشک مى شود. سوم: ملائکه براى ایشان در شب و روز استغفار مى کنند. چهارم: همانا خداوند عزوجل بهشت خویش را امر مى کند که استغفار کند و تزیین شود براى بندگان. پس چه نزدیک است که سختیهاى دنیا آنها را در خود فرو برد و مى روند به سوى بهشت و کرامت من. پنجم: پس هر گاه شب آخر فرا رسد خداوند همه بندگان را مى آمرزد.
مردى گفت: یا رسول اللّه در شب قدر؟ پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمود: مگر نمى دانى که کارگران هر گاه کارشان تمام شود، مزد به آنها مى دهند».
هم چنین روزه داران در دعاى روز قدر به درگاه خدا دست بلند کرده و مى خوانند: (اللهم ارزقنى فیه فضل لیلة القدر و صیّر امورى فیه من العسر الى الیسر و اقبل معاذیرى و حطّ عنّى الذنب و الوزر یا رئوفا بعباده الصالحین)؛ «بار خدایا! فضل شب قدر را در این روز بر من روزى کن و کارهایم را از سختى به آسانى وا گردان و عذرم را بپذیر و گناهانم را بریز اى مهربان به بندگان نیکوکار».
علامت شب قدر
اگر چه در مورد شب قدر سؤالهایى وجود دارد و به طور مشخص معلوم نیست که دقیقاً چه شبى از سال مى باشد اما در بین سه شب قدرى که وجود دارد احتمال شب سوم بیشتر است. در مورد نشانه هاى شب قدر و تفاوت آن با دیگر شبهاى سال نیز روایاتى وجود دارد. محمد بن مسلم مى گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره علامت شب قدر پرسیدم، فرمود: «علامت شب قدر این است که بوى خوش از آن پخش مى شود. اگر در سرماى زمستان باشد گرم و ملایم و اگر در گرماى تابستان باشد خنک و معتدل و نیکو خواهد بود». امام صادق (علیه السلام) نیز در روایت دیگرى روز آن را از نظر لطافت آب و هوایى مانند شبش دانسته و مى فرماید: (لیلة القدر فى کل سنة و یومها مثل لیلتها)؛ «شب قدر در هر سالى هست و روز آن مانند شبش نیکوست».
در خواست هاى شب قدر
در برخى از مواقع هنگامى که فرد مسلمان با یک موقعیت زمانى یا مکانى ویژه جهت استجابت دعا واقع مى شود زبانش از بیان خواسته ها قاصر مانده و نمى داند از خالق خویش چه بخواهد. این مسئله دلایل گوناگونى مى تواند داشته باشد. گاه از فرط نشاط و بساطت روح است، گاه از درک بزرگى توفیقى است که نصیبش شده که حتى در بین انبیا نیز دیده مى شود. سئوال حضرت موسى (علیه السلام) در این شب عزیز از خداوند از این نوع است
او به خداى خود عرضه داشت:
«خدایا! مى خواهم به تو نزدیک شوم. فرمود: قرب من براى کسى است که شب قدر بیدار باشد. گفت: خدایا! رحمتت را مى خواهم. فرمود: رحمتم از آن کسى است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند. گفت: خدایا! جواز گذشتن از پل صراط را مى خواهم. فرمود: آن از آن کسى است که در شب قدر صدقه اى بدهد. گفت: خدایا! از درختان و میوه هاى بهشتى مى خواهم. فرمود: آنها براى کسى است که در شب قدر مرا به پاکى یاد کند. گفت: خدایا! رهایى از آتش جهنم را مى خواهم. فرمود: آن براى کسى است که از گناهانش در شب قدر استغفار کند. گفت: خدایا! خشنودى تو را مى خواهم. فرمود: خشنودى من از آن کسى است که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند».
در برخى موارد نیز فرد به راستى نمى داند که در این موقعیت بزرگ چه چیز از خداى خود بخواهد. در این زمینه روایتى وجود دارد که پیامبر اعظم(صلى الله علیه و آله) صریحاً مشخص فرمود که در شب قدر باید از خدا چه چیزى خواست.
(قیل للنبى(صلى الله علیه و آله)انْ اردکت لیلة القدر فما اسأل ربى؟ قال(صلى الله علیه و آله): العافیة؛ از پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) سؤال شد که اگر شب قدر را درک کردیم از خدا چه بخواهم؟
فرمود: سلامتى بخواهید».
عظمت شب قدر در سیره معصومان (علیهم السلام)
روزى شخصى خدمت یکى از حضرات معصومان (علیهم السلام) سخن از شبهاى مبارک رمضان و لیالى قدر به میان مى آورد و از فضیلت آن را از حضرت سؤال مى کند. حضرت شروع به شمردن خصایص و فضایل شب قدر مى نماید. شخصى در مجلس حضور داشت و با شنیدن آن آه حسرتى کشید که چرا شب قدر را به غفلت گذرانیده است.
