انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

انتظارفرج

باسلام ازاینکه به وبلاگ خودسرزدین متشکرم ازشما خواهشمندم که نظرات خودتون رومنعکس کنید

فلسفه ی غیبت در لسان ائمه

پوستر امام زمان علیه السلام

بنابر آنچه در برخی از روایات آمده است ، علت واقعی غیبت امام زمان (علیه السلام) بر ما پوشیده است .1

 

در عین حال با استفاده از روایات به عواملی چند در این زمینه پی می بریم:

1 ـ امتحان و آزمایش:

غیبت آن حضرت سبب می شود تا نفاق پنهان عده ای آشکار شود ، و ایمان حقیقی محبان و شیعیان واقعی امام (علیه السلام) در کوره ی ولایت امام غایب (علیه السلام) از ناخالصی ها و دورویی ها جدا و پاک گردد و مؤمن از منافق تمیز داده شوند .

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) می فرماید: « هنگامی که پنجمین فرزند امام هفتم (علیه السلام) غایب شد ، مواظب دین خویش باشید ، تا مبادا کسی شما را از دین خارج کند ! ای پسرک من ! برای صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد بود ، به طوری که عده ا ی از مؤمنان از عقیده ی خود بر می گردند ، همانا خدا به وسیله ی غیبت ، بندگانش را امتحان می نماید .»2

 

2 ـ بیعت نکردن با ستمکاران:

 حسن فضّال می گوید : علی بن موسی الرضا (علیه السلام) فرمود : «گویا شیعیان را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام حسن عسکری (علیه السلام) در جست و جوی امام خود همه جا را می گردند ، اما او را نمی یابند .» عرض کردم : به چه دلیل ؟ فرمود : « زیرا امامشان غایب می شود .»

 عرض کردم : چرا غایب می شود؟ فرمود: « برای این که وقتی با شمشیر قیام نمود ، بیعت کسی در گردنش نباشد .»3

 

3 ـ حفظ جان حضرت:

زراره می گوید : حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: « ای زراره! قائم ما ناچار است که غیبت کند .» عرض کردم: برای چه؟ فرمود: « از جان خود بیم و ترس دارد .» 4

در توضیح این مطلب باید یادآور شد که امام زمان (علیه السلام) از کشته شدن و مرگ بیم و هراس ندارند ، بلکه حفظ جان ایشان به خاطر این است که مبادا پرچمِ هدایت زمین بماند ، و رشته ی هدایتی که به پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) متصل است ، قطع گردد .

 



پی نوشت ها :

1- کمال الدین و تمام النعمة ، ص 482

2- بحارالانوار ، ج 51 ، ص 113.

3- بحارالانوار ، ج  51، ص 113.

4- اثبات الهداة ، ج 6 ،  ص 437.

 

انتــــــــــــــظار!

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com


مهربانم !

ای کسی که نگاهت به پهنای دریاها و قلبت به لطافت گل های بهاری است .

برای تو می نویسم . تویی که عشق را با تو آغاز کردم و عاشقی را با یادت رسوا !

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است .تویی که تصور ظهورت ،سینه ی بی رنگه کاغذم

را نقش سرخ عشق می زند.

درکویرقلبم از تو برای تو می نویسم ، ای کاش درطلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هرصبح برایت

اشکی می ریختم .

صدای مرا بشنو که ازپشت دقیقه ها ی کشدارانتظار می آید . نیک می دانم جرعه ای بیش نیستم درمقابل

چشمه سار عطوفت تو ! چون می خواهم مثل تو باشم و ازفردای بی تو بگریزم .

در قلبم گلستانی ساختم و بر روی تمام گلبرگ های یاس نوشتم:

"اللهم عجل لولیک الفرج"

نایب ایرانی امام زمان(عج)

مهدی باوری در سخنان نایب الحجه (1)

محمد بن عثمان، دومین نایب امام زمان (ع)، در شهر بغداد، 10نماینده داشت که به او در کارهایش کمک می کردند. حسین بن روح هم یکی از آن ها بود. با این که 9 نفر دیگر به محمد بن عثمان نزدیک تر بودند، اما او به فرمان امام زمان (عج)حسین بن روح را جانشین خودش کرد. حسین بن روح نوبختی در زمان امام یازدهم (ع) هم از صحابه خاص آن حضرت بود. می گویند اولین توقیع از ناحیه مقدسه (اولین نامه از طرف امام زمان) در مورد او  در ششم ماه شوال سال 305 هجری رسیده بود به این مضمون:

« ما او را می شناسیم. خداوند خوبی ها و رضای خود را به او بشناساند و او را با توفیقات خود سعادتمند گرداند. از نامه او اطلاع یافتیم و به وثوق او اطمینان داریم. او در نزد ما جایگاهی دارد که او را مسرور می گرداند. خداوند احسان و نیکی خود را درباره او افزون کند. انه ولی قدیر، و الحمدلله لا شریک له و صلی الله علی رسوله محمد و آله و سلم تسلیما.»

