امروز 24 تیرماه ، سالروز میلاد حضرت آیة الله خامنه ای، رهبر انقلاب است.
ایشان به نقل از سایت www.khamenei.ir به این شرح است.
رهبر
عالیقدر حضرت آیت الله سید على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام
والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنهاى، در 1318 شمسی برابر 1358 قمرى در
مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگى سید
جواد خامنه اى مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى، بسیار ساده بود.
همسر و فرزندانش نیز معناى عمیق قناعت و ساده زیستى را از او یاد گرفته
بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مىگویند:
«پدرم
روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر... زندگى ما به سختى مى
گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم
با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سیّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى کنند:
«منزل
پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه 60 ـ 70
مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین
تاریک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر
این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر
زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین
کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»
رهبرانقلاب
از دوران کودکى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و
صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد
به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در
مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام کردند و این دو
دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.
در حوزه علمیه
ایشان
از دوره دبیرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود.
سپس از مدرسه جدید وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات
و مقدمات را خواند.
درباره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه
روحانیت مى گویند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب این راه نورانى روحانیت
پدرم بودند و مادرم نیز علاقه مند و مشوّق بودند».
ایشان کتب ادبى
ار قبیل «جامع المقدمات»، «سیوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سلیمان
خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب
«معالم» را نیز در همان دوره خواند. سپس «شرایع الاسلام» و «شرح لمعه» را
در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدى» و رسائل و
مکاسب را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى و بقیه دروس سطح فقه و اصول
را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگیزى در
پنچ سال و نیم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش
مهّمى در پیشرفت این فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه
منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آیت الله میرزا جواد
آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسى» خواندند.
در حوزه علمیه نجف اشرف
آیت
الله خامنه اى که از هیجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع
بزرگ مرحوم آیت الله العظمى میلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد
زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى
خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سید محسن حکیم، سید محمود
شاهرودى، میرزا باقر زنجانى، سید یحیى یزدى، و میرزا حسن بجنوردى، اوضاع
درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و ایشان را از قصد خود
آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ایشان به مشهد باز گشتند.
در حوزه علمیه قم
آیت
الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالى در
فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آیت الله
العظمى بروجردى، امام خمینى، شیخ مرتضى حائرى یزدى وعلـّامه طباطبائى
استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان
داشتند، متوجّه شدند که یک چشم پدر به علت «آب مروارید» نابینا شده است،
بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن
به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند. آیت الله خامنه اى به این
نتیجـه رسیدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان
مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد مى گویند:
«به مشهد رفتم و خداى
متعال توفیقات زیادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم.
اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، اعتقادم این است که ناشى از همان بّرى
«نیکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آیت الله خامنه
اى بر سر این دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتید و
آشنایان افسوس مى خوردند که چرا ایشان به این زودى حوزه علمیه قم را ترک
کردند، اگر مى ماندند در آینده چنین و چنان مى شدند!... امّا آینده نشان
داد که انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهى براى ایشان سر نوشتى دیگر
و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آیا کسى تصّور مى کرد که
در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به
پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولایت امر
مسلمین خواهد رسید؟! ایشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ایام
تعطیل یا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصیلات فقهى و اصول خود
را تا سال 1347 در محضر اساتید بزرگ حوزه مشهد بویژه آیت الله میلانى
ادامه دادند. همچنین ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصیل و
مراقبت از پدر پیر و بیمار، به تدریس کتب فقه و اصول و معارف دینى به
طلـّاب جوان و دانشجویان نیز مى پرداختند.
مبارزات سیاسى
آیت
الله خامنه اى به گفته خویش «از شاگردان فقهى، اصولى، سیاسى و انقلابى
امام خمینى (ره) هستند» امـّا نخستین جرقـّه هاى سیاسى و مبارزاتى و دشمنى
با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سید مجتبى نوّاب صفوى» در
ذهن ایشان زده است، هنگامیکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائیان اسلام در
سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سلیمان خان، سخنرانى پر هیجان و بیدار کننده
اى در موضوع احیاى اسلام و حاکمیت احکام الهى، و فریب و نیرنگ شاه و
انگلیسى و دروغگویى آنان به ملـّت ایران، ایراد کردند. آیت الله خامنه اى
آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سلیمان خان بودند، به شدّت تحت تأثیر سخنان
آتشین نوّاب واقع شدند. ایشان مى گویند: «همان وقت جرقه هاى انگیزش انقلاب
اسلامى به وسیله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هیچ شکى ندارم که اولین
آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».