حضرت به او رو کرد و فرمود: «پاداش تو از همه آن کسانى که دیشب (شب قدر) را تا صبح بیدار بودند و عبادت کردند بیشتر است؛ زیرا در آن شب تو آب نوشیدى و یاد از لب تشنه ابا عبداللّه کردى و گفتى: سلام بر حسین و لعنت بر قاتلان او. همین مسئله سبب شد که بهترین عبادت را در نامه عملت بنویسند».
یک داستان
«عبداللّه نیشابورى» مى گوید: بین من و «حمید بن قحطبه» رفافتى بود. در ماه رمضان روزى از نیشابور به طوس رفتم. حمید بن قحطبه که حاکم طوس بود از آمدن من با اطلاع شد و شبى از شبهاى قدر ماه رمضان، مرا به خانه خود دعوت نمود. قبل از افطار به خانه او رفتم. وقتى که وارد شدم دیدم براى پذیرایى از من سفره اى انداخت و غذایى آماده کرد. من تعجب کردم. حمید به من غذا تعارف کرد و من به او گفتم: من نه مریض هستم، نه مسافر و نه علیل و بى جهت روزه خود را باز نمى کنم. از او پرسیدم چرا او روزه نمى گیرد. امیر شروع به گریه نمود. من تعجب کردم و علّت گریه او را پرسیدم. او گفت:
وقتى که هارون الرشید در طوس بود، شبى مرا طلبید. نزد او رفتم و دیدم که خشمگین ایستاده و شمشیر برهنه اى در دست اوست. به من گفت: اطاعت تو از من چقدر است؟ جواب دادم: با نفس و مال از تو حمایت مى کنم. آن گاه مرا مرخص نمود. هنوز بیرون نرفته بودم که مجدداً مرا خواست و با همان حالت بلکه خشمگین تر همان سؤال را از من پرسید. من گفتم: من با جان و مال و اهل و اولاد از تو اطاعت مى کنم. سپس اذن مراجعت به من داد.
وقتى که به منزل خود رسیدم غلامش را دنبالم فرستاد و گفت: خلیفه تو را فراخوانده است. براى بار سوم به دربار رفتم و او باز همان سؤال را از من کرد. من براى رضاى خاطر و اطمینان او گفتم: من با جان و مال و فرزندان و دینم از تو حمایت مى کنم. این را که گفتم خندید و به من گفت: این شمشیر را بگیر و هر جا که این غلام رفت برو و هر چه به تو امر کرد، امر من است.
غلام مرا با خود به زندانى برد که در یکى از سیاه چالهاى مخوف آن بیست نفر از سادات علوى زندانى بودند. از موهاى بلند آنان معلوم بود که مدت زیادى است که زندان هستند. غلام رو به من کرد و گفت: فرمان امیرالمؤمنین این است که این بیست نفر را گردن بزنى. من هم اطاعت کردم و آنها را یک به یک گردن زدم و او بدن آنها را در میان چاهى انداخت. سپس به سیاه چالى دیگر رفتیم که در آنجا نیز بیست نفر از سادات بنى الزهرا زندانى بودند که همگى لاغر و نحیف شده بودند. غلام به من رو کرد و گفت: دستور خلیفه این است که اینها را هم گردن بزنى. اطاعت کردم و آنها را نیز گردن زدم و غلام دوباره بدنهاى آنها را به چاه انداخت.
بعد به سیاه چال تاریک دیگرى رفتیم که در آن نیز بیست زندانى از سادات وجود داشت و مأمور شدم که آنها را نیز بکشم. اما نفر آخر پیرمردى بود که بدن لاغر و موهاى بلندى داشت. وقتى خواستم او را بکشم به من گفت: مرگ بر تو اى رو سیاه! فرداى قیامت جواب جدم على و مادرم فاطمه را چه خواهى داد؟ بدنم لرزید اما بالاخره او را هم کشتم و غلام بدنش را به چاه انداخت. حالا تو بگو دیگر نماز و روزه و شب زنده دارى به درد من مى خورد؟».
احیاء و شب قدر در سیره علماء و بزرگان
حاج محمد ابراهیم کلباسى«ره»
آورده اند که «حاج محمد ابراهیم کلباسى» که از معاصران «میرزاى قمى» و «سید شفتى» و از شاگردان «بحر العلوم» و... بود شب قدر را با عبادت ادراک مى کرد؛ زیرا مدت یک سال هر شب را تا صبح عبادت مى کرد و معلوم است که شب قدر از شبهاى سال بیرون نیست.
