?- حالات و دریافت هاى شخصى
کسانى که اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته اند. گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است که تا شب قدر آینده و بلکه تا آخر عمر، در همه افکار، اخلاق، کردار و رفتار شخص رخنه کرده و آن را در یک خط و سیر معنوى قرار مى دهد. دیگرانى هم که به این حد از معنویت راه پیدا نمى کنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهره بردارى کرده و فیض معنوى مى برند. ریشه اصلى این دگرگونى ها و
حالات، به خود افراد بر مى گردد و اینکه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از برکات شب قدر و فضیلت هاى آن کرده باشند. اگر معنویاتى که در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفریده، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد که هر چه بخواهند، براى هر کس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر کنند در این صورت مقتضاى حکمت و مصلحت این است که یا به هیچ کس هیچ ندهند و یا آنچه مى دهند، به همه یکسان و على السویه بدهند؛ در حالى که ما مى دانیم همه برکات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتیجه مى گیریم تنها دلیل این تفاوت، کارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه اینکه یکى از راه هاى رسیدن به اینکه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند یا نه، این است که ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با برکت در آنان ایجاد گشته است.
2- شناساندن شب قدر
حضرت فرمودند: (والعمل الصالح فیها من الصلاه والزکاه و انواع الخیر خیر من الف شهرلیس فیها لیله القدر)؛ کار شایسته از قبیل نماز و زکات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شایسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست، انجام شود. اگر کارهاى نیک بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان کردن این مطلب، سود و زیانى را متوجه هیچ کس نمى کند، چه انگیزه اى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از کار بندگان مى گشاید؟ مى دانیم که کار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمین که هیچ کارى را بدون حکمت و مصلحت انجام نمى دهد. حکمت معرفى شب قدر به عنوان شبى که قرآن در آن نازل شده و شبى که مقدرات در آن سامان داده مى شود، این است که بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خویش قرار بدهد،اگر کردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل کننده به آن سعادتمند است واگر خداى نکرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.
?- اجماع و سیره مسلمانان
کار شایسته از قبیل نماز و زکات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شایسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست، انجام شود.
?- سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر حتى در حال بیمارى

زنده دارى کن ((واغتسل فیهما))؛ در آن دو شب غسل کن. ابو بصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.
اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد که سر شب کمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى که مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى شود. از حدیث فوق، مى توان تاثیر فراوان کارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى کرد. مى بینیم ابوبصیر که یک راوى زبردست و کار کشته در فن روایت است، با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است که ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام (ع) هم، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمایند که رضایت نمى دهند بنده حتى اگر بیمار باشد، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نکته در خور توجهى که تاثیر انسان را مشخص مى کند، جمله پایانى امام (ع) است که آن را به عنوان ریشه و علت تاکید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند؛ آنجا که فرمودند: ((و تقبل اعمال المومنین))؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى شود.
5- تشویق زیاد به دعاهاى ماثور و راز و نیاز
اگر کسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى کند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد.
6- نکوهش بهره نبردن از شب قدر

مى گردد و معلوم مى شود که بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتیجه کار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى (ص) قابل قبول نیست که آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن کارى بى اثر و بى خاصیت، سهل انگاران را نکوهش و مذمت فرمایند. ((انس بن مالک)) از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضرکم))؛ ماه مبارک به شما رو آورده است. ((و فیه لیله خیر من الف شهر))؛ در این ماه شبى است که برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخیر کله))؛ هر کس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بى نصیب مانده است. ((ولا یحرم خیرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از برکات شب قدر، مگر کسى که خویشتن را محروم کرده است. روایات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهکار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن کارها میخوارگى یا ((دایم الخمر)) بودن و نیز آزار پدر و مادر است.
7- شب قدر مکمل اعمال صالح
8- نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر:
2- افطارى دادن با مال حلال ((ابو شی ابن حیان)) از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من کسب حلال صلت علیه الملائکه و لیالى رمضان کلها و صافحه جبرائیل(ع) لیله القدر و من صافحه جبرائیل(ع) یرق قلبه و تکثر دموعه...)) (7)؛ کسى که با مالى که از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه کند، نشانه مصافحه جبرئیل آن است که دل مصافحه شونده نرم و اشکش جارى مى شود.
کسى که از اول تا آخر ماه مبارک، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصیبش شده است.