همراه با نهضت امام خمینى (قدس سره)
آیت
الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض
آمیز امام خمینى علیه سیاستهاى ضد اسلامى و آمریکا پسند محمد رضا شاه
پهلوى، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسى شدند و شانزده سال تمام با وجود
فراز و نشیب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبیدها و زندان ها مبارزه کردند و
در این مسیر ازهیچ خطرى نترسیدند. نخستین بار در محرّم سال 1383 از سوى
امام خمینى (قدس سره) مأموریت یافتند که پیام ایشان را به آیت الله میلانى
و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبلیغاتى روحانیون در ماه محرّم
و افشاگرى علیه سیاست هاى آمریکایى شاه و اوضاع ایران و حوادث قم،
برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز براى تبلیغ، عازم
شهر بیرجند شدند و در راستاى پیام امام خمینى، به تبلیغ و افشاگرى علیه
رژیم پهلوى و آمریکا پرداختند. بدین خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342»
دستگیر و یک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اینکه منبر نروند و تحت
نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین 15خرداد، باز هم ایشان را
از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا
با سخت ترین شرایط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.
دوّمین بازداشت
در
بهمن 1342 - رمضان 1383- آیت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان
براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز
توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم
زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ایشان بویژه درایـّام ششم
بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار
گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با میلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و
شجاعت و شور انقلابى ایشان در افشاگرى سیاستهاى شیطانى و آمریکایى رژیم
پهلوى، به اوج رسید و ساواک شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه
تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل
قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.
سوّمین و چهارمین بازداشت
کلاسهاى
تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامى ایشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظیر
جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همین فعالیت ها سبب عصبانیت ساواک شد و
ایشان را مورد تعقیب قرار دادند. بدین خاطر در سال 1345 در تهران مخفیانه
زندگى مى کردند و یک سال بعد ـ 1346ـ دستگیر و محبوس شدند. همین فعالیّت
هاى علمى و برگزارى جلسات و تدریس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که
موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نیز
دستگیر و زندانى گردند.
پنجمین بازداشت
حضرت آیت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواک مى نویسد:
«از
سال 48 زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیّت و شدّت عمل
دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند
چنین جریانى نمى تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش
یافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت
آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پیوستن جریان هاى
مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بیمناک است و نمى
تواند بپذیرد که فعالیّـت هاى فکرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن
جریان ها بیگانه و به کنار است. پس از آزادى، دایره درسهاى عمومى تفسیر و
کلاسهاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا کرد».
بازداشت ششم
در
بین سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسیر و ایدئولوژى آیت الله خامنه اى در سه
مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشکیل مىشد و هزاران
نفر ازمردم مشتاق بویژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد
را به این سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصیل اسلامى آشنا مى ساخت.
درس
نهج البلاغـه ایشان از شور و حال دیگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى
کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثیر و دست به دست مى گشت.
طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقیقت و مبارزه را از محضر ایشان مى
آموختند، با عزیمت به شهرهاى دور و نزدیکِ ایران، افکار مردم را با آن
حقایق نورانى آشنا و زمینه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند.
این
فعالیـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آیت الله
خامنه اى در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیارى از یادداشت ها و
نوشته هایشان را ضبط کنند. این ششمین و سخت ترین بازداشت ایشان بود و تا
پاییز 1354 در زندان کمیته مشترک شهربانى زندان بودند. در این مدت در
سلولى با سخت ترین شرایط نگه داشته شدند.
سختى هایى که ایشان در
این بازداشت تحمّل کردند، به تعبیر خودشان «فقط براى آنان که آن شرایط را
دیده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و
باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقیقى و انقلابى ادامه داشت. البته
دیگر امکان تشکیل کلاسهاى سابق را به ایشان ندادند.
در تبعید
رژیم
جنایتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آیت الله خامنه اى را دستگیر و براى
مدّت سه سال به ایرانشهر تبعید کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگیرى مبارزات
عموم مردم مسلمان و انقلابى ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد
مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى علیه رژیم سفـّاک پهلوى قرار
گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و
تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه؛ یعنى
پیروزى انقلاب کبیر اسلامى ایران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و
ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکمیت اسلام در این سرزمین را دیدند.