آقا سید على صاحب ریاض«ره»
«صاحب ریاض» در راه علم محنت بسیار کشید. مشهور است که آن جناب علم را به گریه و زارى و مناجات از درگاه بارى تعالى تحصیل نموده؛ زیرا ظاهراً مدّت تحصیلش آن قدر نبود که بتوان به این مرتبه بلند رسید و مى گویند وى شبهاى جمعه را تا صبح احیاء مى کرد و به عبادت خداوند متعال مشغول بود.
ملا محمد تقى برغانى«ره»
در احوال ایشان چنین نوشته اند: «عبادت آن جناب چنان بود که همیشه به خصوص در شبهاى ماه مبارک رمضان از نصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود مى رفت و تا صبح به مناجات و ادعیه و تضرع و زارى و تهجد اشتغال داشت و مناجات «خمس عشرة» را از حفظ مى خواند و بر این روش و شیوه پسندیده استمرار داشت تا همان شب که شربت شهادت نوشید. مکرر در فصل زمستان دیده مى شد که در پشت بام مسجد خود در حالى که برف به شدت مى بارید در نیمه شب پوستینى بر دوش و عمامه اى بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و با حالت ایستاده و دستها را به سوى آسمان بلند کرده تا اینکه برف سراسر قامت مبارکش را از سر تا پا سفیدپوش مى کرد».
آقا سید صدر الدین عاملى اصفهانى«ره»
مرحوم «شیخ عباس قمى» در شرح حال این عالم بزرگوار مى نویسد: «... این سید جلیل، بَکّاء و کثیرالمناجات بود. نقل شده که شبى از شبهاى قدر داخل حرم امیر مؤمنان (علیه السلام) شد. بعد از زیارت، نشست پشت سر ضریح مقدس و شروع کرد به خواندن دعاى «ابوحمزه ثمالى». همین که شروع کرد به کلمه «الهى لا تؤدبنى بعقوبتک» گریه او را فرا گرفت و پیوسته این کلمه را مکرر کرد و گریه کرد تا غش کرد و او را از حرم مطهر بیرون آوردند».


پى نوشت ها
1. سوره بقره (2) آیه 185.
2. سوره دخان (44) آیه 3.
3. میزان الحکمة، ج 4، ص 176.
4. بحار الانوار، ج 55، ص 341.
5. همان، ج 93، ص 370.
6. التهذیب، ج 4، ص 152.
7. بحار الانوار، ج 93، ص 364.
8. وسائل الشیعه، ج 7، ص 256.
9. همان، 262.
10. مستدرک الوسائل، ج 7، ص 456.
11. همان، ج 7، ص 457.
12. حدیقة الشیعة، ص 508.
13. منتخب التواریخ، ص 460 به نقل عیون اخبار الرضا.
14. قصص العلماء، ص 73.
15. وحید بهبهانى، ص 192.
16. نجوم السماء، ص 408.
17. سیماى فرزانگان، ص 163.
پدید آورنده : محمد سهلانی ، صفحه 26

همراه با معصومان علیهم السلام در شب قدر

همراه با معصومان علیهم السلام در شب قدر
شب قدر در فرهنگ قرآن و روایات از جایگاه بس عظیمی برخوردار است تا آنجا که شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده، و شب نزول قرآن، و شب تعیین تقدیرات یکسال و شب مبارک معرفی شده است.
و در روایات هم تعبیرات زیبایی از شب قدر آمده است، همچون شب بخشیده شدن گناهان و اینکه هر کس در آن شب بخشیده نشود، مورد نفرین خدا واقع می شود.(1)
(2)
بی نصیب شده است.»
با توجّه به عظمت شب قدر جا دارد که برای نحوه بهره گیری و بهره برداری بیشتر از فیضهای معنوی آن، سیری در سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام در شب قدر داشته باشیم. باشد که ره توشه هایی از آن برگیریم.
البته، اذعان داریم که همه حالات معصومان علیهم السلام در این شب با عظمت و ارتباطی که با عالم بالا و ملکوت داشته و دارند، نه قابل درک و فهم غیر معصومان است و نه در تاریخ انعکاس یافته است. آنچه بیان می شود، فقط گوشه هایی از رفتارهای ظاهری آنان است، نه عمق و ژرفای حالات آنها. پس آنچه در پیش رو دارید، گامی است در این مسیر.
الف. عبادت و شب زنده داری
از اعمالی که در طول سال، مخصوصا شبهای مبارک رمضان و علی الخصوص در شب قدر بدان سفارش اکید شده است، اِحْیا و شب زنده داری است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ اَحْیا لَیْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذابُ اِلَی السَّنَةِ الْقابِلَةِ؛(3)کسی که شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آینده از او روی می گرداند.»