3- صدقه درباره امام زین العابدین(ع) آمده است: ((کان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى کل یوم بدرهم فیقول: لعلى اصیب لیله القدر)) (8)؛ در هر روز ماه مبارک یک درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شاید با این کار، شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم. ((عبدالله بن مسعود)) روایت مى کند که شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد، مردى از میان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم. مرا طعامى دهید. رسول خدا گفت: اى فقیر، ذکر غریب مکن که دل مرا اندوهگین ساختى. بعد از آن فرمودند: غریبان چهار قسمتند: 1- مسجدى که در میان قومى باشد که در آنجا نروند و نماز نخوانند. 2- مصحفى و قرآنى که در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نکنند. 3- عالمى که در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نکنند و از او مسایل دینى سوال نکنند. 4- اسیران اهل اسلام که در میان کفار باشند، پس فرمود: کیست که موونه و غذاى این مرد را کفایت کند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت: اى دختر رسول خد، در کار این میهمان نظرى کن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندکى موجود است و حسن و حسین گرسنه اند و شما روزه دارید و آن طعام یک نفر را بیشتر کفایت نمى کند. على(ع) فرمود: آن را حاضر کن.
فاطمه(س) طعام را پیش آورد. حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت که اگر من از این طعام بخورم میهمان را کافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود، پس دست دراز کرد به سوى چراغ و چنان نشان داد که چراغ را اصلاح مى کنم و آن را خاموش کرد و فاطمه(س) را گفت در روشن کردن چراغ دیگر تعلل کن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور کند که على غذا مى خورد. و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. امیرالمومنین فرمود: اى فقیر، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سیر شدم؛ پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى

بود.
4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احیا لیله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله))؛ کسى که شب قدر را شب زنده دارى کند، تا شب قدر آینده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل لیله القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11)؛ کسى که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زنده دارى کند، گناهانش آمرزیده مى شود. روایاتى که ذکر شد به خوبى دلالت دارند که برخى مقدرات و پاداش ه، مانند دور شدن عذاب دوز که در حدیث پیامبر اکرم(ص) ذکر شده بود، نتیجه کار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اینکه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد، کافى باشد، ولى براى تکمیل بحث، نکاتى چند که خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى کنیم. این بحث تکمیلى را در دو بخش انجام مى دهیم:
1-عمل و پاداش آن در ماه مبارک رمضان. 2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
1- پاداش ها در ماه مبارک رمضان
«اوصیکما بتقوی الله و ان لاتبغیا الدنیا و ان بغتکما و لاتاسفا علی شیء منها زوی عنکما...»
«شما
را به تقوا و ترس از خدا سفارش می کنم و اینکه دنیا را نطلبید، اگر چه
دنیا شما را بخواهد، و به آنچه (از زخارف دنیا) از دست شما رفته باشد تاسف
مخورید و سخن راست و حق گویید و برای پاداش (آخرت) کار کنید، ستمگر را دشمن
باشید و ستمدیده را یاری نمایید. شما و همه فرزندان و اهل بیتم و هر که را
که نامه من به او برسد، به تقوا و ترس از خدا و تنظیم امور زندگی و سازش
میان خودتان سفارش می کنم زیرا از جد شما پیغمبر صلی الله علیه و آله شنیدم
که می فرمود سازش دادن میان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و
روزه (مستحبی) است. از خدا در باره یتیمان بترسید و برای دهان آنها نوبت
قرار مدهید (که گاهی سیر و گاهی گرسنه باشند) و در اثر بی توجهی شما در نزد
شما ضایع نگردند. در باره همسایگان از خدا بترسید که آنها مورد وصیت
پیغمبرتان هستند و آن حضرت در باره آنان همواره سفارش می کرد تا اینکه ما
گمان کردیم برای آنها (از همسایه) میراث قرار خواهد داد. بترسید از خدا در
باره قرآن که دیگران با عمل کردن به آن بر شما پیشی نگیرند. در باره نماز
از خدا بترسید که ستون دین شماست و در باره خانه پروردگار (کعبه) از خدا
بترسید و تا زنده هستید آن را خالی نگذارید که اگر آن خالی بماند (از کیفر
الهی) مهلت داده نمی شود و بترسید از خدا در باره جهاد با مال و جا ن و
زبانتان در راه خدا. ملازم همبستگی و بخشش به یکدیگر باشید و از پشت کردن
به هم و جدایی از یکدیگر دوری گزینید. امر به معروف و نهی از منکر را ترک
نکنید (و الا) اشرارتان بر شما حکمرانی خواهند کرد و آن گاه شما (خدا را
برای دفع آنها می خوانید) و او دعایتان را پاسخ نگوید. ای فرزندان عبد
المطلب! مبادا به بهانه اینکه بگویید امیرالمومنین کشته شده است، در خونهای
مردم فرو روید و باید بدانید که به عوض من کشته نشود مگر کشنده من. بنگرید
زمانی که من از ضربت او از دنیا رفتم، شما هم به عوض آن، فقط یک ضربه به
وی بزنید و او را مثله نکنید که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم
که می فرمود از مثله کردن اجتناب کنید اگر چه نسبت به سگ آزار کننده باشد.»
