انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

روحیه اصحاب حسین (ع)

روحیه اصحاب حسین (ع)

شهادت برای یاران حسین (ع) مفهوم ویژه ای داشت. انگیزه آنان رسیدن به آزادی و کمال و حفظ ارزش ها و باور ها و نفی زندگی ذلت بار بود، لذا آن را بدون چشمداشتی از سر اخلاص و اعتقاد و رغبت برگزیدند و از فرط اشتیاق  خودشان را قبل از حضرت و بنی هاشم به شهادت رساندند ... آنان در هیچ جا در مقام عذر و توجیه بر نیامدند. و با بصیرت کامل به حکم وظیفه در تعظیم حق از خود گذشتند و درس فداکاری و ظلم ستیزی به بشر آموختند ، این ارزش های انسانی از جمله منش هایی است که در کربلا به نمایش گذاشته شد. اصحاب حسین در گیر و دار نبرد روحیه ای بسیار قوی داشتند. آنان با این که می توانستند با برداشتن یک قدم یا نگفتن یک سخن برهند ، اما مرگ را ترجیح دادند.برای سنجش اخلاق قائد آنان همین بس که امام را در میان خود نگریستند و او را آماده دریافت شهادت در راه خدا و برای دعوت یافتند.

از جمله این یاران  عابس بن ابی شبیب شاکری و ابوغمامه صیداوی و جابر بن عروه غفاری بودند. ابوثمامه شیر مردی است که دخول وقت نماز ظهر را به امام یادآور شد و دعای خیر حضرت :  خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد   بدرقه راهش شد. آنان در بحبوحه جنگ نیز به برگزاری نماز اول وقت مقید بودند و جابر بن عروه  غفاری پیرمرد سالخورده ای است که در جنگ  بدر  و  صفین  شرکت داشت. محضر مبارک پیغمبر (ص) را درک کرده بود. کمر را با عمامه و ابروهای آویخته خود را با دستمالی  بست و به دشمن حمله ور شد و شربت گوارای شهادت نوشید و به نگاه و کلام محبت آمیز  شکرالله سعیک یا شیخ  امام خود سرافراز گردید. دیگری ، عمروبن جناده انصاری فرزند شهید جناده بن کعب انصاری بود که مادر ، وی را با سخنان  پسرم از کنار مادر برخیز به میدان برو و در برابر چشمان پسر پیغمبر بجنگ، به جنگ با کفار تشویق کرد. جوان در حالی که دهانش به عبارت :   پیشوای من حسین (ع) است. این بهترین پیشوا است ...  معطر شده بود جنگید تا به درجه رفیع شهادت رسید. رشادت های دیگر یاران امام و بنی هاشم فرزندان علی و عقیل و امام حسن و امام حسین(ع)  و مسلم و عبدالله جعفر ... و دلاوری های عباس بن علی (ع) نیز همین گونه بود.

این شیرمردان با بصیرت و اطمینان کامل قدم به صحنه نبرد گذاشتند و چنان شجاعانه جنگیدند و جان خود را در راه حق نثار کردند  که ایمان به آنان آفرین گفت  در آن روز خونین از سپاه اما به‌جز حضرت سجاد (ع) و طفل شیرخوارش کسی زنده نماند. امام علی اصغر (ع) را با خود به صحنه نبرد برد و او را نیز فدا کرد و  بدین‌طریق عواطف جهانیان را بیداری بخشید و فهماند که در این قوم نه تنها دیانت نیست از انسانیت هم بویی نبرده اند

التماس دعا

باسلام وتبریک بمناسبت عیدغدیرخم ازاینکه نمیتوانم برای این روزمطلب بزارم ازشماعذرخواهی میکنم.

ازشمادوستان هم میخواهم برای شفای والده من دراین روزعزیزدعاکنید.

                                                                              التماس دعا


                                                                                 یاعلی

اس ام اس تبریک ولادت امام هادی-علی النقی (ع)


ای نور خدا امام هادی

وی مکتب عشق را منادی

ای در کف تو لوای قرآن

وی مجری آیه های قرآن

در اوج طلوع روشنائی

آیینه ی پاک حق نمائی

.

.

.

.