و معصومان علیهم السلام همه این سنت حسنه را پاس و گرامی می داشتند و از آن بهره می بردند:
1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نه تنها در شب قدر بیدار بود، بلکه دهه سوم ماه مبارک رمضان کاملاً بستر خواب را جمع می کرد و به عبادت می پرداخت. حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده است: «أنَّ رَسُولَ اللّهِ کانَ یَطْوی فِراشَهُ وَ یَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ کانَ یُوقِظُ أَهْلَهُ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ وَ کانَ یَرُشُّ وُجُوهَ النِّیامِ بِالْماءِ فی تِلْکَ اللَّیْلَةِ؛(4)رسول خدا صلی الله علیه و آله [این چنین] بود که رخت خواب خویش را جمع می کرد و کمربند [همّت برای عبادت] را در دهه آخر از ماه رمضان محکم می بست و همیشه این گونه بود که اهل و عیالش را در شب بیست و سوم بیدار نگه می داشت و بر روی خواب رفتگان در آن شب آب می پاشید [تا از درک شب قدر، و درک شب زنده داری محروم نشوند].»
حتی در شبهای بارندگی در حالی که مسجد مدینه سقف نداشت، عبادت و شب زنده داری را ترک نمی کرد و دیگران را با رفتار خویش وا می داشت که در همان گل و باران بیدار باشند و نماز گزارند.(5)
(6)
داشت که بعدا به آن اشاره می شود.
3. فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز آن قدر عبادت می کرد که امام حسن علیه السلام می فرماید: «ما کانَ فِی الدُّنْیا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ علیهاالسلام ، کانَتْ تَقُومُ حَتّی تَوَرَّمَ قَدَماها؛(7) عابدتر از فاطمه علیهاالسلام در دنیا نبود؛ همیشه این گونه بود که آن قدر به عبادت می ایستاد که پاهای [مبارکش[ ورم می کرد.»
علت نام گذاری او به «زهرا» نیز این است که شبها نور عبادت و شب بیداری او به سوی آسمان می تابید(8) و امّا در شب قدر، حال به خصوصی داشت، نه تنها بیدار بود که بچه ها و فرزندان خویش را نیز وادار می کرد که شب بیدار باشند؛ چنان که در روایتی می خوانیم: «وَ کانَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام لا تَدَعُ اَحَدا مِنْ اَهْلِها یَنامُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ وَ تُداویهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَیْرَها؛(9) روش فاطمه علیهاالسلام این بود که هیچ فردی از خانواده خویش را نمی گذاشت در آن شب (بیست و سوم) بخوابد و [مشکل خواب] آنها را با کمی غذا و آمادگی در روز درمان می نمود و می فرمود: محروم است کسی که از خیر [و برکت] آن شب محروم شود.»
4. امام باقر علیه السلام فرمود: «هر کس شب قدر را احیا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را می آمرزد.»(10) و شیخ عباس قمی نقل کرده که «امام باقر علیه السلام در شب بیست و یکم و بیست و سوم تا نیمه شب دعا می خواند و آن گاه به نماز می پرداخت.»(11)
(12)
قابل توصیف نخواهد بود.
او نه تنها خود شب زنده داری و عبادت داشت که به دیگران نیز می فرمود: «مَنِ اغْتَسَلَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْیاها اِلی طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ؛(13)کسی که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زنده داری کند، گناهانش آمرزیده می شود.»
6. امام حسن عسکری علیه السلام نیز چون پدران خود، اهل مناجاتهای طولانی و شب زنده داری در طول سال و مخصوصا در شب قدر بود.(14) و به شیعیان خود نیز این اعمال را اکیدا سفارش می کرد.
از جمله، می فرمود:«فَلا یَفُوتُکَ إِحْیاءُ لَیْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ؛(15)پس بیداری در شب بیست و سوم را از دست نده!»
ب. حضور در مسجد
از مسائلی که معصومان علیهم السلام نسبت به آن حساسیت ویژه نشان داده اند، حضور در مسجد، در شب قدر است. قبلاً اشاره شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حتی در شبهای بارانی و گل بودن مسجد مدینه، حضور در آن را در شبهای قدر ترک نمی کرد. از آن بالاتر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دهه سوم ماه مبارک رمضان، شب و روز در مسجد معتکف بود. (این همان سنّت حسنه ای است که در سالهای اخیر در بسیاری از شهرها، از جمله «قم» در ایّام ماه رجب ـ سیزدهم تا پانزدهم - زنده شده است و باید دانست که بهترین زمان برای اعتکاف، ماه مبارک رمضان است.)