علی علیه السلام پس از ضربت خوردن در سحرگاه شب 19 رمضان تا اواخر شب 21
در خانه بستری بود و در این مدت علاوه بر خانواده آن حضرت، بعضی از اصحابش
نیز جهت عیادت به حضور وی مشرف می شدند و در آخرین ساعات زندگی او از
کلمات گهر بارش بهره مند می گشتند و او نیز مانند تمام عمر گرانمایه خود،
از تعلیم و تربیت فرو نمی گذاشت... عزیزان! هفته آینده، شبهای قدر را پیش
رو داریم. پیشاپیش شهادت خورشید جهان افروز عدالت، امیرالمومنین، حضرت علی
(ع) را به شما تسلیت می گوییم
شب نوزدهم:
اولین شب از شبهای قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمیرسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم میخورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل میشوند و به خدمت امام زمان علیهالسلام مشرف میشوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض میکنند.
اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام میشود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.
اعمالی که در هر سه شب مشترک است:
1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)
2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.
شب نوزدهم:
اولین شب از شبهای قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمیرسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم میخورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل میشوند و به خدمت امام زمان علیهالسلام مشرف میشوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض میکنند.
اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام میشود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.
1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)
2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.
3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِا سمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.
4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:
اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.
ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله
ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِعلیٍّ
ده مرتبه: بِفاطِمَةَ
ده مرتبه: بِالحَسَنِ
ده مرتبه: بِالحُسَین ِ
ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین
ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ
ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ
ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.
پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن.
5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر میشود منادی از آسمان هفتم ندا میکند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.
6- احیا داشتن این شبها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوهها و وزن دریاها باشد.
7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.
8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...
1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".
2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".
3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .
4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

آن شب قدر است که در آن گروههای به حج رونده، طاعات یا معاصی، با زندگانی یا ممات نوشته میشود و خداوند در آن شب و روز، آنچه را میخواهد واقع میکند، سپس آنها را به صاحب زمین القا مینماید.
ابن حارث به آن حضرت(ع) عرض کرد: صاحب زمین کیست؟
از شب قدر به عنوان محکمترین دلیل بر وجود حجت خدا بعد از حجت دیگر و استمرار امامت تا
روز قیامت یاد شده است، از این رو، امامان(ع)، شیعیان را به احتجاج و استدلال به آن در برابر اهل سنت راهنمایی کردهاند. از حضرت امام باقر(ع) روایت شده است:
ای شیعیان، به وسیلة سورة «إنا انزلناه» احتجاج کنید تا پیروز شوید. به خدا سوگند، که آن (سوره) حجّت خدا بر آفریدگان، بعد از رسول خدا(ص) بوده، مهتر و سرور دینتان، و غایت علم ماست. ای جماعت شیعیان، به وسیلة «حم و الکتاب المبین إنّا أنزلناه فی لیلة مبارکة إنّا کنّا منذرین» احتجاج کنید که مقصود از آن، به ویژه صاحبان امر ـ ائمه(ع) ـ بعد از رسول خدایند.1
امام صادق(ع) نیز در روایتی بلند از رسول خدا(ص)، به نقل از خداوند تبارک و تعالی میفرمایند:
استدلال به شب قدر، منوط به اثبات دو امر است: اولاً، اینکه شب قدر بعد از وفات رسول خدا(ص) تا روز قیامت باقی است و این مطلب مورد اجماع فریقین ـ شیعه و سنی ـ است و از همین رو میبینیم که بندگان خدا برای درک آن شب در هرسال میکوشند. دلایل این امر عبارتند از:
1. وجود صیغة مضارع که بر نزول و فرو فرستادن مستمر و مکرّر، در هر ماه رمضان دلالت میکند. 2. کلام خدای متعال که:
و نفرموده که آن از هزار ماه «بهتر بود» بلکه میفرماید: «بهتر است».
3. کلام خدای متعال که: در آن شب فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، برای هر کاری [که مقدّر شده است] فرود آیند.