امشب ای دل، مرا شب شادی است

در کف ما برات آزادی است

باب رحمت ز هر طرف شد باز

شب میلاد حضرت هادی است

امام هادی علیه السلام :

” هرکس بذر خوبی بکارد، شادمانی درو می کند.”

.

.

.

ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمد

بشارت ای محبان، امام هادی آمد

کجایی یابن زهرا بده عیدی مارا

که روح عشق و ایمان امام هادی آمد

.

.

.

ای گوهر بحر آفرینش

وی چشم و چراغ اهل بینش

همنام علی مرتضایی

سرتا به قدم خدانمائی

امروز که دل قرین شادیست

میلاد تو ای امام هادی است

میلاد تو برهمه مبارک

بر مهدی فاطمه مبارک



میلاد امام هادی (ع)

تولد هادی امت

 

در حرکت نه چندان آرام زمان به گفتة اکثر مورخان ، چشم گیتی در سال 212 هجری قمری به جمال خورشیدی روشن می شود که چکیده فضیلت ، جوهره وجود وفیض مطلق است . مولودی که یادش آرام بخش دلها وپیامش آخرین امید ونهایت آرزوی دلدادگان به خدا میگردد.

آن مولود کسی جز علی النقی امام هادی (ع) نبود آمد امام هدایتی که  روشنی بخش محفل بشری گردید وتشنگان حقیقت را از زلال هدایت که ریشه در وحی دارد  سیراب کرد .

امام هادی (ع) در بصریا ( روستایی در سه میلی مدینه ) از توابع مدینه به دنیا آمد ومکارم اخلاق ، شرافت ونجابت را چون دیگر ستارگان هدایت از خاندان نبوّت در خود جمع داشت.

پس از تولد امام هادی (ع) پدر بزرگوارش امام جواد (ع) همچون ائمه دیگر (ع) سنت شرعی مراسم  تولد از اذان در گوش راست واقامه در گوش چپ وصدقه وعقیقه را بطور کامل اجرا نمود.

 

 سال تولد امام هادی (ع)

در باره سال وماه وروز تولد حضرت ، راویان وتاریخ نگاران اقوال مختلفی ذکر کرده اند که به برخی اشاره می گردد

 1- اکثر مورخان ولادت حضرت را  در سال 212 هجری می دانند . اصول کافی ج1 ص 497 ، الارشاد ج2 ص 297 ، اعیان الشیعة ج 4 ص 252 .

2- بنا بر اقوال ضعیفی ولادت آن حضرت در سال 214 بوده است. الاتحاف بحب الاشراف  ص67 ، جوهرة الکلام ص 151 ، مرآة الجنان ج2 ص 159 .

3- مؤ لف تاریخ  الخمیس در جلد  2 صفحه 321 وصاحب مرآة الجنان در جلد 2 صفحه 159 تولد امام هادی (ع) را در روز سیزدهم رجب ذکر کرداند.

4- برخی نیز تولد امام علی النقی (ع) را در روز دو شنبه سوّم رجب ذکر کرده اند.

5- برخی منابع ، تصریح می کنند که تولد امام در ماه رجب بوده است ولی روز تولد را معین نکرده اند از جمله در بعضی از دعاها به این مطلب تصریح شده است.

 

بارالها !

 از تو می خواهم ودرخواست دارم به حق دو مولود در ماه رجب  محمد بن علی الثانی وعلی بن محمد منتجب (امام هادی ) .

 

بعضی از منابع تاریخی هم از ذکر روز وماه تولد حضرت خود داری کرده وتنها به ذکر محل تولد یعنی (مدینه ) اکتفا کرده اند . الاتحاف بحب الاشراف ص67

 نام مبارک

امام جواد (ع) پدر بزرگوار حضرت هادی (ع) نام جد بزرگوارش را (علی) که نام امیر المؤمنین وزین العابدین وسید الساجدین علی بن الحسین بود بر فرزند خود نهاد وامام هادی (ع) به حکم وراثت ، خصوصیات این دو بزرگوار را در خود داشت . او بلاغت وسخنوری را از امیر بیان منشأ بلاغت وخواستگاه فصاحت  به ارث برده بود وتقوا عبادت را از سید الساجدین.