نوبختی از چه خاندانی بود ؟

ابوالقاسم حسین بن روح از یک خاندان بزرگ شیعه ایرانی بود به نام نوبختی. این خاندان در بغداد، مرکز خلافت بنی عباس زندگی می کردند و با مردان دانشمند و رجال سیاسی شان، از شیعیان حمایت می کردند. حسین بن روح به دانش و خرد معروف بود و حتی اهل تسنن به او احترام می گذاشتند، اما او مجبور بود در مقابل مخالفان تقیه کند. شیعیان در این که او نماینده امام است، تردیدی نداشتند. با این همه، چند نفر بودند که از روی حسادت، مقابل او ایستادند. یکی از آن ها شخصی بود به نام شلمغانی که از نمایندگان محمد بن عثمان بود. حسین بن روح در مدتی که مخفیانه زندگی می کرد و شلمغانی را وسیله ارتباطش با شیعیان قرار داده بود ، اما شلمغانی بعدها به کلی از راه راست برگشت و ادعای بابیت و بعد هم ادعای خدایی و پیغمبری کرد و آخرش به دار آویخته شد.

رفتار نایبان در مقابل مخالفان

نایبان امام سعی می کردند توجه مخالفان را جلب نکنند، اما بالاخره شهرت حسین بن روح به نمایندگی امام و رسیدگی او به کارهای شیعیان، باعث شد 5 سال در زندان باشد. البته در ظاهر می گفتند به خاطر مالی که به دیوان بدهکار بوده، او را به زندان انداختند. بعد از آزادی او، چون چند نفر از خاندان نوبخت در دستگاه حکومت به مقام و منصب رسیده  بودند، دیگر کسی زیاد مزاحمش نمی شد و او به همان جایگاه و احترامی که داشت، برگشت و تا آخر عمرش سرپرستی شیعیان را به عهده داشت.

عریضه‏ها را چاه کجا مى‏برد؟

                روایاتی در باب انتظار فرج

                  
 

خاموش‏تر از چراغ مرگیم

روشن‏تر از آفتاب کجایى‏؟

عقربک‏هاى ساعت، تا کى به گرد خود گردند، بیهوده در صفحه غیبت.

در گرگ و میش سحرگاه، پایان دروغ را انتظار مى‏کشیم.

آن روز که بیایى، جهان براى خوشبختى ما تنگ است.

آغاز و فرجام خویش را در تو مى‏جوییم.

این گریه را پایانى است اگر، اشک راه خود را بداند و بر هر دامانى نریزد.

پوست را بادام و سال را ایام و زیستى را کام و بودن را نام تویى.

من کیستم؟ تو کیستى؟ من اینک نه آنم که بودم. تو همچنان آنى که بودى.

مگذار که بگویم در تن من، امید را به خاک سپردند و سنگى صنوبرى شکل بر سر آن نهادند.

هیچیم هیچ، بى‏تو اى همه کس، همه چیز، همه جا، همه وقت، همه عمر...

دلى داریم به پریشانى دود; سرى داریم به حیرانى رود;

چشمى به گریانى ابر; غمى به وفادارى بخت. نه اقبال خوشایندى، نه مرگ ظفرمندى.

رفتن، یعنى غیبت، آمدن، یعنى ظهور. بودن یعنى انتظار.

کار یعنى سالنامه عمر را ورق زدن. سیاست، یعنى به لبخند تو خندیدن.

حکومت، یعنى زیر پاى تو فرش گستردن. عاشورا، یعنى غمهاى تو.

محرم، یعنى دمیدن مهتاب فراق.

این است معناى حقیقى کلمات.

عریضه‏ها را چاه به کجا مى‏برد؟ آیا او هم...

سر و دست مى‏شکند غول فراق: ما به جنگ مگسها بسیجیده‏ایم.

اگر نه یک دم هماواز توییم، مگر چنگ ناساز تو نیستیم؟

خوشا آن در که به روى تو هر روز مى‏خندد

دیوونه کربلاتم

http://www.4shared.com/dir/GzbOKnDy/sharing.html


یکی ازاجراهای محرم امسال بنده حقیره