در آستانه پیروزى
درآستانه
پیروزى انقلاب اسلامى، پیش از بازگشت امام خمینى از پاریس به تهران،
«شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصیت هاى مبارزى همچون شهید
مطهرى، شهید بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمینى در ایران تشکیل
گردید، آیت الله خامنه اى نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا
درآمد. پیام امام توسط شهید مطهرى «ره» به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت
پیام رهبر کبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.
پس از پیروزى
آیت
الله خامنه اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به
فعالیّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى
پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظیر و بسیار مهّم بودند که
در این مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازیم:
٭ پایه گذارى «حزب
جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهید بهشتى،
شهید باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماینده امام خمینی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭
حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با
شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى
ایران؛ با تجهیزات و تحریکات قدرت هاى شیطانى و بزرگ ازجمله آمریکا و
شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭
ریاست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجایى دومّین رئیس جمهور ایران،
آیت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى
و حکم تنفیذ امام خمینى (قدس سره) به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى
برگزیده شدند. همچنین از سال 1364 تا 1368 براى دوّمین بار به این مقام و
مسؤولیت انتخاب شدند.
٭ ریاست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1366.
٭ ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭
رهبرى و ولایت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر
کبیرانقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا
و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت
امام راحل، با شایستگى تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلکه مسلمانان
جهان را رهبرى نمایند.
ی دلنواز قاری قرآن خوش آمدی
در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی
ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت
مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی
اشکها بین که از این خنده بدامان دارد
ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام
********
بهین جشن و سرور شیعیان است
دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری
سرور معنوی بر پاست هر جا
سلام ای صفای دل عاشقان
**********
سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام مبارک و خجسته باد.
**********
حسین سلطان عشق،عباس ساقی عشق،زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق. کاروان عشق در راه است و خود “عشق” نیمه شعبان خواهد آمد…اعیاد شعبانیه مبارک
**********
*میلاد گل رسول و زهرا و علی است/زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است/ما را دگر از روز جزا بیمی
نیست/چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است
*********
مژده ای دل خدای عشق رسید
شاهدان را لقای عشق رسید
جان به پایش کنید قربانی
عاشقان خونبهای عشق رسید
***********
تا به راهت راهیم من
فارق از گمراهیم من
غم ندارم در دو عالم
چون حسین است مقتدایم
**********
امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف
امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف
امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف
زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف
*میلاد نور مبارک*
***********
ز گلزار نبی (ص) و بوستان حیدر و زهرا
گلی بشگفت با بوی خوش و با چهره ی زیبا
شنیدستی که با یک گل نمی گردد بهار؟ اما
گلستان گشته از این گل، همه دنیا و ما فیها
**********
شکفتن پنجمین گل باغ عصمت و طهارت تهنیت باد.
بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید
عطر فردوس هم آغوش صبا می آید
نوگل مصطفوی، زینت باغ علوی
مظهر پنج تن آل عبا می آید
**************
دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد / یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش
دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان / یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش
یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل / که جان خویش به کربلا بداد به راهش
************
سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا
بشارت ای گنه کاران حسین آمد حسین آمد
نثار مقدمش سرها، فدای جان او جان ها
**********
ولادت باسعادت شفیع المذنبین، حامی دین، امام حسین بن علی-ع مبارک.
شاهی به دوصد عزت و اجلال آید
با شوکت و فر و جاه و اقبال آید
امروز حسین آید و فردا عباس
خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید
************
امام روح الله:
شما پاسداران بحق اسلامید، شما مثل جوان هاى صدر اسلام هستید
شما اسلام را نجات دادید باید از این به بعد هم پاسدارى کنید که این انقلاب به ثمر واقعى اش برسد.
*************
روز پاسدار مبارک
الا ای پاسدار انقلاب کشور عشق
1. امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف
امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف
امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف
زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف
*میلاد نور مبارک*
2. ز گلزار نبی (ص) و بوستان حیدر و زهرا
گلی بشگفت با بوی خوش و با چهره ی زیبا
شنیدستی که با یک گل نمی گردد بهار؟ اما
گلستان گشته از این گل، همه دنیا و ما فیها
---
شکفتن پنجمین گل باغ عصمت و طهارت تهنیت باد.
3. بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید
عطر فردوس هم آغوش صبا می آید
نوگل مصطفوی، زینت باغ علوی
مظهر پنج تن آل عبا می آید
4. دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد / یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش
دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان / یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش
یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل / که جان خویش به کربلا بداد به راهش
5. سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا
بشارت ای گنه کاران حسین آمد حسین آمد
نثار مقدمش سرها، فدای جان او جان ها
---
ولادت باسعادت شفیع المذنبین، حامی دین، امام حسین بن علی-ع مبارک.
