این حقیقت که سید الشهدا علیه السلام محبوب ترین شخصیت انسانی در بین
همه اقوام جهان ،با همه تنوع و تعدد مذاهبشان است، نیاز چندانی به اثبات
ندارد. برای درک بهتر این حقیقت کافی است در ایام محرم وصفر به گستردگی
مجالس عزای حسینی در داخل و خارج کشورمان نظری بیندازیم تا ببینیم در همه
جای جهان و نزد پیروان همه مذاهب مختلف ،سوگواری برای سالار شهیدان
برپاست.هرگز بشریت شخصیتی نظیر امام حسین علیه السلام ندیده است که پیروان
همه مذاهب این گونه از او یاد کنند و برای او عزاداری نمایند.
اینکه از ناحیه ذات اقدس الهی در احادیث قدسی و نیز از سوی چهارده معصوم
علیهم السلام سفارش زیادی به عزاداری سیدالشهدا علیه السلام شده است،حاکی
از نقش عظیم این کار در احیای دین و زنده نگهداشتن آن است.

هیچ عملی به اندازه برپایی عزاداری برای امام حسین علیه السلام در حفظ دین از انحراف و از هجوم بی امان دشمنان اسلام برای نابودی دین و همچنین توسعه فرهنگ دینی موثر نبوده و نیست.به عبارت دیگر می توان چنین مجالسی را مهمترین وسیله برای صیانت از کیان دین و جامعه اسلامی و نیز بسط روح دین و دینداری دانست.چه زیبا فرمود رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی قدس سره:
هر ساله دهها میلیون نفر از مردم ایران و نیز دهها میلیون نفر
از سایر کشورها ی جهان،حتی در بین ملل غیر مسلمان- میلیاردها تومان و
میلیاردها ساعت وقت خود را به این امر مقدس اختصاص می دهند.
متاسفانه عزاداری ها با همه اهمیت و جایگاه مهمی که در فرهنگ اسلامی دارند
،در طول زمان دچار آفات،خطرات و انحرافاتی شده است که نقش این وسیله مهم را
تا حدودی کمرنگ کرده است.
این آفات موجب شده تا عزاداری ها و اساسا
بزرگداشتها ،نتوانند همه کارکردها و توانایی های خود را بروز و ظهور دهند
به عبارت دیگر برگزار کنندگان این مجالس نتوانسته اند از همه آثار مقدس و
مهمی که مورد توجه و مقصود خداوند و اولیای دین در سفارش حکیمانه و اکیدشان
به برپایی چنین مجالسی بوده است، بهره برداری لازم و کافی را ببرند.
قدرت سازندگی و آثار یک عزاداری صحیح و منطبق با هدف اصلی قیام
سیدالشهدا به قدری زیاد است که اگر عزاداران حسینی از این وسیله بسیار
قدرتمند استفاده لازم و صحیح می کردند و مانع نفوذ این همه آفات در آن می
شدند ،جامعه اسلامی و جهان اسلامی وضعیتی کاملا متفاوت با آنچه امروز دچار
آن است می شد.
اگر شیعیان به پیامهای عاشورا توجه جدی می کردند و از
آن به خوبی الگو می گرفتند امروز به پیشرفته ترین جامعه از لحاظ مادی و
معنوی تبدیل شده بودند و این همه مشکلات و معضلات گوناگون جامعه اسلامی را
رنج نمی داد .
اگر پیام
عاشورا جدی گرفته می شد و مسیر عزاداری ها و سوگواری ها به سمتی که معصومین
علیهم السلام خواسته بودند ،هدایت می شد پس از گذشت بیست و پنج سال از
انقلاب با شکوه اسلامی شاهد این همه مظاهر زشت و تاسف برانگیز فساد
،فقر،تبعیض و عقب ماندگی نبودیم.
اگر در سوگواری ها به درسهای کربلا توجه می شد این همه بودجه و
امکانات مملکت ما، صرف مبارزه با ناهنجاریهای گوناگون و آثار طولانی مدت آن
نمی شدو دشمنان اسلام در شبیخون فرهنگی خود این همه پیروزی های
چشمگیربدستنمی آوردند.
هیچ دینی و ملتی در جهان چنین وسیله قدرتمندی
را برای پیشرفت و سعادت در دست ندارد. افسوس که جامعه اسلامی به خوبی و
درستی از این قدرتمند ترین وسیله استفاده نکرد.
