انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

تیرباران تابوت امام حسن(علیه‌السلام)

امام حسن(ع)

یکی از جنایات هولناک معاویه در طول حکومت خود، به شهادت رساندن ریحانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) بود و ردّپای این جنایت هولناک در تاریخ، بطور آشکار دیده می‌شود، جنایت بدین صورت شکل گرفت که معاویه ضمن توطئه‌ای خائنانه و با بهره‌گیری از عنصر فاسدی چون دختر اشعث بن قیس(همسر آن حضرت) او را مسموم و به شهادت رسانید، چهره ‌شیطانی و پیمان شکن، و دورویی و نفاق معاویه که در طول حیات سیاسی‌اش فراوان خود را نشان می‌داد در ضمن این جنایت نیز روشن‌تر از همیشه در معرض دید همگان قرار گرفت.

تاریخ، این مطلب را با قوّت هر چه بیشتر به اثبات رسانده است با این حال افراد متعصبی چون ابن خلدون که از آبشخور آلوده بنی امیه سیراب می‌شدند جریان را بی‌پایه و ضعیف قلمداد کرده و می‌نویسد:

آنچه درباره مسموم شدن حسن بن علی(علیهماالسلام) بوسیله معاویه نقل شده روایتی است که شیعه آن را ساخته و پرداخته است «و حاشا لمعاویة ذلک» البته این ناشی از گرایشات خاص دینی ابن خلدون است که او برای دفاع از چهره‌ای مرموز و نامطلوبی همچون معاویه مفاد تاریخ اسلام را عوض کرده است.

مظلومیت امام در جریان دفن آن حضرت بیشتر جلب توجه می‌کند هنگامی که اهل بیت می‌خواستند بر طبق وصیت آن حضرت او را کنار قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) دفن کنند، قدّاره بندان بنی امیه همراه با یکی از همسران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عائشه ـ که بارها در مواقع حساس و سرنوشت ساز رو در روی اهل بیت قرار گرفته و جریان حوادث را به نفع افکار نفاق آمیز و کانون مخالفت‌های پنهانی و موذیانه ضد اسلام از مسیر اصلی خود منحرف کرده بود ـ به مخالفت برخاستند، در این میان مروان بن حکم ـ رانده شده رسول الله(صلی الله علیه و آله) ـ از میان آشوب گران فریاد برآورد: در حالی که عثمان در دورترین نقطه بقیع بخاک سپرده شد گمان می‌کنید که اجازه می‌دهم حسن بن علی(علیهماالسلام) در خانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دفن شود؟!!

 معاویه ضمن توطئه‌ای خائنانه و با بهره‌گیری از عنصر فاسدی چون دختر اشعث بن قیس(همسر آن حضرت) او را مسموم و به شهادت رسانید، چهره ‌شیطانی و پیمان شکن، و دورویی و نفاق معاویه که در طول حیات سیاسی‌اش فراوان خود را نشان می‌داد

پیشتاز آشوب، سوار بر قاطر، ادّعای مالکیت خانه را از طریق ارث نموده و ممانعت خود را تا پای جان از دفن امام در آرامگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اعلان می‌داشت در صورتی که از خود یکی از روایت کنندگان نحن معاشر الانبیاء لاتورّث بود!!

پس از این کشمکش‌ها ـ که داستان تأسف انگیزی دارد ـ بالاخره شهید مظلوم را در بقیع به خاک سپردند، شهادت امام احتمالاً بین سالهای 49 و 51 اتّفاق افتاده است. در سوگ این ریحانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بر طبق روایاتی که رسیده، مردم مدینه ـ که اکثراً از فرزندان انصار بودند ـ به ماتم نشسته و بازارهای مدینه را بستند عمر بن بشیر همدانی می‌گوید: از اسحاق پرسیدم: متی ذل الناس؟ چه موقع مردم ذلیل شدند؟ پاسخ داد: حین مات الحسن و ادّعی زیاد و قتل حجر بن عدی؛ پس از شهادت امام حسن(علیه‌السلام) و استلحاق زیاد و قتل حجر بن عدی.