4. وجود روایاتی که بر بقا و استمرار شب قدر دلالت دارند. از جمله روایت ابوذر که میگوید: به پیامبر خدا(ص) عرضه داشتم:
ای رسول خدا، آیا شب قدر مخصوص زمان پیامبران است که [کتب آسمانی] در آن
شب نازل میشوند و پس از آنکه ایشان از دنیا رفتند، برداشته میشود؟
امام صادق(ع) میفرمایند: «چنانچه شب قدر برداشته شود، قرآن برداشته میشود». 4
ثانیاً، میدانیم که ملائکه امر خداوند را به همراه خود فرود میآورند، حال سؤال این است که ملائکه بر چه کسی فرود میآیند؟
آیا فرود میآیند، اما نه بر فرد؟ یا آنکه بر پادشاهان و سلاطین، یا بر سایر مردم؟
بنابراین ملائکه بر قلب انسان ـ نه فقط بر زمین ـ فرود میآیند. در اینجا همچنین سؤال میکنیم: آن کدام قلب است که اوامر خداوند را که به وسیلة ملائکه و روح فرود آمده پذیرا میشود؟
پاسخ: ملائکه و روح، امر الهی را بر قلب ولیالله و حجت او در زمین فرود میآورند، زیرا تنها آن قلب شایستگی و توانایی نزول اوامر الهی را داراست. این ولایت در عصر رسول خدا(ص) در آن حضرت متجلّی بود و همة مسلمانان متّفقاند که آن حضرت(ص) محور لیلة القدر در زمان حیات خود بودند.
حال که این مطلب پذیرفته شد، به دومین نتیجه میرسیم که: استمرار شب قدر در هر سال، و استمرار نزول همة امور به وسیلة ملائکه، بعد از رحلت رسول خدا(ص)، وجود جانشین و خلیفة آن حضرت(ص) را، به منظور ایفای همان نقش در شب قدر، اثبات مینماید. از همینرو از امیرمؤمنان حضرت علی(ع) روایت شده که به ابن عباس فرمودند:
به حقیقت، شب قدر در هر سال وجود ارد، در آن شب امر همة سال نازل میشود، و آن امر، بعد از رسول خدا(ص) صاحبانی دارد.
ابن عباس عرض کرد: آنان کیستند؟ امام(ع) فرمودند: من و یازده [فرزند] از صلبام. 5
و حضرت امام باقر(ع) میفرمایند:
هر کس به شب قدر، بر خلاف نظر و رأی ما ایمان داشته باشد، صادق نیست جز آنکه بگوید آن (شب قدر) از آن ما (اهل بیت(ع)) است، و هر کس چنین نگوید به حقیقت تکذیب کننده است. خدای عزّ و جلّ بزرگتر از آن است که امر را به همراه روح و ملائکه بر کافر فاسق نازل نماید، پس اگر بگوید که، او آن را بر خلیفهای [غیر از ما] نازل میکند، این سخن باطل است و اگر بگویند که آن را بر هیچ کس نازل نمیکند، ممکن نیست که چیزی نازل شده اما بر هیچ چیز فرود نیاید. و اگر بگویند ـ که خواهند گفت ـ
امام صادق(ع) میفرمایند: «چنانچه شب قدر برداشته شود، قرآن برداشته میشود».
[اساساً] نازل شدنی واقع نشده، در گمراهی عمیق و آشکاری فرو رفتهاند.6
امیر مؤمنان(ع) در بیانی بلند، پس از ذکر حجج الهی، در پاسخ به سؤال کنندهای که پرسید:
این حجّتها کیستند؟، فرمودند:

آنان عبارتند از: رسول خدا(ص) و جانشینان برگزیدة آن حضرت(ص)؛ با کسانی که خداوند ایشان را همراه و قرین خود و رسولش ساخت و بندگان را به طاعتشان فرا خواند، چنانکه از آنان بر خویش پیمان گرفت. ایشان صاحبان امر و کسانی هستند که خداوند دربارةشان فرمود: « أطیعوالله و أطیعوا الرسول و اُولیالأمر منکم؛7 [ای کسانی که ایمان آوردهاید] خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید».
و فرمود: «و لو ردّوه إلی الرسول و إلی اُولیالأمر منهم لعلمه الّذین یستنبطونه منهم8؛ [و چون خبری حاکی از ایمنی یا وحشت به آنان برسد] و اگر آن را به پیامبر و اولیای امر خود ارجاع کنند، قطعاً از میان آنان کسانیاند که [میتوانند درست و نادرست] آن را دریابند».
