سالهاست که در انتظار دیدن جمالت، چشم انتظاریم.
به هر گلی که میرسیم، بوی تو را در آن جست و جو میکنیم.
در کوچه پس کوچههای عشق به دنبال معشوق میگردیم تا شاید نشانی تو بیابیم
و بتوانیم گرمای وجودت را با تمام وجودمان حس کنیم.
چه زیباست لحظهی وصال! یا صاحب الزمان عجّلاللهتعالیفرجکالشریف!
قلبم آکنده از عشق به شماست، ولی اعمالم، چیز دیگری میگویند.
شنیدهام که اندرون قلب مرا میبینی و گرچه اعمالم باعث آزردگی خاطر شماست
ولی عشق به وصال وجود نازنینت، مرا به زندگی و آینده امیدوار میکند.
در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
قلم ناتوان است از حس عشقی که خودم هم نمیتوانم آن را بیان کنم.
مولای من!
آن زمان که در جست و جوی شما آوارهی کوی و برزن هستم تا نشانی از تو بیابم،
متوجّه میشوم که غرق در پستیهایی هستم
که مانع رسیدن به وصال محبوب است!
کمکم کن! تنها پناهم تویی! نگهدارم باش!

دیگر همه چیز عادی شده است.
دیگر همه چیز رنگ سیاهی گرفته است.
دیگر خورشید در روز های جمعه شرم می کند که طلوع کند.
ای راز دار زهرا (س) ، سینه ات پر از درد است می دانم!
آن روز کسی درهای بقیع را بر روی ما نخواهد بست
و ما عقده هزاران قرن مظلومیت را باز خواهیم کرد.
می خواهم فریاد بزنم ؛
ای کافران او می آید. هرگز به خواب خوش نروید!
او می آید و جام می خود پرستی را در هم خواهد شکست.
ای کافران غافلید که حدیث سربداران را تکرار می کنید،
زیرا او خواهد آمد با صدای (( انا المهدی ))...
ای کافران ، بترسید از نام مهدی ( عج ) ، که نام ننگین تان را محو خواهد کرد.
می دانم تو نیز با خبری از آنچه که ما بی خبریم،
از آنچه که دلت را می سوزاند و اما...
ای گمشده بیابان ها روی سخنم با توست.
آقای من ، در کدامین بیابان خیمه زده ای تا مجنون وار خار بیابان را حریر زیر پایم کنم؟!
سلام آقا جان
بازم اومدم ،
با هزار جور شرمندگی
آقا جون دلم گرفته ، دلم برایه غربت شما گرفته ، دلم از دست خودم گرفته از همه آدما ....
چرا ما اینجوری شدیم ؟
آقا جون چی شد که فراموشت کردیم ؟
آقا جان خیلی سخته ولی می گم ، دیگه عادت کردیم به نبودنت و ندیدنت. آقا یادمون رفته مولامون شما هستین ، آقا دنیا مارو اونقدر مشغول خودش کرده که اصلاً یادمون رفته اصلاً برای چی به این دنیا اومدیم.
عزیز زهرا هر چقدر که می گذره ،هر چقدر که بزرگتر می شیم کمتر یادتون می کنیم .
چقدر غریبی آقا جون
آقا جون چرا اینطور شد ؟ این دنیا چی داره که به خاطرش شما رو فراموش میکنیم؟
خیلی سخته تنهایی ، خیلی سخته آدمایی که حسین حسین میگن صدای هل من ناصر شما رو نشنون.
آقا جان راست گفتن که هر روز عاشوراست و هر جایی کربلاست. هر روز تو موقعیت های مختلفی صحنه عاشورا دوباره تکرار می شه فقط آدمای داستان هستن که عوض میشن . همیشه یه طرف حقه یه طرف باطل ، یه طرف ظالم یه طرف مظلوم و مثل همیشه یه عده زیادی کوفی .
آقا جون هر روز صحنه عاشورا برای ما داره تکرار میشه . وقتی می بینیم داره به یکی ظلم میشه و حرفی نمی زنیم می شیم کوفی خیلی وقتا یزیدی می شیم و .....؟؟؟؟؟؟
آقا جون می ترسم از روزی که شما ظهور کنین و من در مقابل شما باشم ، آقا جون می ترسم که خودمو ارزون بفروشم ، آقا جون می ترسم بشم کوفی و اینبار مهدی تنها بمونه ، مولای من ترسم از اینه که صدای هلهله یزیدی ها نذاره صدای هل من ناصر شمارو بشنم .........
آقا جون الهی بمیرم برای غربتت ، مولا جان من آدم بی لیاقتی هستم میدونم آقا جون ضعیف النفس هستم میدونم ، خودمو ارزون می فروشم میدونم ، ارادم ضعیفه می دونم ..........
ولی یه چیزه دیگه هم هست اونم اینه که آقا جون دوستون دارم ، مولای من قربون غریبیتون بشم دلم به خاطره شما گرفته ، عزیز زهرا تمام زندگیم به فداتون ، امیرم تو دلم محبت شما وجود داره ، آقا جان هنوز اونقدر کر نشدم که صدای هل من ناصر شما رو نشنوم ، هنوز دلم براتون می گیره ، هنوزم منتظره اومدنتونم ، آقا جونم بیا ، بیا و قلبه منو شفا بده قلبی که قرار بود محبت شما توش جا بگیره شده خونه شیطون .....
آقا جان سلام
آقا جان امروز هم مثل اون روز قبلی دلم خیلی گرفته دوست
دارم فریاد بکشم و حرفهای دلم را به خدای خودم و شما بگویم خدایا یا صاحب
الزمان تبعیض و بی عدالتی از این بیشتر خدایا بحق بهترین بنده ات ظهور آقا
امام زمان را برسان تا از شر ظلم بعضی ها که اصلا قابل رویت نیست خلاص شویم