6. شاهی به دوصد عزت و اجلال آید
با شوکت و فر و جاه و اقبال آید
امروز حسین آید و فردا عباس
خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید
7. امام روح الله:
شما پاسداران بحق اسلامید، شما مثل جوان هاى صدر اسلام هستید
شما اسلام را نجات دادید باید از این به بعد هم پاسدارى کنید که این انقلاب به ثمر واقعى اش برسد.
---
روز پاسدار مبارک
8. الا ای پاسدار انقلاب کشور عشق
نام نیکویت همیشه ثبت، اندر دفتر عشق
تو کردی اقتدا در عزت و ایثار به آنکس
که هستی اش فدا بنمود و گردید"مظهر عشق"
---
ولادت امام حسین-ع و روز پاسدار مبارکباد.
بنام خدا ای خدایی که با نام تو دلها ارام می گیرد ای خدای دانا و توانا هر چه در زمین و اسمانها وجود دارد از تو است خدایا ما همه بند گانت به تو پناه می بریم و از تو کمک می خواهیم
امام سجاد فرمودند بدانید که بنده دارای چهار چشم است دو چشم که با انها امور دین و
دنیا ی خود را می بیند و دو چشم که با انها امور اخرت را مشاهده میکند پس هر گاه خداوند خوبی بنده ای را بخواهد دو چشمی را در دل اوست می گشاید و به وسیلیه ا نها امور ات
غیبی اخرت خویش را می بیند ...
میلاد مبارک حضرت امام حسین ع و علمدار حسین ع و حضرت امام سجاد ع و روز پاسدار و روز ورود ازادگان را به پیشگاه حضرت ولی عصر اقا امام زمان و حضور رهبر بزرگوار و خدمت ریاست جمهوری مهر بان وشجاع و دلسوز و همه مسولان کشور و همه خدمت گذاران و همه مسلمانان جهان تبریک عرض می نمایم و از خداوند بزرگ مرتبه
می خواهم که سعادت عبادت ان بزرگواران را به همه ماها دهد و پیرو واقعی ان بزرگواران باشیم و انها را در زندگی خود الگو قرار دهیم
خدایا توفیق نماز خواندن مانند امام حسین و علمدارش و امام سجاد به ما عطا فرما یا حسین محتاج یک نگاهت هستیم مولای خوبم قر بان علمدارت قر بان برادر با وفایت که تا اخر با تو بود و اخرین لحظه به تو گفت حسین جان تا من جان دارم مرا به خیمه نبر چرا که قول اب به فرزندانت داده بو دم یا امام سجاد او ان نماز های به وقتت و ان
سجده های طو لانیت
قر بان ان دعاهای نیمه شبت یا حسین جان قربان ان یارانت و زائرانت که پروانه وار به گرد حرمت امروز طواف می نمودند یا حسین اگر ما نتوانستیم کنار تربتت باشیم زیارت همه دوستدارانت را قبول نما از راه دور و قلبی نزدیک یاران بودند جای ما یا حسین در این روز تورا قسم می دهم جان مادرت زهرا که در دنیا از دست دشمنان خوشی ندید فرج مهدی را
بر سان تا جمال مبارک ان را اشکارا ندیده ایم دست ما را از این دنیا کو تاه مکن یا حسین فقط یک نگاه مهدی کافی است کمک مان کن پیامبران و امامان را خوب بشناسیم همه بندگان خدا را یک ثانیه به خودش وا مگذار یا قمر بنی هاشم شما را واسطه قرار می دهیم اول فرج مهدی سپس دعا بای همه و شفای همه مریضها و هر فردی بچه ندارد به او لطف فرما حاجت همه را به خدایا دستمان را بگیر و ما را با امامان ع بیشتر اشناتر نما برای ظهور مهدی و سلامتی رهبر و رئیس جمهوری و خودتان و همه امامان ع وشهیدان وهمه گذشتگانهایمان صلوات و تلاوت قر ان افرین بر انهایی که امروز نماز جمعه رفتند امشب هم نماز جماعت روید و همیشه نمازهایتان را به جماعت در صورت امکان بخوانید نماز جماعت مانند دریای اب است افرین بر انهایی که امروز به اقا حسین احترام رو گذاشتند به علمدار حسین ع وامام سجاد هم احترام گذاریم افرین بر همه شماها که حرف گوش گیر خوبی هستید خدا هر چه خوب می خواهید به شماها دهد.
الهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

طبق نقل تاریخ و روایات اهل بیت علیهمالسلام، همه ائمه شیعه، پایان حیات دنیاییشان با شهادت بوده است.بنابر این، با توجه به اینکه قرآن کریم شهیدان را زنده معرفی میکند و مسلمانان را از مرده تصور کردن آنان نهی می نماید، لذا امامان ما همیشه زنده اند و حتی بعد از شهادت نیز، آگاهی و توجه آنها به این جهان کم نمی شود.
از همین رو است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بارها یکسانی زیارتشان در حیات و پس از آن را بیان کردهاند و این ویژگی را برای دیگر ائمه نیز قائل شدهاند.
با توجه به این تعالیم، آثار و برکات زیادی در زیارت اهل بیت علیهمالسلام پس از شهادت وجود دارد. به عنوان نمونه، اهلبیت علیهمالسلام، کلام ما را میشنوند و پاسخ درخواست زایران را میدهند. در کنار این، زیارتشان برای زایر سازنده و تربیت کننده است و اجر و پاداشی عظیم دارد.
اما با این وجود، برای زیارت هیچ امامی، به اندازه زیارت امام حسین علیهالسلام در کربلا تاکید نشده است. آنچه در زیارت حسین بن علی علیهالسلام بسیار چشم گیر است، ثوابهای کلان و پاداشهای عظیم و حیرت آوری است که در روایات اهلبیت علیهمالسلام برای آن بیان گشته است.
اگر خوب بنگریم، مییابیم که امام حسین علیهالسلام هرآنچه داشت، در راه خدا داد و با این کار، اسلام را زنده کرد و بقاء دین را بیمه نمود. لذا دین رسول خدا، با وجود امام حسین علیهالسلام تداوم یافت. این همان مفهوم کلام سیدالشهدا است که در روز عاشورا فرمود: اگر استواری و استقامت دین جدم با مرگ من است، پس ای تیغ ها مرا در برگیرید.
از همین رو است که لحن و بیانی که در احادیث مربوط به زیارت سیدالشهداء علیهالسلام به کار رفته است، حاکی از عظمتی حیرت آور و آمیخته با تاکیداتی فراوان است. به عنوان مثال، روزی امام صادق علیهالسلام از یکی از شیعیان به نام "سدیر" پرسید:
- آیا هر روز حسین(علیه السلام) را زیارت می کنید؟
- خیر!
- آیا هر جمعه زیارت می کنید؟
- خیر!
- هر ماه چطور؟
- خیر!
- هر سال چطور؟
- گاهی چرا.
آنگاه فرمود:
- ای سدیر، با توجه به اینکه هزاران فرشته غبار آلود و گریان، هر روز حسین علیهالسلام را زیارت میکنند و خسته نمیشوند، چرا تو هر هفته، یا هر روز یک بار، آن حضرت را زیارت نمیکنی؟
سدیر گفت: فدایت شوم، میان ما و او فرسنگ ها فاصله است.
در این هنگام امام صادق علیهالسلام فرمود: بر پشت بام برو ... و بگو:
السلام علیک یا اباعبدالله ، السلام علیک و رحمه الله و برکاته؛
با این کار برای تو زیارت محسوب میشود و پاداش حج و عمره مییابی.

با این همه در طول تاریخ، ستمگران و حکام جور و پیروان باطل و ساده لوحشان وقتی با یک فکر و ایمان و گرایش مذهبی نمیتوانند مبارزه و مقابله کنند، درصدد محو و نابودی آن تفکر و باور بر میآیند.
کربلای امام حسین علیهالسلام نیز بارها شاهد این چنین تندرویها و کج فهمیها بوده است و هم اکنون نیز نظاره گر آن است. ستمگران و کج اندیشان میخواهند با محدود کردن مردم و ممنوع ساختن زیارت و اعمال فشارهای مختلف و حتی تخریب نمودن قبر مطهر سید الشهدا علیهالسلام، یاد آن حضرت را از خاطرها ببرند؛ ولی علیرغم اینکه قبر آن حضرت در زمانهای مختلف مورد اهانت قرار گرفت و تخریب شد، اما شیعیان پیوسته طبق توصیه اهل بیت علیهمالسلام، زیارت حسین بن علی علیهالسلام را مورد توجه خاص قرار داده و میدهند.
حجةالاسلام جواد محدثی، کتاب کربلا کعبه ی دلها، با کمی تصرف و تلخیص