 کنیه

کنیه گذاری بر افراد از جمله رسمهای عرب بوده ونوعی احترام بشمار می رفته است تا جایی  که مردمان آنروز با کنیه به تفاخر می پرداختند .

اُکَنّیهُ حینَ انادیهِ لِاُکرمه               ولا اُلَقِبهُ والسوأة اللقب

 هنگامی که او را می خوانم با کنیه او را صدا می زنم وبه اولفب نمی دهم زیرا لقب دادن  ، سبک شمردن است .

 ائمه (علیهم السلام) این نکته را بخوبی رعایت می کردند وحتی به اطفال خود کنیه گذاشتنه وآنان را با کنیه صدا می زدند زیرا احترام نهادن در رشد روانی وبلوغ اجتماعی فرزند اثری مهم  وژرف دارد  که امیر مؤ منان در شعر ی که به این مضمون روایت شده می فرماید

نحنُ الکرمُ وَطِفْلُنا المهدُ یکنیٰ          إنّا إذا قعدَ اللئامُ علیٰ بساطِ العزِّ قمنا

ما  بزرگمنش  هستیم وبه فرزندانمان از زمان که در گهواره هستند کنیه می دهیم

راه ما از راه افراد پست وبی ریشه جداست واگر آنان از راهی بروند ما از آن رو برمی گردانیم وبر یک سفره نمی نشینیم.

امام جواد (ع) به  تاسی  از امامان سلف فرزند خود را ابو الحسن خواند ودر این کنیه او را به امام موسی بن جعفر وامام رضا (ع) همانند ساخت.

محدثین وروات جهت تشخیص وتفکیک ، صفتی به ابو الحسن افزوده امام موسی بن جعفر (ع) را ابو الحسن الاول ، امام رضا (ع) را ابو الحسن الثانی وامام هادی (ع) را ابو الحسن الثالث می خوانند.

 

 

  

   

حضرت باران

        امام زمان علیه السلام

 

حضرت باران! کویرهای تشنه را دریاب که ریشه هایشان خشکیده است.

 بیابان در بیابان عطش است که سایه می اندازد بر خاک.

صفحه های زمین، ترک برداشته اند. آرمان شهر عدالت را کِی خواهی ساخت؟

مدینه فاضله عشق را کِی به ارمغان خواهی آورد؟

دیو، به درهای بسته می کوبد؛ به پنجره های چوبی؛ به شهر، هجوم آورده است.

 فرشته ها را پرانده اند از این دیار.

پرهای ریخته در خیابان نوید می دهد که خواهی آمد؛

نوید می دهد که بوی پرواز، خواهد وزید، شوق رهایی، همه گیر خواهد شد.

حضرت باران! بر بالین غنچه های نو رسیده ببار

که شمیم شکوفه هاشان را خواهند گستراند و بذر طراوت را خواهند پراکند.

باد، هوای شرجی را با خود خواهد برد؛ کهنگی ها را جمع خواهد کرد از پشت بام ها.

رنگ نو شدن خواهد گرفت خانه ها. ناودانها فریاد می زنند،

صدای شرشر آب می آید از آسمان. رودخانه ها موج برداشته اند. توفان است شاید!

حضرت باران! چشم های کشاورز، به دست های بی منت توست.

دفترچه خشک سالی را ورق بزن! قافله های گم شده را برگردان به شهرشان.

مشعلها کور شده اند؛ شعله ها شیدایی شان را از دست داده اند؛ شب های سیاه را زیر و رو کن.

ببار بر این زاویه های خاک گرفته، بر این ارزش های فراموش شده

! ببار بر این کوچه ها که تشنه عدالت علوی اند!

نوای آب آبِ زبان های خشک، به عرش نمی رسد.

ندای العطش مستضعفان دنیا یخ بسته است در گلو، حرف ها و دردها را به زنجیر کشیده اند.

حضرت باران! نسیم سحر، عاشقمان کرده است به بوی تو؛ کی خواهی بارید؟

کِی قطره قطره، تن دیوارها را خواهی شست؟

کی خواهی آمد تا جشن باران بگیریم؟

«آیا زمان آن نرسیده  بر این زمین مرده بباری؟»