امام علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: «فَلَمْ یَزَلْ یَعْتَکِفُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتّی تَوَفّاهُ اللّهُ؛(16) پس [پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ] همیشه در دهه آخر ماه رمضان در حال اعتکاف بود تا آن وقت که خداوند او را گرفت.»
یحیی بن رزین نقل نموده که «کانَ اَبُو عَبْدِ اللّهِ مَریضا مُدْنِفا فَأَمَرَ فَأُخْرِجَ اِلی مَسْجِدِ رَسُولِ اللّهِ فَکانَ فیهِ حَتّی أَصْبَحَ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ؛(17)امام صادق علیه السلام بیماری شدیدی داشت، دستور داد او را به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله [با همان حال] ببرند. پس حضرت تا صبح شب بیست و سوم ماه رمضان در آنجا باقی ماند.»
موارد فوق نشان می دهد که حضور در مساجد، در شبهای با عظمت قدر خصوصیتی دارد که باید بدان توجه شود. و پیروان اهل بیت علیهم السلام شایسته است که به خوبی از مساجد استقبال نمایند.
همراه با معصومان علیهم السلام در شب قدر
ج. مراسم قرآن سرگرفتن
یکی دیگر از اعمال شب قدر که در سیره معصومان دیده می شود و بحمد اللّه، در جامعه تشیّع به خوبی جای خود را یافته است، مراسم قرآن سرگرفتن است. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «برای سه شب قرآن کریم را مقابل خود قرار دهید و آن را بگشایید و بخوانید: «اَللّهُمَّ اِنّی أَسْئَلُکَ... .»(18)
د. برپایی نماز جماعت
از عباداتی که سخت در اسلام بر آن سفارش شده، مخصوصا در ماه مبارک رمضان، برپایی نماز جماعت است. انس بن مالک از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمودند: «مَنْ صَلّی مِنْ اَوَّلِ شَهْرِ رَمَضانَ اِلی آخِرِه فی جَماعَةٍ فَقَدْ اَخَذَ بِحَظٍّ مِنْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛(19) کسی که از اوّل تا آخر ماه رمضان در نماز جماعت حاضر شود، بهره ای از شب قدر گرفته است.» و امام صادق علیه السلام نیز نماز صبح را به جماعت برگزار می نمود، و بعد از آن تا مدّتی مشغول تعقیبات می شد.(20)
می شود.
ولی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یاران او و دیگر معصومان علیهم السلام در سخت ترین شرائط نماز جماعت شب قدر را ترک نمی کردند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «شب بیست و سوم در عین حالی که باران شدیدی آمده بود و مسجد مدینه را گل و آب فرا گرفته بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به نماز وامی داشت.» آن گاه فرمود: «فَصَلّی بِنا رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله وَ إِنَّ أَرْنَبَةَ اَنْفِهِ لَفِی الطّینِ؛(21) پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با ما نماز[جماعت] خواند، در حالی که نوک بینی حضرت در گل [فرو رفته[ بود.»
ه . افطاری دادن و اطعام نمودن
از اعمالی که در ماه مبارک رمضان مورد تأکید قرار گرفته، افطاری دادن به دیگران است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه معروف شعبانیه می فرماید:«مردم بیدار باشید! کسی که از شما به روزه دار مؤمن در این ماه افطاری دهد، پاداش آزاد نمودن یک برده و بخشش گناهان گذشته را همراه دارد. عرض شد: ای رسول خدا! ما توان افطاری دادن نداریم. حضرت فرمود: بترسید از آتش! ولو با دادن نصف دانه خرما و از آتش بپرهیزید! گر چه با دادن شربت آب باشد.»(22)
(23)
چشمش زیاد شود.»
امام علی علیه السلام نیز در شبهای مبارک رمضان و شبهای قدر به مردم اطعام می کرد و آنها را موعظه می نمود؛ چنان که در روایتی می خوانیم: «کانَ عَلِیُّ بْنُ أَبی طالِبٍ علیه السلام یَعُشُّ النّاسَ فی شَهْرِ رَمَضانَ بِاللَّحْمِ وَ لا یَتَعَشّی مَعَهُمْ فَإِذا فَرِغُوا خَطَبَهُمْ وَ وَعَظَهُمْ... وَ قالَ فی خُطْبَتِهِ إِعْلَمُوا أَنَّ مِلاکَ اَمْرِکُمُ الدّینُ وَ عِصْمَتَکُمُ التَّقْوی وَ زینَتَکُمُ الاْءَدَبُ وَ حُصُونُ اَعْراضِکُمُ الْحِلْمُ؛(24)همیشه علی بن ابی طالب علیهماالسلام شام[و افطاریِ تهیّه شده] از گوشت را به مردم در ماه رمضان می داد، ولی خود از آن [گوشت] استفاده نمی کرد. پس هنگامی که [از خوردن شام] فارغ می شدند، برای آنها خطبه می خواند و آنها را موعظه می نمود... و در خطبه اش فرمود: بدانید ملاک امر [و کارهای] شما دین است و نگه دارنده شما تقوا، و زینت شما ادب، و دژهای [نگه دارنده] آبروی شما حلم است.»