برگرفته از مقاله رسول جعفریان، اسوه‌های بشریت (2) امام حسن مجتبی(علیه السلام)

غمبارترین لحظه تاریخ

مسجدالحرام حضرت محمد(ص)

لحظات غمباری است. حال رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رو به وخامت گذاشته. نزدیکان در کنار بستر ایستاده‌اند. زهرا (علیها السلام)هم آنجاست. او با چشمانی اشکبار لحظات واپسین حیات پدر را نظاره می‌کند و ناله سر می‌دهد و اینگونه با خود شعری از ابوطالب را که در وصف پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است، زمزمه می‌کند:

"او آبرومندی است که به آبرویش از ابر باران خواسته می‌شود. او فریادرس یتیمان و نگهبان بیوه زنان است."(1)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که در بستر خویش شاهد این ماجراست، دختر خود را تسلا می‌دهد و می‌فرماید:

"دخترم؛ بعد از این تو را به خدا می‌سپارم. فاطمه جان؛ در سوگ من جامه خود مدرید، صورت نخراشید و فقط آن چه در مرگ پسرم ابراهیم(2) گفتم؛ بگویید: "چشم گریان است و قلب دردناک ولی آن چه خدای را به خشم آورد نگوییم. ای ابراهیم ما همگان در مرگ تو اندوهگین هستیم."(3)

سپس با صدایی که به سختی از سینه بیرون می‌آید، می‌فرماید:

"دخترم؛ فاطمه‌ام! هم اکنون این آیه از قرآن را بخوان(4):

«محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمیگردید؟ ...»"(5)

سپس فرمود: "دخترم نزدیک بیا و آن قدر نزدیک بیا که جز تو کسی صدای مرا نشنود."(6) سپس زمزمه‌ای در گوش فاطمه (علیها السلام)فرمود که او گریان شد. مجددا در گوش او زمزمه‌ای دیگر فرمود که در این لحظه فاطمه (علیها السلام)شادان گردید؛ آنچنان که خنده بر لبان مبارکش نقش بست.(7)

ادامه مطلب ...

دلایل شهادت امام حسن(علیه‌السلام)

براى یافتن دلایل شهادت امام حسن(علیه‌السلام) باید به تعارض جبهه حق و باطل توجه کرد نه تعارضات قبیله‏اى و ... .

الف - نسبت ‏به امام

امام حسن مجتبی علیه السلام

1- پیمان‏شکنى

معاویه حتى نتوانست ‏یا نخواست ‏براى ایامى چند هدف اصلى خود از جنگ با امام را برملا نسازد و به این ترتیب پرده از هدفى برداشت که آشکارترین دلیل بر سازش‏ناپذیرى دو جبهه بود. علامه مجلسى در این باره مى‏نویسد:

«چون صلح منعقد شد، معاویه متوجه کوفه شد تا آن که روز جمعه به نُخیله رسید. در آنجا نماز گزارد، و خطبه‏اى خواند، در آخر خطبه‏اش گفت: من با شما جنگ نکردم براى آن که نماز برپا کنید یا روزه بگیرید یا زکات بدهید ولیکن با شما جنگ کردم که امارت بر شما به من برسد و خدا به من داد، هر چند شما نمى‏خواستید. شرطى چند با حسن کرده‏ام، همه در زیر پاى من است. به هیچ ‏یک از آنها وفا نخواهم کرد. پس داخل کوفه شد. بعد از چند روز که در کوفه ماند، به مسجد آمد. حضرت امام حسن(علیه‌السلام) را بر منبر فرستاد و گفت: بگو به مردم که خلافت ‏حق من است.» (1)

2- تلاش براى جذب امام

معاویه تلاش بسیارى به خرج مى‏داد که امام را به سوى خود جذب کند تا مرزهاى روشن جدایى حقیقى بین دو جبهه را بپوشاند. امام نیز با شیوه‏هاى مختلف همچنان بر جدا بودن دو جبهه تاکید مى‏کرد. یکى از شیوه‏ها تلاش براى برقرارى ارتباطهاى سببى و خانوادگى و ائتلاف قبیله‏اى بود. یکى دیگر از شیوه‏هاى معاویه ارسال هدایا و جوایز و در مجموع تحرکات عاطفى بود که البته امام نیز آنها را دریافت و به مصارف لازم مى‏رساند(2)، اما اجازه نمى‏داد از اینها به عنوان نزدیکى وى به معاویه تعبیر شود.

امام باقر(علیه‌السلام) مى‏فرمود: حسن و حسین(علیهماالسلام) عطایاى زورمندانى مثل معاویه را مى‏پذیرفتند، زیرا حق آنان بود و آنچه در اختیار زورمداران ستمگر است، براى خود آنان حرام است ولى اگر در راه(اطاعت) و خیر به مردم برسد، براى آنان حلال است و به حق دریافت کرده‏اند.»