مسلم سفیر امام حسین(ع)
مسلم مؤمنی است که در قبال مولایش برای خود تعهداتی قایل است و مأموریت خود را یک تکلیف شرعی تلقی می کند و آن را با عشق می پذیرد و روانه کوفه می شود به محض ورود ، شیعیان دسته دسته با وی بیعت کردند.مسلم ، مسلمانی پرهیزکار و پاکدل بود که به حقیقت برای این نام برازندگی داشت ، آن چنان معتقد بود که رعایت مقررات دین و سیره پیغمبر را از هر چیز مهمتر می شمرد و در دینداری او همین بس که چون پیغمبر ترور ناگهانی را نهی کرده بود ، وی بهترین فرصت را برای قتل ابن زیاد از دست داد و از نهانخانه شریک بن اعور بیرون نیامد تا حرمت این حکم را زیر پا ننهاده باشد و نخواست که به خاطر سلامت خود و پیروزی در مأموریتی که به عهده داشت حکمی از احکام دین را نقض کند. وی با این حرکت ثبات بر طریق حق و پایبند بودن به سنت پیغمبر و احکام دین و مردود بودن ترور را به پیروان حسین (ع) تعلیم داد.
مسلم پس از مرگ شریک به خانه هانی رفت. هانی مردی سرشناس ، محترم و معتقد به حقانیت راه و رسم حسین (ع) بود وقتی ابن زیاد از ورود مسلم به خانه هانی آگاهی یافت ، هانی را احضار کرد و به او گفت تا مسلم را تسلیم نکنی رها نخواهی شد.تسلیم کردن مسلم برای شیخی سرشناس و محترم غیر ممکن بود.وی هرگز نمی توانست میهمان خود را به دشمن تسلیم کند. پس از گفتگو های بسیار ... ابن زیاد عصبانی شد و با عصا چهره هانی را زخمی کرد.خبر به قبیله مذحج رسید آنان قصر را محاصره کردند.ابن زیاد بسیار ترسید به شریح قاضی گفت برو هانی را ببین که زنده است و به مردم بگو.شریح او را خون آلود دید و برگشت و گفت وی زنده است.با شهادت ناقص قاضی دین به دنیا فروخته فرصتی دیگر از دست هواداران مسلم و هانی رفت.
هانی یک مؤمن واقعی بود و به هیچ قیمتی حاضر نبود تغییر جهت دهد و ابن زیاد پس از نجات از مهلکه برای دستگیری مسلم نیرو فرستاد.
«گریه» مظهر شدیدترین حالات احساسى انسان است، و علتها و انگیزههاى مختلفى دارد که هر یک از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روایات ، بعضى از انواع گریه تحسین شده و از صفات پسندیده بندگان پاکدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گریه مذموم شمرده شده است .
گریه ، از حالات و انفعالات انسانى است که با مقدمهاى از اندوه و ناراحتى روانى به طور طبیعى به ظهور مىرسد، و گاه ممکن است انگیزهاش هیجانات تند روانى باشد . مثل شوق و ذوقى که از دیدار محبوب پس از زمانى طولانى ناشى مى شود. همچنین گاهى هم گریه کردن حاکى از عقاید مذهبى انسان است با این توصیف، از آنجایى که گریه عملى طبیعى و اى بسا غیر ارادى است؛ لذا نمى شود مورد امر و نهى و حسن و قبح قرار گیرد، بلکه آنچه که مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگیزههاى گریه مىباشد . چنانکه گفتهاند: «تو آنى که در بند آنى».
در اینجا براى اینکه بدانیم گریه بر سیدالشهدا (ع) چگونه گریهاى است و چه تأثیرات و برکاتى مىتواند داشته باشد، بهتر آن است که اشارهاى به انواع گریه کنیم تا بعد از آن، نوع گریه بر آن حضرت برایمان معلوم گردد ادامه مطلب ...حرم سیدالشهدا(ع) مزار انبیا و ملائکه است
«زیارت سیدالشهدا(ع) موجب برآورده شدن حوایج دنیوى و به دست آوردن ثوابهاى اخروى و استکمالات معنوى مىشود».
راه انداختن دستههاى سینهزن و زنجیر زن، پوشیدن لباس سیاه، حمل پرچمهاى رنگارنگ، علم، علامت و مانند اینها، همه براى زنده نگهداشتن فرهنگ عاشورا، امر ضرورى است و مبارزه با اینها یا ناشى از اغراض سوء است و یا از کمال بىخبرى و بىسلیقگى.