و امام زین العابدین علیه السلام نیز در طول ماه مبارک رمضان در راه خدا انفاق می کرد و صدقه می داد؛ چنان که در حدیثی می خوانیم:«کانَ إِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضانَ تَصَدَّقَ فی کُلِّ یَوْمٍ بِدِرْهَمٍ فَیَقُولُ: لَعَلّی اُصیبُ لَیْلَةَ الْقَدْرِ؛(25)(امام سجاد علیه السلام ) روشش این بود که هر روز از ماه [مبارک] رمضان درهمی صدقه می داد و آن گاه می فرمود: شاید [با این کار صدقه] شب قدر را دریابم.»
و امام صادق علیه السلام فرمود: «جدّم امام زین العابدین علیه السلام روزی که روزه می گرفت، دستور می داد گوسفندی ذبح کنند و آن را تکه تکه نموده، بپزند. هنگام افطار که نزدیک می شد، حضرت به دیگها سر می زد تا بوی آنها را استشمام کند، در حالی که روزه دار بود. سپس دستور می داد ظرفها را پر کنند و یکی یکی به در خانه افراد [فقیر] ببرند تا آنجا که غذا تمام می شد. آن گاه خود با نان و خرما افطار می نمود.»(26)
ماه رمضان به مردم افطاری بدهید.»(27)
به صورت گذرا و اشاره بیان نماییم.
گزارشی از آخرین شب قدر
علی علیه السلام در رمضان آخر عمر خویش حال عجیبی داشت و هر شبی را در یک جا میهمان بود. غذا کم میل می فرمودو... .
ابن حجر چنین می گوید: «هنگامی که رمضان[آخر عمر حضرت] فرا رسید، هر شب در منزل یکی از بستگان افطار می کرد؛ شبی در منزل حسن علیه السلام ، شبی در منزل حسین علیه السلام و شبی نزد عبد اللّه بن جعفر [شوهر دخترش زینب [، و بیش از سه لقمه غذا نمی خورد، «وَ یَقُولُ: اُحِبُّ اَنْ اَلْقِیَ اللّهَ وَ اَنَا خِمْصٌ؛ و می فرمود: دوست دارم خدا را [با شکم] گرسنه ملاقات کنم.»(28)
گرسنه ملاقات کنم.
در آن شب حضرت سوره یآس می خواند و مرتب به آسمان نگاه می کرد و می فرمود: «امشب، همان شبی است که به من وعده دیدار داده شده است.»(29)
کردم که خداوند من را از آنها بگیرد.»(30)
الهی مردم از من سیر و من هم سیرم از مردم ... نما راحت مرا ای خالق ارض و سما امشب
علی علیه السلام هیجان عجیبی داشت. خود می گوید: هر کاری کردم، راز مطلب را نفهمیدم؛ «مازِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَکْنُونِ هذَا الاْءَمْرِ وَ اَبَی اللّهُ اِلاّ اَخْفاهُ؛(31) خیلی تلاش کردم که سرّ و باطن این امر را به دست بیاورم، ولی خدا اِبا کرد، جز اینکه آن را پنهان کرد.»
آن گاه رهسپار مسجد شد. چند رکعت نماز گذارد. سپس بالای مأذنه رفت تا اذان بگوید.
وقتی از بالای مأذنه پایین می آمد، می فرمود:
«خَلُّوا سَبیلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجاهِدِ ... فِی اللّهِ لا یَعْبُدُ غَیْرَ الْواحِدِ
یعنی باز کنید راه مؤمن رزمنده در راه خدا را که [افتخارش این است که] غیر از [خدای] واحد را نپرستیده است.»
آن گاه به مسجد بازگشت و مشغول نماز شد و سر از سجده برداشت که شمشیر زهراگین فرقش را شکافت. در این حال، فرمود: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ...هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ؛(32) به نام خدا و به یاری خدا و بر دین رسول خدا. قسم به پروردگار کعبه که رستگار شدم... این [شهادت[ چیزی بود که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند.»