شخص سؤال کننده عرض کرد: آن امر چیست؟ امام(ع) فرمودند: همان که ملائکه در شبی که همة امور(خداوند) حکیم، از قبیل: روزی، طول عمر، اعمال، زندگانی، مرگ، علم غیب آسمانها و زمین، و معجزاتی که جز برای خداوند، برگزیدگان و فرستادگان او در بین آفریدگانش امکانپذیر نیست، فرو میفرستند. آنان روی خدایند؛ که فرمود: « فأینما تولّوا فثمّ وجه الله؛9 پس به هر سو رو کنید آنجا روی خداست. (از جملة) [آنان بقیتالله]، یعنی حضرت مهدی(ع) است که هنگام پایان [روزگار] این [دنیا] میآید و زمین را از قسط و عدل لبریز مینماید، همان طور که از ظلم و ستم مملو شده باشد. و از نشانههای او غیبت و کتمان در وقت فراگیر شدن طغیان و فرا رسیدن انتقام است.
و اگر مورد خطاب این امر در کلام خداوند، منحصراً پیامبر(ص) و نه غیر ایشان بود، میبایست به وسیلة فعل ماضی دالّ بر عمل غیر دائمی بیان میشد، نه به صورت مستقبل، یعنی میفرمود: «نزلت الملائکة؛ ملائکه نازل شدند». و «فرق کلّ امرٍ حکیمٍ؛ هر کاری، [به نحو] استوار فیصله یافت» و نمیفرمود:
«لا تنزّل الملائکة؛ ملائکه نازل میشوند» و «یفرق کلّ امرٍ حکیمٍ؛ هر کاری [به نحو] استوار فیصله مییابد».10
از وجود ارتباط میان امامت و شب قدر، این نتایج به دست میآید:
1. وجود حجت خدا در هر عصر؛ علامه مجلسی(ره) در این باره میگوید: «محتوای سورههای دخان و قدر بر این امر دلالت دارد که حُکم نازل شده از نزد خداوند سبحان، در شب قدر، حکم یقینی، حتمی و واقعی است، و ناگزیر از وجود فردی آگاه و عالم نسبت به آن حکم هستیم، زیرا در غیر این صورت، فایدهای بر فرو فرستادن آن حکم، مترتّب نیست. عالم به آن حکم، شخصی غیر از امام معصوم(ع) تأیید شده از جانب خداوند سبحان نیست. بنابراین، وجود امام واجبالاطاعه، عالم به همة امور دین در هر زمانی، تا هنگامی که تکلیف شرعی باقی است، لازم و ضروری است».11
هر کس به شب قدر، بر خلاف نظر و رأی ما ایمان داشته باشد، صادق نیست جز آنکه بگوید آن (شب قدر) از آن ما (اهل بیت(ع)) است، و هر کس چنین نگوید به حقیقت تکذیب کننده است.
2. شمول ولایت ائمه(ع) بر همة مخلوقات؛ زیرا ایشان جایگاه نزول اوامر الهی مربوط به زندگانی بشر توسط ملائکهاند. به بیان دیگر، اوامر خداوند بر صاحبان امر ـ بعد از رسول خدا(ص) نازل میشود.12
از حضرت امام باقر(ع) در بارة این کلام خدای تعالی که: «فیها یفرق کلّ أمرٍ حکیمٍ» روایت شده است که:
هر آینه، در شب قدر تفسیر امور هر سال بر ولیّ خدا نازل میشود؛ بخشی از آن امور مربوط به امور شخصی وی، و بخش دیگر مربوط به امور مردم است.13
همچنین حضرت امام صادق(ع) میفرمایند: آن شب قدر است که در آن گروههای به حج رونده، طاعات یا معاصی، با زندگانی یا ممات نوشته میشود و خداوند در آن شب و روز، آنچه را میخواهد واقع میکند، سپس آنها را به صاحب زمین القا مینماید.
ابن حارث به آن حضرت(ع) عرض کرد: صاحب زمین کیست؟

امام(ع) فرمودند: صاحب شما».14
3. علم امامان(ع) از جانب خدا افاضه میشود؛
امام(ع) فرمودند: «اگر چنین باشد، [ابتدا] پیامبر(ص) آورده و از آن آگاه میشود، سپس حضرت علی(ع)، و سپس یکی پس از دیگری، تا آنکه به صاحب این امر برسد».15
سلیمان دیلمی میگوید، به حضرت صادق(ع) عرض کردم: بارها از شما شنیدهام که فرمودید: «اگر بر [علم] ما افزوده نشود به افول میرویم». امام(ع) فرمودند: «احکام حلال و حرام را خداوند در کاملترین صورت آن بر پیامبر خود(ص) نازل فرمود و امام بر حلال و حرام، چیزی نمیافزاید».
عرض کردم: پس منظور از آن زیادی چیست؟ فرمودند: «در چیزهای دیگر، غیر از حلال و حرام».
