ما، بی تو، تا دنیاست، دنیایی نداریم
چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم
ای سایه سار ظهر گرم بی ترحم
جز سایه دستان تو، جایی نداریم . . .
********************************************
تو می آیی و دست های مرا
پر از عطریاس و سحر می کنی
تو می آیی و لحظه های مرا
از احساس گل تازه تر می کنی . . .
********************************************
بگذار بگویمت دلم غم دارد
یک عالمه اشک و آه و ماتم دارد
عجّل بظهور، عصر آدینه ها
ای یوسف فاطمه تو را کم دارد. . .
********************************************
هرروز که می گذرد
یک روز به ظهور
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه )
نزدیک تر می شویم،
اما به خود
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه )
چطور؟!!...
منبع

عرق خورده بود !
دهانش بوی بدی میداد !
داشت میرفت !
ناگاه دید از مقابل امام صادق یا موسی بن جعفر علیهمالسلام میآید .
با خود گفت چه کنم؟
جلو بروم ، آقا سؤال کنند : چرا دهنت بوی بد میدهد ، چه جواب بدهم ؟
اگر برگردم بد است ، چشمهایم توی چشمهای حضرت افتاده است !
باید بروم سلام کنم
همین طور در خجالت مانده بود که چه کند
آرام آرام میرفت و متحیر که چه کند ، آقا هم نزدیک میشد.
وقتی مقابل هم قرار گرفتند ، نتوانست سلام کند !
از خجالت سرش پایین افتاد !
خوش به حال کسی که اگر هم گناه میکند ، وقتی به خودش آمد
شرمنده شود، از امام زمانش حیا کند، افتخار نکند که من بودم
یک همچین گناهی کردم
تا سرش از خجالت پایین افتاد،دید حضرت ایستاد و فرمود: نه، نه
در هر حالی که هستید سرتان را از ما خانواده پایین نیندازید
شما کسی جز ما ندارید ، کسی و پناهی غیر از ما ندارید .
دوستان
آیا ما از امام زمانمون خجالت میکشیم ؟
میخواستم بگم وای بر ما ...دیدم جسارته به شما پاکان بگم
میگم :
وای بر من که هر روز امام زمانمو ناراحت میکنم و خجالت نمیکشم!!!
در معرفت امام زمان
همانطور که اعتقاد به توحید و نبوت و معاد، بدون ایمان به ولایت امیر المومنین علیهالسلام و برائت از غاصبین حق خلافت ارزشی ندارد، و به همانگونه که نماز و حج و دیگر عبادات ، بدون ولایت اهل بیت علیهم السلام پشیزی نمیارزد ، همه این اعتقادات وعبادات اگر انجام شود وانسان به ولایت اهل بیت نیز ایمان داشته باشد ولی امام زمان خویش را نشناسد ، از هیچ یک از معتقدات خود ، حتَّی از ولایت ائمه قبل نیز بهرهامند نخواهد گردید .
بهترین سند بر ادعای فوق، روایت مشهوری است که اهل سنت وشیعه آن را نقل نموده وبر آن اعتماد کردهاند وآن اینکه ؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند: « من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة ؛1 کسی که بمیرد وامام زمان خویش را نشناسد ، به مرگ جاهلیت مرده است .
معنای جاهلیت در این روایت چیست؟
منظور از جاهلیت در این روایت ، ایام کفر وضلالت قبل از اسلام است .
بنابراین معنای حدیث چنین خواهد شد: اگر مسلمانی _ یعنی کسی که توحید ونبوت وقرآن وقیامت ودیگر مبانی دین را پذیرفته وبه واجبات دین اهتمام نموده است _ بمیرد وامام معصوم زمان خویش را نشناخته باشد ، او نامسلمان مرده ، دین او همان کفر وضلالت کفار ومشرکین قبل از اسلام تلقی خواهد شد واز اسلام، توحید ، نبوت ، تقوی وعبادت خود نفعی نخواهد برد.
لفظ جاهلیت، در این نقل از حدیث، توصیف روشنتری یافته است .
راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودهاند: من مات ولا یعرف إمامه مات میتة جاهلیة ؛ کسی که بمیرد وامامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟ فرمودند: آری ، عرض کردم : این جاهلیت به معنی جاهلیت ایام نادانی قبل اسلام است ، یا منظور جاهلیت عدم آشنایی با امام میباشد ؟ یعنی آیا جاهلیت چنین کسی در همه زمینهها ومطلق بوده ویا در محدوده خاص امامت بوده و به دیگر محدودههای دین لطمه نمیزند؟
امام فرمودند : « جاهلیته کفر ونفاق وضلال ؛2 جاهلیت او از سنخ جاهلیت کفار، منافقین وگمراهان است .»
یعنی جاهلیت مطلق بوده ، گمراهی از امامت مساوی با گمراهی در تمامی مبانی دین خواهد بود .3 پس علاوه بر معرفت اصل ولایت وشناخت حق اهل بیت علیهم السلام ، ما موظف به معرفت واطاعت وتسلیم در برابر امام زمانمان علیه السلام نیز هستیم ومعرفت ولایت، ما را بی نیاز از معرفت آن حضرت نخواهد کرد. محمد بن تمام گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فلان کس از دوستان شما اهل بیت است... او به ولایت امیر المومنین علیه السلام ایمان داشته ، ولی اوصیاء آن حضرت را نمیشناسد . امام فرمودند: او گمراه است ، او مانند کسی است که به نبوت عیسی اقرار کرده نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را انکار کند یا نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را پذیرفته ونبوت عیسی را انکار نماید . ما به خدا پناه میبریم از کسی که حجتی از حجج الهی را انکار نماید .4
فرد دیگری نیز از امام صادق علیه السلام میپرسد: کسی که به ائمه قبل
معرفت داشته، فقط امام زمان خویش را نمیشناسد، آیا چنین کسی مؤمن است؟
فرمودند: خیر .5
امام صادق علیه السلام فرمودند: « من أقرَّ بالأئمّة
من آبائی وولدی وجحد المهدی من ولدی کان کمن أقرَّ به جمیع الأنبیاء وجحد
محمّداً صلَّی الله علیه وآله وسلَّم ؛کسی که به امامت پدران من اقرار
نموده ، امامت فرزندان (معصوم) مرا نیز بپذیرد ، ولی مهدی را که از
فرزندان من خواهد بود انکار کند ، مانند کسی است که نبوت جمیع انبیاء را
پذیرفته ، نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را انکار نماید.»
امام زمان علیه السلام
انکار امام زمان(ع)، انکار نبوت است!
امام صادق علیه السلام فرمودند: « من أقرَّ بالأئمّة من آبائی وولدی وجحد المهدی من ولدی کان کمن أقرَّ به جمیع الأنبیاء وجحد محمّداً صلَّی الله علیه وآله وسلَّم ؛کسی که به امامت پدران من اقرار نموده ، امامت فرزندان (معصوم) مرا نیز بپذیرد ، ولی مهدی را که از فرزندان من خواهد بود انکار کند ، مانند کسی است که نبوت جمیع انبیاء را پذیرفته ، نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را انکار نماید.» 6
نتیجه :
نکته این بحث در این است که بنابر روایات ، انکار یکی از ائمه در حکم انکار جمیع آنها ودر حکم انکار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بوده. چنین کسی قطعاً گمراه ومنحرف خواهد بود .7
و نکته ی دیگر اینکه ؛ در عصر ما شناخت امام زمان حضرت مهدی علیه السلام از لوازم ایمان وسعادت اخروی انسان وقبول اعمال او است. این اعتقاد است که او را از معرف دیگر ائمه ودیگر مبانی دینی ، بهرهامند میسازد و راه سعادت و خوش بختی را برای او فراهم میکند.
فرآوری: زهرا اجلال
پی نوشت ها :
1- این روایت را احمد حنبل در 3 موضع از کتاب مسند جلد 4 ، ص 96 و ج 3 ،ص 446 وج2 ، ص 83؛ بخاری در صحیح 5: 13 وبیش از بیست کتاب دیگر از کتب اهل سنت آن را نقل کردهاند . در کتب شیعه مرحوم علامه مجلسی این روایات را در بحار الانوار ، جلد 23/ باب 4 طی چهل حدیث گوناگون جمع کرده است.