شب وصل است و خوش قرآن ناطق ... نیایش می کند تا صبح صادق
سر شب تا سحر او ناله کرده ... به یک شب طی رهی صد ساله کرده
لبانش می خورد آهسته بر هم ... که گویا عرش و فرش گردیده در هم


پی نوشت
1. ر. ک: بحار الانوار، ج 94، ص 80.
2. کنز العمّال، علی متقی هندی، مؤسسة الرسالة، ج 8، ص 534.
3. بحار الانوار، ج 95، ص 145.
4. همان، ج 95، ص 10.
5. همان، ص 10.
6. همان، ج 41، ص 21.
7. همان، ج 43، ص 76.
8. همان، ص 12.
9. بحار الانوار، ج 94، ص 10؛ مستدرک الوسائل، ج 7، ص 470.
10. وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.
11. مفاتیح الجنان، اعمال شب 21، ص 425.
12. مفاتیح الجنان، ص 720.
13. بحار الانوار، ج 80، ص 128.
14. ر. ک: مصباح المتهجد، ص 227؛ نهج الدعوات، ص 277.
15. وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.
16. بحار الانوار، ج 94، ص 7.
17. همان، ص 4، ذیل روایت 4.
18. همان، ح 5 و ر. ک: مفاتیح الجنان، ص 224.
19. کنز العُمّال، ج 8، ص 545، ح 24090.
20. وسائل الشیعة، ج 7، ص 260.
21. بحار الانوار، ج 95، ص 10.
22. عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج 1، ص 230.
23. الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 95، ح 14.
24. سفینة البحار، ج 1، ص 703.
25. بحار الانوار، ج 95، ص 82.
26. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 134.
27. همان، ص 134.
28. انوار البهیّة، شیخ عباس قمی، ص 31؛ صواعق ابن حجر، ص 80.
29. همان، ص 80؛ ر.ک: زندگی امیرالمؤمنین، رسولی محلّاتی، ج 2، ص 247.
30. نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 99؛ انسان کامل، مرتضی مطهری، ص 45.
31. منتهی الآمال، ج 1، ص 126؛ نهج البلاغة، خطبه 177.
32. نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 379؛ زندگانی امیرالمؤمنین، ج 2، ص 321؛ انسان کامل، مرتضی مطهری، ص 49.
پدید آورنده : حسین تربتی ، صفحه 32

هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست

هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
شب قدر یکی از شب های ماه رمضان است که قرآن کریم یک باره در آن شب بر قلب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نازل شده است . سر این که شب نزول قرآن را شب قدر نامیده اند آن است که قدر به معنی اندازه گیری است و شب قدر، شب اندازه گیری است که خداوند در آن شب حوادث یک سال را از آن شب تا شب قدر سال آینده تقدیر می کنند: زندگی، مرگ، رزق و ضیق آن، سعادت و شقاوت و . . .
101 - وجوب روزه
«یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم » ; ای کسانی که ایمان آورده اید، روزه بر شما واجب شده است، همان گونه که در امت های پیشین بر ایشان واجب شده بود . (بقره 183)
102 - روزه سرچشمه تقوی و پرهیزکاری:
«لعلکم تتقون » (روزه بگیرید) تا شاید پرهیزکار باشید (بقره 183) .
103 - هدف از تشریح روزه:
«و لتکملو العده و لتکبروا الله علی ما هداکم و لعلکم تشکرون » (بقره 185)
104 - فضیلت ماه مبارک رمضان:
ماه رمضان از دو جهت حرمت دارد: مربوط به خود ماه مبارک و دیگری مربوط به قرآن کریم .
همچنین در این ماه دو نوع حفظ و صیانت وجود دارد . 1 . مربوط به حفظ انسان از وسوسه های شیطان 2 . حفظ انسان از گرفتاری به عذاب الهی .
در این ماه دو نعمت وجود دارد:
1 . گشوده شدن درهای بهشت 2 . آرامش جان و روح انسان .
در این ماه دو هدیه به انسان ها داده می شود: 1 . خواب روزه دار عبادت است 2 . سکوت و خاموشی او تسبیح است .
دو فرح و شادمانی روزه دار دارد: 1 . هنگام صرف افطار 2 . هنگام ملاقات با خدا . (1)
105 - شب قدر
شب قدر یکی از شب های ماه رمضان است که قرآن کریم یک باره در آن شب بر قلب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نازل شده است . سر این که شب نزول قرآن را شب قدر نامیده اند آن است که قدر به معنی اندازه گیری است و شب قدر، شب اندازه گیری است که خداوند در آن شب حوادث یک سال را از آن شب تا شب قدر سال آینده تقدیر می کنند: زندگی، مرگ، رزق و ضیق آن، سعادت و شقاوت و . . . پس در هر ماه رمضان از سال، شب قدر هست که در آن شب، امور سال آینده تا شب قدر سال بعد، اندازه گیری و مقدر می شود . (2)
106 - مراتب و منزلت روزه داران
روزه دارای سه مرتبه است:
1 - روزه عوام: نگهداری جسم از مفطرات مانند غذا خوردن و آشامیدن .