عرض کردم: آیا چیزی بر شما افزوده میشود که از رسول خدا(ص) پوشیده بوده و از آن حضرت آگاه نبوده است؟ فرمودند: «خیر، علم فقط از نزد خدای متعال خارج میشود، پس فرشتهای آن را به سوی رسولخدا(ص) برده، میگوید: ای محمّد، پروردگارت تو را به چنین و چنان فرمان میدهد، آنگاه آن حضرت(ص) میفرمایند: آن را به سوی علی ببر، و آن را به علی(ع) میرساند. آنگاه حضرت علی(ع) میفرمایند: آن را به سوی حسن ببر. و همچنان به سوی [امامان(ع)] یکی بعد از دیگری میرود تا به ما میرسد. محال است که یکی از ائمه(ع) چیزی را بداند که رسول خدا(ص) و امامان قبل از او آن را ندانند».16
4. ولایت امامان(ع) در شب قدر مقدّر میشود؛ امیرمؤمنان(ع) دراینباره به نقل از رسول خدا(ص) میفرمایند:
«ای علی، آیا معنای لیلةالقدر را میدانی؟ گفتم: خیر، ای رسولخدا، فرمودند: به حقیقت خداوند، در آن همة آنچه تا روز قیامت واقع خواهد شد را تقدیر مینماید، و از جمله آنچه مقدّر میشود، ولایت تو و ولایت امامان(ع) از فرزندانت تا روز قیامت است».17
همچنین امام صادق(ع) فرمودند: «آن شبی است که آسمانها و زمین و ولایت امیرالمؤمنین در آن مقدّر شد» 18.
5. همانطور که بیشتر مردم از قدر و منزلت شب قدر ناآگاهاند، و از شناخت آن باز داشته شدهاند؛ همین طور آنان از شناخت و معرفت یافتن نسبت به اهل بیت(ع) نیز باز داشته شدهاند، و جز خداوند متعال کسی آنان را به حقیقت معرفتشان نشناخته است. مردم تنها بخشی ناچیز از ظاهر ایشان را میشناسند.
روایت حضرت امام باقر(ع) نیز به همین مطلب اشاره میکند که فرمودند:
در حقیقت فاطمه(س)، همان لیلةالقدر است. هر کس فاطمه را به حقیقت معرفتش بشناسد، به تحقیق شب قدر را درک کرده است. همانا آن حضرت(س) فاطمه نامیده شد، زیرا خلایق از معرفتش باز داشته شدهاند. نبوت هیچ پیامبری کامل نشد، تا آنکه به فضیلت و محبّت آن حضرت اقرار نمود. او صدیقة بزرگ است و اعصار نخستین بر مدار معرفت و شناخت او چرخیده است.19
منبع:ماهنامه موعود شماره80
* شب قدر، کدام شب؟
در این باره گذسته از گروهی که شب قدر را شب خاصی از سال نمی شمارند و آن را از مقوله زمان برتر دانسته اند، روایات و اقوال به چند دسته قابل تقسم است:
1ـ شب قدر یکی از شبهای آخرین دهة ماه مبارک است.
2ـ شب قدر یکی از لیالی مفرد دهة ماه مبارک رمضان است.
شیخ طوسی به هنگام تفسیر سورة قدر می گوید:
بدون هیچ اختلافی در میان شیعه، شب قدر در دهه آخر ماه رمضان و از شبهای فرد است .(1)
3ـ شب قدر یکی از شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک است.
امام صادق (ع) در پاسخ به یکی از طالبان شب قدر فرمود:
آن را یکی از شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم طلب کن .(2)
در برخی از روایات به هر سه شب اشاره شده ولکن نه در عرض یکدیگر بلکه در طول هم؛ یعنی گویی هر کدام ویژگی خاص خود را دارا هستند و گویا اگر کسی چیزی بطلبد باید از همان شب نوزدهم شروع کند؛ مانند روایت زیر:
زرارة ـ رضوان الله علیه ـ از امام صادق (ع) نقل می کند: در شب نوزدهم {همه چیز} تقدیر و اندازه گیری می شود، در شب بیست و یکم بسته می شود و در شب بیست و سوم امضای نهایی می گردد. (3)
ویژگی شب قدر آن است که آنچه در آن از جانب پروردگار عالم دربارة انسانها مقدر می گردد، حتمی و قطعی است، با نگاهی اجمالی به کتابهای مخصوص دعا در این ماه پر برکت عبارات زیر بسیار تکرار شده است:
اللهم اجعل لی فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم و مما تفرق من الامر الحکیم فی هذه اللیله، فی القضاء الذی لایرد و لایبدل .