«کنش اجتماعى» را مىتوان به عنوان سادهترین عنصر زندگى اجتماعى انسان در نظر گرفت. از «کنش اجتماعى» چنین تعبیر کردهاند: «حرکتبارزى که از یک انسان براى حصول هدفى نسبتبه انسان دیگر، صادر مىشود.» وقتى «کنش اجتماعى» استمرار یابد «تحریک متقابل اجتماعى» روى مىدهد و این تحریک به «ارتباط متقابل اجتماعى» منجر مىشود.
حیات هر جامعه به رشد معنویات و ارزشهای والای انسانی آن بستگی دارد، و
در جامعه ی اسلامی، علاوه بر اینها، به حساسیّت مردم نسبت به اجرای احکام
دینی و نظارت عمومی بر شیوه اداره جامعه توسط متولیان حکومت و مسؤولان نیز
بستگی دارد. به این مسئله مهم اجتماعی از بعد مکتب اسلام، «امر به معروف و
نهی از منکر» گفته می شود که از واجبات دینی است و بر هر مسلمان تکلیف شده
است.
آیات قرآن و روایات معصومین (ع) در اهمیّت این دو فریضه و نقش
اصلاحی آن در جامعه و نیز آفات و آسیب های مفسده آمیز ترک آن، بسیار سخن
گفته اند و آن را به عنوان «برترین فریضه» به شمار آورده اند که فرایض و
احکام الهی دیگر، در سایه ی امر به معروف ونهی از منکر، قوام و استواری می
یابد.
در بررسی و تحلیل عوامل و انگیزه های قیام کربلا به منظور دست
یابی به مهمترین علت و انگیزه، به بنیادی ترین انگیزه و شاخص ترین آن یعنی
«امر به معروف و نهی از منکر» بر می خوریم.
امام حسین (ع) در وصیت نامه
خویش، بر این عامل تام و انگیزه والا تاکید می ورزد و هدف اصلی خود را از
مخالفت با دستگاه خلافت مبتذل یزید، امر به معروف و نهی از منکر و مقابله
با ظلم و جور و فساد و خیانت و بدعت ها و انحراف هایی که از همه سو، جامعه
اسلامی را به محاصره درآورده و مردم را از راه روشن و صائب دین به بیراهه
های فسق و گمراهی رهنمون می کردند، معرفی می نماید.
امر به معروف و نهی
از منکر علت العلل قیام مقدس کربلاست و این به دلیل جایگاه رفیع این عنصر
در حرکت تاریخی امام حسین (ع) و نقش بنیادین آن در به ثمر نشستن آن جهاد
مقدس است.
امام حسین (ع) به حسب جایگاه مسئولیتی و رهبری امت اسلام، در
عصر خود از دانش بسیار بالایی در تشخیص انحراف و کج روی در حکومت و جامعه
برخوردار بود.اگر به ابعاد (بیان) امام در مسائل جامعه شناسی و حکومتی و
روحیات مردم آن زمان توجه نمائیم، متوجه تیزبینی و ژرف نگری آن حضرت می
شویم. ایشان می فرماید:
و انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت
لطلب الاصلاح فی امه جدی (ع) ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر
بسیره جدی وابی علی بن ابی طالب.
و من نه از روی خودخواهی و یا برای
خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری، از مدینه خارج شدم بلکه هدف من از این
سفر، امر به معروف ونهی از منکر و خواسته ام از این حرکت، اصلاح امور
مسلمین و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم علی ابن
ابیطالب است. (15)
آن حضرت هنگام وداع مرقد مطهر رسول خدا (ص) اینگونه اظهار می کند:
اللهم ان هذا قبر نبیک محمد (ص) و انا ابن بنت نبیّک و قد حضرتی من الامر ما قد علمت؛ اللهم انّی احب المعروف وانکرالمنکر.
پروردگارا، این قبر فرستاده ات محمد مصطفی (ص) می باشد. و من پسر
دختر پیامبرت هستم در این حرکت و قیام (استجابت دعوت کوفیان و مبارزه با
ظلم) تو می دانی که من فریضه امر به معروف و نهی از منکر را دوست دارم.
بحارالانوار، ج 44