قال ابوجعفر بن محمد علیهماالسلام: «و جوائزهم لمن یخدمهم فى معصیة الله حرام علیهم و سحت؛ و عطایاى آنان براى کسانى که در نافرمانى خدا به آنان خدمت مى‏کنند، حرام و نارواست.»

ادامه مطلب ...

مرگ پیامبر اکرم؛ رحلت یا شهادت؟!


آیا پیامبر اسلام به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا شهیدش کردند؟ اما اولا باید بدانیم پیامبر را چندین بار ترور کردند. اعتقاد ما اینست که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر مسموم‏ شد. رسول خدا به جبرئیل فرمود: این چه آزمایشى است جبرئیل عرض کرد اى محمّد همانا خداى تعالى تو را سلام می رساند


قال الصادق علیه السلام: و ما من نبی و لا وصی و الّا شهید. (1)

حضرت محمد (ص)

آیا پیامبر اسلام به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا شهیدش کردند؟ عده ای تلاش می کنند در جامعه مسلمین القا کنند پیامبر عمر طبیعی خودشان را کرد . کسی به ایشان قصد سوء نکرد. و این نظر خود را با تعبیر وفات و یا رحلت پیامبر ابراز می دارند؛ و متأسفانه در محافل شیعیان هر چند نادانسته و ناخواسته؛ چنین تعبیر می شود.

اما اولا باید بدانیم پیامبر را چندین بار ترور کردند. در اوایل بعثت مشرکان قصد حذف کردن فیزیکی ایشان را داشتند و در ادامه و مخصوصا بعد از هجرت به مدینه و استقرار حکومت اسلامی منافقین که طمع ریاست داشتند چندین بار سوء قصد به حضرت رسول کردند که ناکام ماند اما در آخر ایشان را مسموم و به شهادت رساندند و به قصد شوم خود رسیدند. ثانیا در عمل این مطلب را ابراز کنیم که پیامبر ما در بستر به مرگ طبیعی جان نداد بلکه شهید شدند. اما دلیل ادعای ما علاوه بر تاریخ صحیح صدر اسلام روایتی است که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد. شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الامال روایتی در همین مضمون از امام صادق(علیه السلام) نقل می کنند و تصریح می کنند که روایت صحیحه است.

در ادامه روایاتی می آید که نشان دهنده شهادت حضرت ختمی مرتبت است:

عیون: ابا صلت هروى از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرد که فرمود هیچ یک از ما نیست مگر اینکه کشته مى‏شود. اعتقادات صدوق: می نویسد اعتقاد ما اینست که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر مسموم‏ شد پیوسته این ناراحتى در آن جناب بازگشت می کرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثر سمّ قطع شد. و از آن ناراحتى فوت شد.(2)

ادامه مطلب ...

مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین

اربعین

مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین سیدالشهدا(علیه السلام) روایت مرسله ای از امام عسکری(علیه السلام)است که فرموده است: نشانه های مؤمن، پنج چیز است که یکی از آن ها زیارت اربعین است.3 افزون بر این، امام صادق(علیه السلام)زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمّال تعلیم داده است که در آن به بزرگداشت اربعین تصریح شده است.1

اما درباره منشأ اهمیت اربعین در منابع کهن شیعه، باید گفت که به این روز از دو جهت توجه شده است:

یکی از جهت بازگشت اسرا از شام به مدینه و دیگری به سبب زیارت قبر سیدالشهدا(علیه السلام) توسط جابر بن عبدالله انصاری، یکی از اصحاب برجسته رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام).

شیخ مفید، شیخ طوسی و علامة حلّی(قدس سره) در این باره می نویسند:

روز بیستم صفر روزی است که حرم امام حسین(علیه السلام) از شام به سوی مدینه بازگشتند. هم چنین در این روز، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) برای زیارت امام حسین(علیه السلام) از مدینه به کربلا آمد و او اولین کسی بود که قبر امام حسین(علیه السلام) را زیارت کرد.2

-------------------------

1. شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 788- 789; همو، تهذیب الاحکام، ج6، ص 113- 114; سید ابن طاووس، همان، ج3، ص 101- 103; مجلسی، بحار الانوار، ج 98، ص 331 -332.

2. شیخ مفید، مسارّ الشیعة (چاپ شده در جلد 7 مؤلفات شیخ مفید)، ص 46; شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 787; رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی، العدد القویه، ص 219.