چنان که پیداست عبارتهای المحتوم و لایرد و لایبدل همه دلیل عدم تغییر این تقدیرات است. از این رو در شب بیست و سوم تقدیرات امضاء می شود و قطعیت می یابد. در نتیجه، این روایت نیز در واقع تأکیدی بر شب بیست و سوم است.
4ـ دسته ای از احادیث، شب قدر را یکی از شبهای بیست و یکم و بیست و سوم دانسته اند: مانند احادیث زیر:
امام صادق (ع) فرمود:
شب قدر در شب بیست و یکم یا بیست و سوم است .(4)
عبد الواحد بن مختار انصاری می گوید: به امام محمد باقر (ع) عرض کردم، مرا از شب قدر آگاه فرمایید. فرمود:
آن را در شب بیست و یکم یا بیست و سوم طلب نما .
عرض کردم: دقیقاً آن را برایم مشخص فرمایید، فرمود:
چه شود دو شب، سخت بکوشی {تا به چنین امر عظیمی دست یابی}.(5)
با دیدن چنین روایاتی به نظر می رسد که ائمه بزرگوار علیهم السلام نخواسته اند که صریحاً و به صورت علنی این شب را مشخص نمایند؛ از این رو همواره خواسته اند که مردم، خود با تلاش و عبادت به چنین مرتبة برجسته ای برسند.
ابوبصیر ـ رضوان الله علیه ـ نیز می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: جانم به فدای شما باد، آن شبی که این همه به آن امید داریم {و در پی آن هستیم} کدام شب است؟ امام علیه السلام فرمود:
یکی از شبهای بیست و یکم و بیست و سوم است .
عرض کردم: اگر توان احیا و به پا داشتن هر دو شب را نداشتم چه کنم؟ امام علیه السلام فرمود:
براستی که زنده نگاه داشتن دو شب در مقایسه با آنچه در پی آن هستی چقدر آسان است! .(6)
جز اینها روایات دیگری نیز مشخصاً شب قدر را در میان این دو شب دانسته اند.
5ـ پاره ای از روایات صریحاً یا در لفافه بر شب قدر بودن شب بیست و سوم دلالت دارند، از جمله:
سید بن طاووس با سند خود از سفیان بن سمط نقل می کند: از امام صادق علیه السلام خواستم که شب قدر را مشخصاً برایم بازگو کند، امام علیه السلام فرمود:
شب بیست و سوم .(7)
ضمرة انصاری از پدرش نقل نموده: از پیامبر (ص) شنیدم که فرمود:
شب قدر، شب بیست و سوم است .(8)
حدیث بعدی حدیثی است که به حدیث جهنی مشهور است. نام اصلی جهنی عبدالرحمن بن انیس انصاری است. گویند این شخص دارای شتر و گوسفند بوده است.
جهنی برای آن که دقیقاً شب قدر را بشناسد به خدمت پیامبر اسلام (ص) رسیده عرض کرد:
ای پیامبر خدا (ص) من صاحب شتران، گوسفندان و غلامانی چند هستم، دوست دارم شبی را به من بشناسانی که در ماه مبارک رمضان باشد و من به فضیلت آن شب و نماز در آن نائل شوم .
پیامبر (ص) از او خواست که نزدیک شود، وقتی که جهنی به نزدیک پیامبر (ص) رسید، پیامبر سخنانی در گوش وی گفت. کسی از این کلمات آگاه نگشت، ولی گویند هنگامی که شب بیست و سوم ماه مبارک فرا رسید، جهنی به همراه خانواده، خویشاوندان، شتران، گوسفندان و غلامان خود وارد مدینه شد، آن گاه به هنگام صبح از مدینه خارج شد و به جایگاه اصلی اش باز گشت.
مضمون این داستان را امام باقر علیه السلام نقل کرده است و حدیث بسیار معتبری است.
سید بن طاووس می گوید:
بدان که روایات صریحی در این که شب بیست و سوم شب قدر است وارد شده که بوضوح بیانگر این حقیقت است .
در روایات است که امام صادق علیه السلام سخت بیمار شد و در بستر افتاد به گونه ای که خود قادر به حرکت نبود، دستور داد که در شب بیست و سوم ماه رمضان او را به مسجد منتقل کردند و آن شب را تا صبح در مسجد زنده نگاه داشت. عده ای این امر را نشانة حساس بودن این شب و از علایم شب قدر می شمارند.
در روایت آمده است که امام صادق علیه السلام در شب بیست و سوم دوبار غسل کرد؛ یک بار در اول شب و یک بار در آخر شب.(9) عده ای نیز این امر را که دربارة دیگر شبها نرسیده نشانه ای از شب قدر شمرده اند.
6ـ چندی از روایات، شب قدر را شب نیمه شعبان، معرفی کرده اند.