2- کافی ، ج 1 ، ص 377
3- علامه امینی رضوان الله علیه صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر میفرمودند: در سفری به سوریه، دانشمندان آن دیار، به دیدار من آمدند، در مجلسی از بزرگان اهل سنت آن منطقه، یکی از آنان به من رو کرده گفت: آیا در اسلام جز ولایت وامامت ، اصلی دیگر وجود ندارد که تو فقط درباره ولایت وغدیر ومفاهیم مربوطه مینویسی؟! آیا اسلام ، توحید ندارد ، نبوت وقرآن واخلاق واحکام ندارد ؟ من هر چه فکر کردم که به این فرد سنی در مجمعی از اهل سنت چه جوابی بدهم که دندان شکن باشد ، چیزی به ذهنم نیامد . قلبا به حضرت امیر المومنین علیه السلام متوسل شدم که: من در این جمع زبان شما اهل بیت هستم . مرا یاری دهید تا بتوانم از منطق شما دفاع کنم . به عنایت مولا به ذهنم رسید که به این حدیث شریف استناد کنم ، لذا روایت : (من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة) را خوانده، مدارک آن را بیان کرده معنای آن را توضیح دادم وگفتم: این کار را فقط از ولایت میگویم ومی نویسم ، سلیقه من نیست ، بلکه فرمایش رسول خدا در این حدیث است که کسی که ولایت ندارد ، از توحید ونبوت ومعاد وقرآن واحکام بهرهای نمیبرد. وآنها هم ساکت شدند .
دوست دارم که یک شب جمعه/ صبح گردد به رسم خوش عهدی ناگهان بشنوم زسمت حجاز/ نغمه ی دلخوش انا المهدی . . .

دوست دارم که یک شب جمعه/ صبح گردد به رسم خوش عهدی
ناگهان بشنوم زسمت حجاز/ نغمه ی دلخوش انا المهدی
.
.
.
مرا با عشق خود درگیر کردی / به پایم با غمت زنجیر کردی
بدان دنیای بی تو هیچ باشد / دلم را از زمانه سیر کردی
تو با رفتن به پشت ابر ایّام / غروب جمعه را دلگیر کردی
یا اباصالح ادرکنی . . .
.
.
باز به انتظار تو جمعه غروب میشود / اگر بیایی از سفر آه چه خوب میشود . . .
اللهم عجل لولیک الفرج
.
.
.
جمله جمله نه! واژه واژه تورا / ای سفر کرده گفتگو کردیم
کوچه کوچه نه! خانه خانه تورا / سالیانی ست جستجو کردیم
سوره سوره نه! آیه آیه تو را / در مناجات آرزو کردیم
جمعه جمعه نه! لحظه لحظه تو را / ندبه کردیم و های و هو کردیم . . .
.
.
.
امام زمان (عج):
و مارا از شیعیان دور نگه نمی دارد مگر اعمال بد آنان
که به ما می رسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است . . .
.
.
.
ازشنبه درون خود تلنبار شدیم/تا آخر پنج شنبه تکرار شدیم
خیر سرمان منتظر دیداریم/ جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم . . .
.
.
.
روز آدینه شد و تشنه ی دیدار توام / سالیانیست که سرگشته بازار توام
بوی پیراهن تو میرسد از راه کنون / یوسفا دیده به راه تو و بیمار توام . . .
.
.
.
بیا برای فرج روز و شب دعا کنیم / دل امام خویش را ز خود رضا کنیم
عزیز فاطمه مهدی-ع دلش پر از خون است / بیا که بهر خدا از خدا حیا کنیم . . .
.
.
.
روز جمعه ، رو به قبله ، دست به سینه ، بر سر پا ، کمترین هدیه از ما
یاد مولا ( السلام علیک یا حجت الله فی ارضه )
.
.
.
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت
بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیدست
چرا آب به گلدان نرسیدست و
هنوزم که هنوز است
غم عشق به پایان نرسیدست
بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد
که هنوزم که هنوزاست
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست
چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست
عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس
تو کجایی گل نرگس؟