2 - روزه خواص: نگهداری چشم و زبان و دست و پا و سایر جوارح از گناه، علاوه بر این که جسم را از مفطرات حفظ می کنند .
3 - روزه خاص الخواص: علاوه بر دو مورد فوق، نگهداری فکر و قلب از افکار دنیوی و به تعبیر دیگر، نگهداری نفس از تفکر و اندیشه در ما سوی الله . (3)
107 - سرانجام نمرود و ابراهیم/ابرهه و خانه توحید
نمرود با هدف کشتن حضرت ابراهیم (ع) آن حضرت را در آتش افکند . ولی حضرت ابراهیم نسوخت و به سلامت از آتش بیرون آمد ولی سرانجام نمرود به وسیله یک پشه کشته شد .
ابره با لشکر بسیار و فیل هایی جنگی به قصد تخریب خانه خدا، کعبه رو به مکه آمد . ولی به مقصود شوم خود نرسید . سرانجام خداوند ابابیل (پرستو) بر ایشان فرو فرستاد و هر پرستور با سه دانه ریگ بر ایشان انداخته همه لشکریان ابرهه را هلاک ساختند
108 - ایمان چوپان
روزی ابن عمر به غلامی که گوسفند می چراند، برخورد کرده به او گفت: یک گوسفند به من بفروش . چوپان گفت: مال من نیست مالک هم چنین اجازه ای به من نداده است . ابن عمر گفت: گوسفند را به من بفروش و پولش را خودت بردار و به مالک بگو، گوسفند را گرگ خورده است . چوپان گفت: پس خدا کجاست . یعنی اگر مالک من حاضر نیست پس خدا که حاضر و ناظر است .
این سخن چوپان در ابن عمر اثر کرد بطوری که نزد مالک آن غلام رفت، او را خرید و آزاد کرد بعد هم گوسفندان را هم خرید وبه غلام بخشید و پس از آن، همواره ابن عمر این جمله را تکرار می کرد «فاین الله » (4)
108 - عبد و مولای حقیقی
روزی یکی از بزرگان به بازار برده فروشان رفت تا غلام و عبدی بخرد، غلامی را دید، پس نزد او آمد و گفت نام تو چیست؟ گفت هر چه بخواهی! پرسید تو را بخرم، گفت: اگر بخواهی . پرسید، خوراک تو چیست؟ گفت: هر چه بخورانی . پرسید لباست چیست؟ گفت: هر چه بپوشانی . از مسکنش پرسید، گفت: هر جا که جا دهی، گفت: ای غلام، این چه پاسخ هایی است؟ ! غلام گفت: آقا! غلام با خواست و اراده چکار؟ ! آن شخص متنبه شد و و بر سر خود زد و گفت: ای کاش یک روز در عمرم با مولای حقیقی ام، این چنین بودم، و همین جمله عبد، موجب بیداری او از خواب غفلت گردید .
109 - حفظ امانت
اعرابی ای به ناقه اش سوار بود . کنار درب مسجد الحرام پیاده شد و گفت: خدایا این ناقه و آنچه بر آن است، نزد تو امانت . سپس داخل مسجد الحرام شد و طواف کرد و نماز خواند و آنگاه بیرون آمد و ناقه اش را ندید . سر به آسمان بلند نمود و گفت: پروردگارا! ناقه را به تو سپردم . اینک ناقه و توشه ام را از تو می خواهم . نا گاه مردم دیدند که زمام ناقه دست کسی است و می آید . چون نزدیک شد، دیدند دست او قطع شده است . پس ناقه را به اعرابی داد و گفت: ناقه ات را بگیر، من خیری از او ندیدم، گفت: مگر چه شده، آن مرد گفت: چون ناقه را دزدیدم و بر آن سوار شدم، پشت کوه ابوقبیس که بودم ناگهان اسب سواری پدیدار شد، دستم را با شمشیر برید و گفت: ناقه را به صاحبش برگردان، من هم به ناچار ناقه ات را آوردم .
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست


پی نوشت
1 . هزار و یک نکته از قرآن کریم، اکبر دهقان، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ص 289 .
2 . همان، ص 391 .
3 . همان، ص 291 .
4 . لوامع البیات، فخررازی، ص 206 .
پدید آورنده : محمد فولادی ، صفحه 13