عارف جلیل القدر، میرزا جواد ملکی تبریزی ـ رضوان الله علیه ـ در کتاب گرانقدر خود المراقبات در بخش فضیلت شبهای قدر اگر چه در پیروی از روایات، شب بیست و سوم را بااهمیت تر از تمام شبها دانسته اما به شب قدر بودن این شب نیز تصریح نموده است. آن گاه در سازگار کردن این شب قدر با شب قدر ماه مبارک می گوید:
در برخی از روایات شب نیمه شعبان، شب قدر ائمه معصوم علیهم السلام و شب قدر در ماه رمضان، شب قدر رسول صلی الله علیه و اله شمرده شده است. (10)
در شب قدر سرنوشت انسانها و نیز فهرستی از تمام حوادث خرد و کلان عالم هستی و مأموریتهای سالیانه حضرت مهدی علیه السلام به آگاهی او می رسد. هر چند مطابق روایات بسیار معتبر در پایان هر هفته کارنامه اعمال مؤمنان {و شاید تمام انسانها} به خدمت آن بزرگوار برده می شود و اصولا آن حضرت محضر اسم علیم سمیع ، بصیر و دیگر اسمای الهی است و همه هر لحظه در محضر اویند و لیکن در شب قدر در سطح بسیار گسترده ای مشخصات دقیق تمام امور و شؤون عالم هستی و جملة انسانها به محضر مبارکش ارائه می شود؛ زیرا ولایت امر در ید قدرت اوست. از این رو اگر فرشتگان و روح اعظم در شب قدر خبر تمام امور و وقایع عالم هستی را به پایین می آورند
در واقع تمام این اخبار و سرنوشتها و تقدیرات به آگاهی حجت خدا در زمین می رسد.
مرحوم کلینی رحمه الله در کتاب ارزشمند کافی از امام باقر علیه السلام نقل می کند:
در شب قدر تفسیر امور هر سال بر امام معصوم که ولی الامر است فرود می آید، در این شب به او گفته می شود که چه باید بکند و همچنین مردم را به چه کاری فرمان دهد .(11)
همچنین فرمود:
در شبهای قدر از جانب خداوند متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و جانشینان و اوصیای گرامی اش علیهم السلام امر می شود که چنین و چنان کن .(12)
البته باید دانست که این فرمان خداوند وحی شمرده نمی شود و القای این علوم و آگاهیها تنها نوعی آگاهی بخشی است. سید بن طاووس در این باره می گوید:
بدان که القای اسرار هر سال در شب قدر به ولی الامر علیه السلام در شمار وحی نیست؛ زیرا رشتة وحی با وفات پیامبر صلی الله علیه و اله از هم گسسته شد؛ بلکه این نوعی آگاهی بخشی است که امام معصوم علیه السلام از حقیقت آن خبر دارد؛ چنانچه خداوند فرمود: و اذ أوحیت الی الحواریین یا فرمود: و أوحینا الی ام موسی نیز فرمود: و اذ أوحی ربک الی النحل که هر کدام تأویلی دارند جز حی نبوی است .(13)
در هر حال با نگاهی گذرا به آیات کریمه و روایات شریفه هیچ تردیدی در پیوند عمیق و جدایی ناپذیر لیله القدر و امام معصوم علیه السلام باقی نمی ماند، این امر هنگامی بوضوح درک می شود که در عدم جدایی قرآن و معصوم که در روایات متواتر از خاصه و عامه آمده دقت گردد آن گاه در لیله القدر که شب نزول قرآن کریم {که از امام معصوم جدا نیست} است نیز اندیشه شود.
پس از ذکر این دسته از احادیث باید بگوییم: شبهایی که احتمال می رود شب قدر باشند بیش از اینهاست اما با قرائن بسیاری به دست آمده که قطعاً شب قدر در ماه مبارک و یقیناً در ایام فرد دهة آخر این ماه و بحتم در یکی از شبهای سه گانه و به احتمال قریب به یقین در شب بیست و سوم ماه رمضان واقع شده است.
1ـ التبیان، ج 1، ص385/2 ـ المیزان، ج 20، ص 333/3و4 ـ کافی، ج 4، ص159/5 ـ مجمع البیان، ج5. ص519/6 ـ کافی، ج 4، ص 156/7 و 8 ـ اقبال الاعمال، ج 1، ص 374/9 ـ وسایل، ج 3، ص 311 /10 ـ ترجمه المراقبات، ج3، ص 107/11 و 12 ـ کافی، ج 1، ص 248/13 ـ اقبال الاعمال، ج 1، صص 151 و 15.
نجفعلی میرزایی